Sat98 Register

به انجمن تخصصی و آموزشی ست نود و هشت خوش آمدید

اگر برای اولین بار است از این سایت دیدن میکنید برای استفاده کامل از تمام امکانات سایت لازم است که حتما ثبت نام کنید تا امکان ارسال مطلب و دانلود فایل و دسترسی به تمام انجمن ها به امتیازات شما اضافه شود برای از بین رفتن این صفحه و بازدید راحت و بی دردسر از انجمن با سرعت بالا حتما باید ثبت نام کنید

برای ثبت نام در انجمن اینجا کلیک کنید

» منوی وارد کردن یوزر و پسورد کاربری «

رمز عبور خود را فراموش کردید ؟
نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده
ccc new
لطفا ثبت نام کنید
فروش ویژه CC Cam
Sat98 Team Quick News

کلیک کنید

کلیک کنید

تماس بگیریدکلیک کنید

Sat98 SOCKSSat98 VPN

تماس بگیریدکلیک کنید

توجه کنید

آخرين پست ها

Sat98

Sat98

بازگشت   Sat98 Professional Forum > مباحث غیر تخصصي (علمی - مذهبي - تاريخي - فرهنگي) > بخش ایران زمین و تاریخی > مطالب متفرقه تاريخ


اطلاع رسانی

آدرس جدید سایت : www.11sat98.in

مسئولیت مطالب ارسال شده توسط کاربران به عهده‌ی خودشان می‌باشد و لزوماً نظر و یا مطلب كاربران مورد تایید مسئولین و مدیران سایت نیست

برای استفاده از تمامی امکانات انجمن و پرداخت حق اشتراک و ارسال مشخصات پرداختی کلیک کنید

پاسخ  ارسال موضوع جدید
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#101)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2007/12/14, 13:23

ايران

نافرماني مصريان از حكمرانان ايراني خود و سركوب شدن آنان توسط سربازان اعزامي از كرمان و پارس

تا اول ژوئيه سال 425 پيش از ميلاد، ديگر برحكمران ايراني مصر مسلم شده بود كه آتني ها بار ديگر به تحريك مصريان بر ضد امپراتوري ايران دست زده بودند. مصريان در يكصدمين سال حكومت ايرانيان بر آنان، در پرداخت ماليات به حكمران ايراني مصر تعلل مي كردند و اين تعلل كه به تدريج عموميت يافته بود سوء ظن حكمران را برانگيخته بود و در اين زمينه دست به بررسي گسترده زده بود. تحقيقات حكمران به اين نتيجه رسيده بود كه محرك مصريان در اين نافرماني و كارشكني، آتني ها بودند كه با دولت ايران به دليل حمايت از اسپارتي ها دشمني داشتند. آتني ها از دير زمان با مصريان داد و ستد داشتند و با كشتي هاي خود به بنادر مصر رفت و آمد مي كردند. به علاوه، مصر داراي جوامع كوچك آتني بود. در آن زمان ميان اسپارت و آتن جنگ بود و دولت ايران با كمك مالي، ارسال اسلحه، تداركات و كشتي از اسپارتي ها حمايت مي كرد و سرانجام همين كمكها باعث پيروزي اسپارت شد.اين جنگها كه سالها طول كشيد، در تاريخ به «جنگهاي پلوپونز/ Poloponnesian War» معروفند كه «توسيدس Thucydides» مورخ، گزارشگر عيني اين جنگها بود و تحت همين عنوان تاريخ مشهور خود را نوشت.
آتني هاي آن زمان دولت ايران را «امپرياليست» مي خواندند كه اين اصطلاح از همان زمان باقي مانده و رواج يافته است.
مصر در سال 526 پيش از ميلاد به دست «كامبيز Cambyses ( کامبوزيا - کامبوجيا ) پسر و جانشين کوروش بزرگ فتح شد و ايرانيان قسمتهاي از سودان [در آن زمان: نوبي] و ليبي را هم به آن اضافه كردند.
نافرماني مصريان در سال 425 پيش از ميلاد كه سومين نافرماني ايشان در طول سلطه ايران بود؛ با اعزام نيروي اضافي از فارس امروز و كرمان از طريق دريا سركوب شد و آتني ها از مصر اخراج و ممنوع الورود به آن سرزمين شدند. در آن زمان كشتي ها از خليج فارس از طريق آبراهي كه به تصميم داريوش بزرگ حفر شده بود تا اعماق مصر و درياي مديترانه رفت و آمد مي كردند. حكومت ايران برمصر 20 سال پس از نافرماني سال 425 پيش از ميلاد، جمعا 120 سال و چند ماه، ادامه يافت.دولت ايران مصر را به نام يك ساتراپي ( استان ) خود اداره مي كرد.به همين دليل، مورخان شاهان هخامنشي ايران را سلسله بيست و هفتم مصر بشمار آورده اند. پس از آن نيز تا قرنها، يهوديان مصري خود را همچنان اتباع امپراتوري ايران معرفي مي كردند.
بايد دانست که به دستور داريوش بزرگ ميان درياي سرخ و رود نيل يك آبراه حفر شده بود تا كشتي ها از خليج فارس مستقيماً به مصر روند و به همين جهت، نيروهاي ايراني مستقر در مصر در طول 120 سال حكومت ايران و نيز كارمندان دولت و حكام ايراني مصر از كرمان و فارس اعزام مي شدند كه به خليج فارس نزديكتر بودند و هر دو شورش سالهاي 425 و 454 پيش از ميلاد مصر توسط سربازان تازه نفس اعزامي از كرمان سركوب شد. آثار آبراه درياي سرخ- رود نيل و لوح مربوط به سه دهه پيش توسط باستانشناسان كشف و در دسترس است.
پروفسور فريبرز اميني دانشمند بنام در دانش روانپزشکي فوت شد 28 ژوئن 2004 دكتر فريبرز اميني استاد روانپزشكي دانشگاه كاليفرنيا و رئيس يك انستيو در سانفرانسيسكو به همان نام و كاشف « تداوم رابطه ذهني با خاطرات كودكي » و صاحب فرضيه « ريشه محبت و علاقه مندي، وفاداري ناشي از آن و بقاء حس دوست داشتن » پريروز در 73 سالگي در سانفرانسيسكو بر اثر حمله قلبي درگذشت. وي در تهران به دنيا آمده بود.

دنياي ورزش بازي هاي المپيك تاريخ ورزش و مسابقه هاي ورزشي به 3366 سال پيش باز مي گردد، اما بازي هاي المپيك از اول ژوئيه سال 776 پيش از ميلاد آغاز شد و به طور منظم تا سال 393 ميلادي كه به فرمان «تئودوسيوس» امپراتور روم ممنوع شد ادامه يافت. دور جديد بازيهاي المپيك از سال 1896 از سر گرفته شده است.

در قلمرو دانش زادروز پونسله
ژان ويكتور پونسله Jean – Victor Poncelet رياضي دان معروف فرانسوي كه به عنوان بنيادگذار هندسه تحليلي شناخته شده است اول ژوئيه 1788 به دنيا آمد و 22 دسامبر سال 1867 درگذشت.
بناي هندسه تصويري (پروژكتيو) از پونسله است كه در ارتش ناپلئون يك افسر مهندس بود و در جريان عقب نشيني از روسيه به اسارت روسها در آمده بود و در طول اسارت به تكميل علم هندسه همت گمارد. تنظيم و فرموله كردن اصل تداوم و يافتن قطب و خط ميان قطبين نيز از پونسله است.

در قلمرو رسانه‌ها اخبار دولتي؛ تنها ده درصد " ويليام شميكWilliam Schmick " ناشر روزنامه قديمي و پر تيراژ « بالتيمور سان » كه آن را از پدرش به ارث برده بود 28 ژوئن 2004 در 90 سالگي فوت شد. وي در روزنامه نگاري داراي چند ابتكار معروف است از جمله اين كه از اخبار دريافت شده، جز مطالبي كه خبرنگار و نويسنده روزنامه مي دهد، تنها بايد به صورت « سر نخ » و « اشاره » استفاده و سپس در تحريريه روزنامه آنها را تكميل و منتشر ساخت و بر همين پايه، تعداد دفاتر خبري بالتيمور سان در كشورهاي ديگر بيش از هر روزنامه بزرگ آمريكايي است. اين اصل هم از اوست كه تنها ده درصد خبرهاي روزنامه بايد درباره فعاليتهاي دولت( مقامات رسمي ) باشد.

ساير ملل تاسيس اتحاديه بين المللي پست (UPU) اتحاديه بين المللي پست (UPU) كه در سال 1874 با تاسيس آن موافقت شده بود از اول ژوئيه 1875 كار خود را آغاز كرد كه از 1948 به صورت يك آژانس وابسته به سازمان ملل فعاليت مي كند و 189 عضو دارد. هدف عمده از تاسيس آن عبور دادن و توزيع پاكات و بسته هاي كشورهاي عضو در ممالك يكديگر به بهترين صورت ممكن است. تلاش براي تاسيس اين اتحاديه، از سال 1863 آغاز شده بود. با ايجاد اين اتحاديه، جهان از نظر امور پستي به صورت يک کشور عمل مي
بازگشت هنگ کنگ به دامان مادر - سالروز استعمارزدايي از هنگ كنگ چين و ... «هو» و جوانان هنگ کنگ باهم سرود ملي چين را مي خوانند سلطه 156 ساله انگلستان بر هنگ كنگ چين در نخستين دقيقه يكم ژوئيه 1997 پايان يافت. هنگ كنگ پس از شكست نظامي چين از انگلستان در نخستين «جنگ ترياك»، از دسامبر 1841 به تصرف انگلستان درآمده بود، از 29 اوت 1842 (طبق قرارداد نانكينگ) يك كلني انگليسي شده و از سال 1898، اين اشغال نظامي «اجاره 99 ساله» عنوان گرفته بود. جنگ ترياك در پي مخالفت چينيان با ورود ترياك محصول هند توسط انگليسي ها به آن كشور و معتاد شدن مردم چين آغاز شده بود (كاري كه در آن زمان ايرانيان نكردند). چين به سبب نداشتن قدرت آتش و ناوگان مجهز در نخستين جنگ ترياك شكست خورده بود و همچنين در دومين جنگ ترياك (سال 1860)، حال آن كه چينيان، خود مخترع باروت بوده اند و ماركوپولو اين اختراع آنان را به اروپا منتقل كرد و توپ و تفنگ ساخته شد.
هنگ كنگ (به معناي بندرگاه معطر = لنگرگاه خوشبو، به علت بارگيري چوبها معّطر از آنجا در زمان قديم) مجتمعي است از 262 جزيره به وسعت يك هزار و 104 كيلومتر مربع و 7 ميليون جمعيت. هنگ كنگ كه پاي نخستين اروپايي در سال 1513 به آن رسيد پس از استعمارزدايي با روش «يك كشور با دو نوع نظام» اداره مي شود ـ روشي كه شوروي آن را رد كرد و فروپاشيد. در سال 2006 درآمد سرانه (هر فرد در هر سال) در هنگ كنگ نزديك به چهل هزار دلار بود.
دولت لندن كه در دهه 1990 متوجه قدرت عظيم چين نوين شده بود و احتمال مداخله ارتش آزاديبخش را پيش بيني كرده بود در 1984 موافقت كرد كه در پايان ژوئن 1997 هنگ كنگ را به چين بازگرداند.
«هو» درانقلاب فرهنگيدر يكم ژوئيه 2007 به مناسبت دهمين سالروز استعمارزدايي از هنگ كنگ، «هو» رهبر چين از هنگ كنگ ديداركرد و با جوانان هنگ كنگي سرود ملي چين را خواند. «هو» زماني، خود از فعالان انقلاب فرهنگي چين بود.
رسانه هاي آمريكا از آغاز سال 2007 چين را كه قدرت آن روزافزون و ايست ناپذير شده است به زير حمله كشيده اند و اين حملات از نوع اقتصادي است. يك بار، اسباب بازي هاي چيني را غير بهداشتي گزارش مي كنند، بار ديگر داروهاي آن و در ژوئن 2007 خمير دندان، لاستيك خودرو و ماهي وارداتي از جمهوري خلق چين را. در همه اين انتقادها، اشاره اي هم به غير ضروري بودن تقويت بنيه نظامي چين مي شود و اينكه چرا اين كشور هرسال بيش از يكصد ميليارد دلار صرف تهيه جنگ افزار تازه مي كند. حدود بيست درصد لاستيك وارداتي آمريكا، محصول چين است.
در يک مراسم علني (نمايش وار) به صدام حسين و دستيارانش تفهيم اتهام شد و ..... صدام در جلسه اول ژوئيه
يکم ژوئيه 2004 ، صدام حسين و 11 دستيارش در يک جلسه مقدماتي تفهيم اتهام شدند و به اين اتهامات مختصرا پاسخ گفتند. اين جلسه، محاکمه نبود. محاکمه بعدا آغاز و مدتها طول کشيد( شرح جلسه مقدماتي و چند عکس ديگر صدام در سايت دوم ژوئيه ).
سي ام ژوئن 2004 ،صدام حسين و 11 تن همکاران نزديکش كه از ماهها پيش زنداني آمريكا بودند در محلي نا معلوم و به صورت غير علني به حضور "سالم چلبي" که مدير يک دستگاه قضايي ويژه عراقي اعلام شده بود برده شدند و در آنجا به آنان اطلاع داده شد که از اين پس اسير جنگي نيستند و متهم به ارتکاب جنايت هستند و يکم ژوئيه دوباره احضار و در يک جلسه مقدماتي به آنان تفهيم اتهام خواهد شد و از موارد اتهامي خود آگاه خواهند شد. پس، در اختيار قوه قضايي عراق هستند ولي فعلا زندانبانان آنان همچنان آمريکائيان خواهند بود.
اين عده به صورت جداگانه (يکايک) به اطاق سالم چلبي 67 ساله احضار شده بودند. سالم چلبي بعدا به خبرنگاران گفت که صدام حسين تکيده ولي مودب به نظر مي رسيد و هنگام ورود به اطاق "صبح به خير" گفت و پس از اطلاع از اين که ، ديگر اسير جنگي نيست گفت: بسيار خوب - تا فردا.
قبلا از سوي رئيس جمهوري آمريكا، صدام يک " اسير جنگي" اعلام شده بود که يکم ژوئيه طبق يك برنامه که رسانه هاي ساير کشورها آن را "نمايش ويژه از پيش تنظيم شده" خوانده بودند و مراسم آن از تلويزيون عراق پخش خواهد شد تفهيم اتهام خواهد شد و از آن پس يکي از متهمان دستگاه قضايي دولت موقت عراق خواهد بود که بازپرسان و قضات عمدتا مركب از كساني هستند كه از دست او از عراق فرار كرده بودند و پس از اشغال نظامي عراق، دوباره داراي مقام شده اند. از آنجا که ميثاق هاي ژنو درباره اسيران جنگي حکم مي کند که پس از اعلام پايان جنگ و اشغال نظامي، اين اسيران آزاد شوند، قبل از تحقق اين کار، سي ام ژوئن عنوان زنداني جنگي بودن صدام و دستياران سابقش تغيير يافت و يکم ژوئيه 2004 نيز حضورا به آنان تفهيم اتهام شد.
در اين روز در سال 2004 گزارشهاي مربوط چنين بود: با اين که تمهيدات دو روز اخير درباره صدام و دستيارانش از طرف برخي حقوقدانان مطابق استاندارد جهاني خوانده نشده است؛ از اين پس اين گروه عنوان متهم داخلي خواهند داشت. در هر صورت بعيد است که محاکمه در سال ميلادي جاري و پيش از انتخابات آمريکا برگزار شود. اتهامات اين عده مربوط به کارهاي سابق آنان است. گفته مي شود که صدام ممکن است در جريان محاکمه خود پاي جورج بوش ( پدر) و مقامات دولتهاي پيشين آمريکا را به ميان بکشد و از ملاقات پيشين خود با رامسفلد سخن بگويد و نيز بگويد که مواد اوليه سلاحهاي شيميايي به دستور چه کساني در اختيار او قرار داده شده بود. دولت صدام تا زمان تصرف کويت و اعلام آن به عنوان يک ايالت عراق، از حمايت دولت آمريکا برخوردار بود و از دوستان اين دولت در خاورميانه بشمار مي آمد. همچنين ممکن است صدام در طول محاکمه خود فاش سازد که چه کساني (از جمله سفير وقت آمريکا در بغداد) او را تشويق به تصرف کويت کرده بودند و ....
از 28 ژوئن "اياد علاوي" که سالها پيش در لندن، عوامل صدام قصد جانش را کرده بودند و ضمن آن مجروح شده بود بر جاي "پال برمر" فرماندار آمريکايي عراق نشسته بود.
به گزارش برخي رسانه ها، پس از نمايش چند پرده اي مراسم تفهيم اتهام به صدام حسين و نشان دادنش به مردم عراق با دستبند، و انتقال او به يك زندان مشخص توسط چند پليس عراقي، كه هدف از آن تحقير وي و تضعيف روحيه عراقي ها خوانده شده بود؛ بقيه كارها همچنان در دست نظاميان آمريكايي خواهد بود كه تا آينده اي نامعلوم در عراق باقي خواهند ماند. برخي از عراقي ها ابراز عقيده كرده اند كه درست نيست يك فرد (صدام) را به دست دشمنان شخصي اش بدهند تا تحقير و مجازات كنند. صدام حسين در آخرين روز سال ميلادي 2006 اعدام شد.
شش تن از متهمان
نظر روزنامه نگار آمريكايي (در سال 2004) در باره نخوت و خودبيني تيم جورج بوش و پيش بيني دشواري هاي عراق «ترودي روبين» مفسر روزنامه فيلادلفيا اينكوايرر كه ظرف يك سال اخير سه بار از عراق ديدن كرده در مقاله اي كه در 29 ژوئن 2004 در اين روزنامه كه به نقل از آن در برخي روزنامه هاي ديگر آمريكا انتشار يافته بود چنين نوشته بود:
اشغال نظامي عراق طبق اعلاميه دولت پايان يافته و اينك زمان آن فرا رسيده است كه بررسي شود چرا در عراق كارها از مسير خود خارج شد.
به نظر من بررسي بايد از اينجا آغار شود كه چرا سازمانهاي اطلاعاتي نتوانستند انفجارهاي انتحاري كه همه برنامه ها را فلج كرده ، از قبل پيش بيني كنند و در يك سال اخير منبع و منشا آنها را كشف و خنثي سازند. به پيش بيني من، اين عمليات در ماههاي آينده شدت خواهد يافت تا بر نتيجه انتخابات دوم نوامبر( 2004 ) اثر بگذارد، و شايد هم در سالهاي آينده. مي دانيم تا زماني كه انفجارهاي انتحاري ادامه داشته باشد نيروي 130 تا 140 هزار نفري آمريكا و يا بيشتر نمي تواند از عراق خارج شود حتي اگر تا ابديت باشد، و تا روزي كه عراقي ها در خيابانهاي خود سرباز خارجي ببينند باور نخواهند كرد كه اشغال نظامي پايان يافته و حاكميت دارند، لذا خشم آنان فروكش نخواهد كرد.
از خيل پيمانكارهاي كشورهاي مختلف به دليل ناامني و ترس از ربوده شدن كاري ساخته نيست و از 18 ميليارد بودجه نوسازي تنها سه و نيم ميليارد مصرف شده و آن هم در پيچ و خم هاي اداري حيف و ميل گرديده و صحبت از سوء استفاده هاي مالي است.
«روبين» نوشته بود كه ريشه مشكلات عراق نتيجه سياست نخوت گرايانه، تكبر آميز و خود بيني هاي تيم جورج بوش در كاخ سفيد است. در ميان اين تيم كسي حاضر نيست بپذيرد كه مقاومت و عصيان در عراق شديد است و شيرازه امور از هم پاشيده شده است.
اين تيم (گروه بوش) پيش از آغاز جنگ، به اخطارها و اندرز هاي ژنرالها، مشاوران و حتي «سيا» درباره «اوضاع پس از جنگ» توجه نكرد و نتيجه اين بي توجهي همين است كه امروز مي بينيم. وولفويتز يكي از اعضاي تيم، قبل از جنگ در جواب به سئوال خود من گفت كه عراق پس از جنگ اوضاعي شبيه آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهاني دوم خواهد داشت. او نتوانست مجسم كند كه ملت درهم شكسته آلمان كه از هر سو در محاصره بود انتخابي جز قبول شرايط و استقرار نيروهاي خارجي در كشورش را نداشت ولي عراقي ها چنين نيستند، در ميان ملت عرب و در بين كشورهايي هستند كه با آنان دشمني ندارند.
تيم كاخ سفيد انتظار داشت كه احمد چلبي پس از ورود به عراق مورد استقبال قرار مي گيرد و دمكراسي برقرار مي كند.
موضوع ديگري كه به آن توجه نشد فرهنگ و روانشناسي اعراب است كه هيچ عرب مسلماني حضور درازمدت يك نيروي غربي را در منطقه تحمل نمي كند.
غارت بغداد پس از فرو پاشي دولت صدام باعث به وجود آمدن يك مافياي عراقي شد كه مزيد بر علت شده است.
سازمانهاي نظامي و انتظامي عراق را بدون داشتن منطق منحل كردند و چون نياز به نيروي بيشتر پيدا شد ذخيره ها را در آمريكا احضار كردند و ....
اقدامي كه بايد سرمشق همه دولتها قرار گيرد 29 ژوئن 2004 دولت ونزوئلا پيش از اين كه يك نامه به خط «سيمون بوليوار» قهرمان ملي لاتين هاي قاره آمريكا و باني استقلال ونزوئلا، كلمبيا، پرو ، بوليوي ( كه نامش را بر آن گذارده اند)، اكوادور، پاناما و ... در حراج لندن بفروش برسد و به دست سوداگران بيفتد آن را به مبلغي كه فاش نشده است خريداري كرد تا در موزه ملّي كاراكاس نگهداري شود. تاريخ تحرير اين نامه 21 فوريه 1819 است. اين عمل دولت چپگرا و ملي گراي ونزوئلا در ژوئن 2007 در فرانسه سرمشق قرار گرفت و يكي از شمشيرهاي ناپلئون كه به حراج گذارده شده بود توسط يكي از بستگان فرانسوي او به بيش از شش ميليون دلار خريداري شد تا از فرانسه خارج نشود و به دست بيگانه نيفتد. جا دارد كه عمل دولت ونزوئلا سرمشق همه دولت ها قرار گيرد.
شمشير ناپلئون

برخي ديگر از رويدادهاي 1 جولای 1646: جي. دبليو. لايبنيز g.w. leibniz فيلسوف و رياضيدان آلماني به دنيا آمد.
1804: ژرژ ساند georg sand داستان نگار فرانسوي متولد شد.
1823: فدراسيون آمريکاي مرکزي از مکزيک جدا شد.
1862: تعدد زوجات در آمريکا غير قانوني اعلام شد.
1867: دولت انگلستان براي نظارت بر دومينيون هاي خود « وزارت امور دومينيون ها » را تاسيس كرد كه اين سازمان در همين روز در سال1947 به دفتر روابط كامان ولث ( كشورهاي مشترك المنافع ) تغيير نام داد.
1879: لئون ژوهو L.Jouhausx سوسياليست فرانسوي و از موسسان سازمان جهاني کارگران به دنيا آمد. وي در 1951 برنده جايزه نويل شد.
1916: در جريان جنگ جهاني اول، نبرد سم (به ضم س) آغاز شد كه در نخستين روز آن 20 هزار سرباز انگليسي به دست آلماني ها كشته و 40 هزار تن ديگر زخمي شدند.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#102)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2007/12/14, 13:24

ايران

... و به اين سان يك اشتباه يك دودمان را بر باد داد

يك ماه پس از اين كه مسعود غزنوي برادرش محمد را كور كرد تا بدون داشتن رقيب و با خاطري آسوده برجاي پدر (محمود غزنوي) بنشيند، در قلمرو غزنويان ـ ايران خاوري آن زمان (افغانستان و پاكستان كنوني) ـ ميان مردم دو دستگي بروز كرد كه در دراز مدت به تضعيف حكومت غزنويان و پايان كار آنان انجاميد.
«مسعود» اول ژوئيه سال 1030 ميلادي برادرش محمد را كور كرده بود. سلطان محمود غزنوي ـ از تركان غز ـ پيش از اين واقعه در گذشته بود و با اين كه پيش از مرگ، مسعود را به جانشيني خود انتخاب كرده بود، مسعود براي اين كه بدون دغدغه حكومت كند برادر را كور كرده بود. غزنويان، به ويژه سلطان محمود با اين كه زبان آبائ - اجدادي شان تركي بود به فرهنگ ايراني و ادب پارسي جذب شده و در اين زمينه کمک فراوان کرده بودند. گسترش دين اسلام در شبه قاره هند ( بعد از فتوحات اوليه اعرابي که در قرن هفتم ميلادي ايران را متصرف شده بودند)،عمدتا در زمان حكومت محمود غزنوي صورت گرفت كه نتيجه اش ايجاد كشور پاكستان در نيمه قرن گذشته، 9 قرن پس از درگذشت سلطان محمود بوده است.
روي گردان شدن مردم از مسعود پس از كوركردن برادرش، ده سال بعد باعث شكست ارتش مسعود از سلجوقيان ـ دسته ديگري از تركان مهاجر ـ شد. سلجوقيان با اجازه غزنويان به نقاط جنوبي تر كوچ كرده بودند. پس از شكست مسعود و عقب نشيني او به غزنه، مردم ناراضي، او را كشتند و برادر كورش محمد را شاه كردند، ولي نابينا بودن محمد و افتادن امور در دست افرادي كه به شايستگي برخي از ايشان ترديد بود باعث تضعيف هر چه بيشتر غزنويان و پايان تدريجي كار آنان شد.
نشست اديبان براي نوسازي نثر نويسي، ترجمه و روزنامه نگاري ايران دوم ژوئيه سال 1946 نشست اديبان و نويسندگان ايران كه از 25 ژوئن (چهارم تير ماه 1325 خورشيدي) براي نوسازي روزنامه نگاري، ترجمه و نثرنويسي و اظهار نظر درباره شعر تشكيل شده بود با صدور قطعنامه (توصيه نامه) اي پايان يافت كه تا سالها الگوي نويسندگي بود. در جلسات هفت گانه اين نشست (كنگره) اديبان و نويسندگان از جمله دهخدا، بهار، حكمت، فروزانفر و علي شايگان شركت داشتند و روش هاي روزنامه نگاري و نثر نويسي اروپايي در اين جلسات بررسي شد و سبكهايي براي ترجمه از زبانهاي ديگر مورد موافقت قرار گرفت که رعايت انها به مترجمان توصيه شد.
نوسازي واقعي روزنامه نگاري ايران از سال 1335 و تاسيس نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران و دعوت دو استاد روزنامه نگاري از آمريكا از جمله دكتر ويلسون رئيس وقت گروه روزنامه نگاري دانشگاه يوتا و سپس ايجاد دوره هاي خبرنويسي و اديت در دانشگاه تهران براي روزنامه نگاران شاغل و تدريس استادان و روزنامه نگاران معروف جهان در آنجا آغاز شد. پيش از سال 1335، روزنامه نگاري ايران مطابق استاندارد جهاني نبود و قواعد و اصول معيني را دنبال نمي كرد و چون مطالب ساده، روان، روشن و كامل نوشته نمي شد عادت و اعتياد به روزنامه خواني در طبقه باسواد ايراني به وجود نيامده و روزنامه از نيازمندي هاي زندگي روزمره نشده بود.
فشارهاي تازه، که واکنش دولت آمريکا به نخستين مصاحبه احمدي نژاد تلقي شد دولت آمريكا 29 و 30 ژوئن 2005 فشارهاي سياسي تازه اي بر جمهوري اسلامي ايران وارد ساخت. فشارهاي تازه با صدور دستور جورج بوش به دادستان كل اين كشور آغاز شد كه اموال كمپاني هايي را كه با ايران در توليد اسلحه كشتار جمعي همكاري دارند و يا همكاري خواهند داشت توقيف كند.
رئيس جمهوري آمريكا همزمان از مصاحبه پنج تن از گروگانهاي سابق از جمله «ويليام دائرتي» مامور بازنشسته «سيا» و سرهنگ بازنشسته «چارلز اسكات» با شبكه هاي تلويزيوني و اين ادعاي آنان كه احمدي نژاد را در نوامبر 1979 ميان دانشجويان تسخير كننده سفارت آمريكا ديده بودند استفاده ضمني كرد و در سي ام ژوئن گفت كه او منتظر دريافت اين جواب است كه آيا احمدي نژاد در آن گروگانگيري شركت داشته است يا نه.
اين خواست جورج بوش در حالي اعلام شده بود كه چند تن ديگر از گروگانهاي سابق گفته بودند كه قيافه احمدي نژاد برايشان آشنا نيست و او را ميان گروگانگيرها نديده بودند. تني چند از دانشجويان گروگانگير نيز شركت احمدي نژاد را در آن واقعه تكذيب كرده بودند. به گزارش نيويورك تايمز (مورخ اول ژوئيه 2005)، احمدي نژاد در تهران در يك گفت و شنود كوتاه با «مايكل سلكمن» خبرنگار اين روزنامه گفته بود كه شايعه مربوط به شركت او در گروگانگيري نوامبر 1979 درست نيست. اين پاسخ را احمدي نژاد در حالي كه در اتومبيل نشسته بود، مقابل خانه اش به پرسش سلكمن داده بود.
در جريان اين فشارهاي سياسي، سي ام ژوئن 2005 «مك كورماك» سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا با تاكيد گفته بود كه دولت متبوع او مصرا خواستار آزادي فوري و غير مشروط «اكبر گنجي» از زندان اوين است زيرا كه نگران سلامت اوست كه در زندان دچار ضعف مزاج شده و از بيماري آسم مزمن رنج مي برد (گنجي بعدا آزاد شد، از ايران خارج ، و از آمريکا هم ديدن کرد).
در همين روز (سي ام ژوئن 2005)، وزارت امور خارجه آمريكا همچنين به اتباع آمريكا از جمله ايراني تبار هاي آمريكايي تاكيد كرد كه از مسافرت به ايران مگر اين كه ضرورت خاص ايجاب كند خودداري ورزند زيرا كه خطر ربوده شدن و ارعاب آنان وجود دارد.
احمدي نژاد در نخستين مصاحبه عمومي خود به عنوان رئيس جمهور منتخب كه 26 ژوئن برگزار شده بود گفته بود كه ايران براي توسعه و امور خود نياز چندان به آمريكا ندارد. برخي از اصحاب نظر، فشارهاي تازه آمريكا را واكنش به اين اظهار احمدي نژاد تلقي كرده بودند. جورج بوش رئيس جمهوري ايالات متحده چند سال پيش از اين، در سخنراني سالانه خود در جلسه مشترك كنگره اين كشور، «عراق ـ ايران و كره شمالي» را محور شرارت خوانده و به اصطلاح، برايشان خط نشان كشيده بود و ....

در دنياي داستان نويسي روزي که «همينگوي» خودکشي کرد دوم ژوئيه سال 1961 ارنست همينگوي داستان نگار بلند آوازه آمريکايي در خانه اش در منطقه كوهستاني كچوم واقع در ايالت «آيداهو» آن کشور با گلوله تفنگ شکاري خودکشي کرد. وي هنگام مرگ 62 ساله بود. همينگوي كه در 21 ژوئيه سال 1899 به دنيا آمده بود، در سال 1955 برنده جايزه نوبل در ادبيات شده بود و به خاطر داستان «پير مرد و دريا» جايزه پوليتزر به دست آورده بود. همينگوي نويسنده داستانهاي «نيروي عاطفه» «خورشيد هميشه مي درخشد»، «پير مرد و دريا»، «زنگها براي كه به صدا در مي آيند؟» و ... ظاهرا از فرا رسيدن پيري، روزهاي سخت سالخوردگي و از كار افتادگي که در آستانه اش قرار گرفته بود نگران بود كه تحت تاثير همين ترس، سرانجام دست به خودكشي زد. پدر او هم در آغاز سالخوردگي خودكشي كرده بود. همينگوي مردي شجاع بود و در جريان جنگ جهاني اول كه در جبهه هاي اروپا خبرنگار نظامي بود خطرات متعدد از سر گذرانيده بود و از دو سانحه هوائي جان سالم به در برده بود. وي سالهاي سال در كوبا زندگي مي كرد و به اين كشور علاقه عاطفي خاص داشت. خانه همينگوي در كوبا به صورت موزه درآمده است.

در قلمرو رسانه‌ها تازه شدن داغ دل مولف اين سايت - چرا يک روزنامه نگار حرفه اي حق داشتن نشريه براي خدمت به وطن ندارد؟ مدتها بود كه اين نگارنده، گزارش مجوزهاي تازه اي را كه از سوي هيات نظارت بر مطبوعات (وزارت ارشاد) براي انتشار نشريه تصويب مي شود نديده بود تا داغ دلش تازه شود. روزنامه شرق (چاپ تهران) در شماره نهم تيرماه 1384 = 30 ژوئن2005 خود با ذكر عنوان نشريات و نام ناشران، گزارش كرده بود كه آن هيات در بيست و پنجمين جلسه از دهمين دوره فعاليت خود با انتشار 67 نشريه از جمله 4 روزنامه، 21 هفته نامه، 2 دوهفته نامه، 14 ماهنامه، 24 فصلنامه، يك دوفصلنامه و يك سالنامه موافقت كرده است و باز نامي از «سپيده دم» در ميان آنها نبود كه نگارنده از 12 سال پيش در انتظار دريافت يك پاسخ كوتاه است كه چرا صلاحيت او به داشتن يك نشريه از آن خود پس از نيم قرن روزنامه نگاري رد شده و تقاضاي تجديد پروانه «سپيده دم» كان لم يكن مانده است.
در ميان اسامي ناشران تازه، نامي از روزنامه نگاران حرفه اي آشنا به چشم نخورد. نگارنده با ديدن اين گزارش بسرش زد كه بيدرنگ خود را از نوشتن براي نشريات ديگران بازنشسته كند زيرا برايش منطقي و قابل قبول نيست كه چرا صلاحيت نوشتن براي ديگران را دارد ولي براي خودش را ندارد؟!. ترديد نيست كه اگر براي نشريه خود بنويسد، احتياط و ملاحظه بيشتري خواهد كرد. نبايد پيش از ارتكاب جنايت، كسي را مجازات كرد. پروانه را بدون تبعيض بدهيد و اگر دارنده آن مرتكب خطا شود او را مجازات و پروانه را لغو كنيد. نمي شود مانع صدور پروانه كارخانه مثلا تيشه سازي شد به اين حساب كه با تيشه هم مي شود آدم كشت. وقتي كه مي گوييم منطقي نيست كه بگويند اگر به فلان كشور اجازه خريد سوخت اتمي براي راه اندازي كارخانه برق بدهند ممكن برود با آن سلاح هسته اي بسازد، پذيرفتني هم نيست كه بگوييم به فلان روزنامه نگار كه مي خواهد اواخر عمر براي خود نشريه داشته باشد پروانه نمي دهيم. او از اتباع كشور است و حق دارد، حقي سلب نشدني. تبعيض و نقض حق عملي مايوس كننده و دردناك است. از آنجا كه دولت تازه كه رئيس منتخب آن (دکتر احمدي نژاد) از قبل، وعده برقراري عدالت و رفع هر گونه تبعيض در جامعه را داده و گفته است كه ايران براي همه ايرانيانست و همه را به يك چشم خواهد ديد و از 12 مرداد 1384 زمام امور را به دست خواهد گرفت، نگارنده بازهم به انتظار مي نشيند تا ببيند كه وي چه خواهد کرد، دولت «اصلاح طلبان!» که در طول هشت سال زمامداري خود در اين زمينه کاري نکرد و روي عبارت «صلاحيت ندارد» ايستاد بدون اينکه روشن سازد؛ چرا صلاحيت ندارد، و دليل اثبات شده آن چيست؟. ما در قرن 21 زندگي مي کنيم، و از زمان انحلال ساواک (پرونده ساز) شاه تا به امروز (تيرماه 1384) 27 سال گذشته است.
ترور يازدهمين روزنامه نگار روس! واريسوفسه شنبه 28 ژوئن 2005 «واريسوف» روزنامه نگار روس كه شهرت داشت كارشناس امور قفقاز است در داغستان هدف گلوله قرارگرفت و كشته شد و قتل او صداي اعتراض روزنامه نگاران را در گوشه و كنار جهان بلند كرد و انجمن هاي مختلف از جمله «كميته محافظت از روزنامه نگاران» قتل وارسيوف را محكوم كرده و درخواست اعلام انگيزه قتل و دستگري و مجازات عاملان آن شده است كه گفته اند كار باند تبهكاران سازمان يافته بوده است.
وي يازدهمين روزنامه نگار روس است كه از سال 2000 ، به همين صورت كشته شده اند. واريسوف اخيرا مقاله اي به قلم خود برضد تبه كاري، تبه كاران سازمان يافته و تروريسم نوشته بود و گفته بود كه تا تبه كاران سازمان يافته كه در پي فروپاشي شوروي از زمين سبز شده اند از ميان برداشته نشوند نمي توان به برقراري حكومت قانون و نظم در روسيه اميدوار بود.
وي در داخل اتومبيلش هدف گلوله هاي يك تفنگ خودكار قرار گرفته بود. وي در نشريه «نووويه دلو» داراي يك صفحه تحليل سياسي بود كه خبرگزاري ها برخي اوقات مطالب آن را نقل و رسانه هاي ساير كشورها در صورت تمايل منتشر مي كردند.

ساير ملل زادروز حزب كمونيست چين ـ حزبي با 70 ميليون عضو و ايدئولوژي ويژه Chen Duxin حزب كمونيست چين يكم ژوئيه 1921 تاسيس شد و از 23 ژوئيه آن ماه پس از برگزاري نخستين كنگره اش آغاز بكار كرد. اين حزب با 70 ميليون عضو كارتدار بزرگترين حزب جهان است كه از اكتبر 1949 زمام امور كشور پرجمعيت چين را به دست دارد. پيش از تاسيس اين حزب، انجمن ها و گروههاي متعدد براي سوسياليستي شدن چين تلاش مي كردند كه از ژوئيه 1921 در حزب كمونيست چين متمركز شدند. «چن دوشيو Chen Duxin» و «لي داژائوLi Dazhao» را از موسسان رديف اول حزب كمونيست چين بشمار آورده اند. در نخستين كنگره حزب، چن دوشيو به سمت چرمن حزب انتخاب شد. در اين كنگره، مائو تسه تونگ (مائو دسه دونگ) به عنوان نماينده كمونيستهاي «هونان» شركت كرده بود. «لي داژائو» تحصيلكرده ژاپن رئيس كتابخانه دانشگاه پكن و مائو دستيار او در اين كتابخانه بود. لي در 28 آوريل 1927 اعدام شد. «چن» نخستين دبير اول (چرمن) حزب كمونيست چين قبلا ناشر روزنامه «جواني نو» بود و با اين روزنامه عقايد خود را به ميان نسل تازه چين مي برد. لي و مائو هم براي اين روزنامه مقاله مي نوشتند.
Li Dazhaoحزب كمونيست چين از آغاز كار، مرام خود را برپايه آميزش سوسياليسم ماركسيستي با خصوصيات فرهنگي چينيان، و رعايت آداب و روانشناسي آنان قرارداده بود و ناسيوناليسم چيني را رد نمي كرد و با فعاليت همزمان اعضاي حزب در ---- هاي ناسيوناليستي مخالفت نداشت. به تدريج «چن» از اين روش عدول كرد و يك ماركسيست ارتدوكس شد و به تاييد عقايد تروتسكي (انقلاب جهاني ـ انقلاب دائمي و ...) پرداخت حال آن كه قرار نبود، كمونيسم چين كه از نوعي سوسياليسم ملي جانبداري مي كرد وارد كار صدور اين فرضيه به نقاط ديگر جهان و نيز جهش شود. چون «چن» از نظرات خود دست برنداشت مقام رياست حزب را ازدست داد. در همين زمان دولت چين هم وي را به اتهام طراح براندازي دستگير كرد كه از سال 1932 به مدت چهار سال و چند ماه در زندان بود و پس از آن نيز به كار نوشتن و فلسفه پرداخت و در 27 ماه مه 1947 براثر حمله قلبي درگذشت. وي هيچگاه از ترويج ماركسيسم شانه خالي نكرده بود.
مائو پس از به دست گرفتن كنترل حزب، از عقايد ماركس و لنين، ناسيوناليسم چيني و فرهنگ مردم چين و تجربه خود، مائوئيسم را به وجود آورد. اين دوران با تهاجم ژاپن به چين، وابستگي دولت كومين تانگ (ملّيون) به آمريكا و ... همراه بود و تلاش هاي مائو و دستيارانش عمدتا در امور جنگي مي گذشت كه در اكتبر 1949 به ثمر رسيد و جمهوري خلق چين به وجود آمد.
مائو پس از درگذشت استالين به تدريج نسبت به صداقت سران مسكو در سوسياليسم اصيل ترديد كرده بود و آنان را گروهي فرصت طلب مي پنداشت. اين سوء ظن با روي كار آمدن خروشچف افزايش يافت و كار به جايي كشيد كه مائو علنا سران مسكو را «تجديد نظر طلب» خواند. از اين پس، مائو در دو جبهه مي جنگيد: با آمريكا و با شوروي. آمريكا در جريان جنگ كره طعم قدرت چيني ها را چشيده بود و دست از مبارزه با آنان بر نمي داشت. مسكو نيز چين را در رهبري كمونيستها رقيب خود مي دانست. در اين ميان، مائو بدون اين كه جامعه چين آمادگي داشته باشد، ناگهان انقلاب فرهنگي به راه انداخت تا ارتباط با گذشته دفعتا قطع شود كه نتيجه بخش نشد.
پس از درگذشت مائو، و گذشت مدتي، دنگ شيائو پينگ كه در جريان انقلاب فرهنگي كنار گذاشته شده بود فرضيه تازه اي را مطرح ساخت و با حفظ سوسياليسم به عنوان هدف نهايي، به نيمه راه بازگشت و سيستم اقتصادي تازه اي را به اجرا گذارد كه نه تنها باعث پيشرفت چين شده بلكه ناسيوناليسم چيني را بيدار و تقويت كرده است و اين كشور مي رود تا آرام ـ آرام قدرت نخست جهان شود.
اظهاراتي که در تاريخ ثبت خواهد شد - در مراسمي تئاتر مانند، صدام اتهامات وارده! به خود را شنيد و واكنش نشان داد من، صدام رئيس جمهوري عراق اول ژوئيه 2004 ، طبق برنامه اعلام شده از قبل، صدام حسين و 11 تن دستيارانش را با هلي كوپتر از محلي نامعلوم به نقطه اي نزديكتر منتقل كردند و سپس با اتوبوس زره پوش و اسكورت نظامي به ساختماني در «كمپ ويكتوري» واقع در استراحتگاه ييلاقي پيشين رياست جمهوري عراق در حاشيه غربي بغداد که قرار بود در آنجا اتهامات وارده به آنان تفهيم شود منتقل ساختند. از اين محل نظاميان آمريكايي به عنوان قرارگاه استفاده مي كنند و دفاتر دادگاههاي نظامي آمريكا نيز در آنجا واقع است.
طبق روال معمول در زندانهاي آمريكا، به صدام و دستيارانش دستبند و پابند زده بودند. آنان لباسي را كه در زندان مي پوشيده اند بر تن داشتند. در راهرو ساختمان، كت و شلوار و پيراهني را كه همان روز از يك مغازه معمولي بغداد خريداري شده بود بر تن صدام پوشاندند؛ دستبند و پابند او را باز كردند و وارد اطاق تفهيم اتهام ساختند. صدام روي صندلي كه برايش تعيين شده بود نشست و آماده شنيدن پرسشهاي متصدي جلسه «هيرينگ» شد که مردي جوان بود و او را قاضي جلسه مقدماتي صدا مي کردند.
اين تئاتر به خاطر تجديد انتخاب بوش است در اين جلسه، متهم رديف يکم خود را صدام حسين عبدالمجيد رئيس جمهوري عراق معرفي كرد و كاخ سفيد واشنگتن را متهم كرد كه اين تئاتر را ترتيب و «هيرينگ» را تشكيل داده است. صدام افزود: «شما مي دانيد كه همه اين، نمايشي است كه بوش جنايتكار ترتيب داده تا به او در انتخابات قريب الوقوع (نوامبر 2004) كمك تبليغاتي كند. بوش دستور حمله نظامي و اشغال عراق را به نيروهايش داد و او (بوش) و همدستانش متهمند كه عراقي ها را به اين روز سياه انداخته اند، نه من و همکارانم.». صدام همچنين گفت: «نيروهايي كه به اين صورت عراق را اشغال كرده اند حق بركناري رئيس جمهوري قانوني آن را ندارند كه از سوي مردم انتخاب شده است. من به عنوان رئيس جمهوري عراق مصونيت از تعقيب قضايي دارم، مگر اين که طبق قانون اساسي عراق اين مصونيت سلب شود.».
صدام که از همان آغاز پرسش و پاسخ به نظر مي آمد کنترل کار را به دست گرفته به متصدي جوان جلسه «هيرينگ» كه از او خواسته بود خود را معرفي كند گفت كه بايد او را رئيس جمهوري عراق خطاب كند زيرا كه به اراده مردم عراق به اين مقام دست يافته و به احترام ملت بايد او را اين گونه خطاب كنند. صدام گفت كه هرگونه رسيدگي قضايي بايد طبق قوانين عراق (قوانين دوران حكومت وي) باشد نه دستورات نيروهاي اشغالگر و دست نشاندگان آنان. صدام در اينجا به جاي مخاطب، پرسشگر شد و از متصدي هيرينگ(مسئول قضايي تفهيم اتهامات) پرسيد: آيا شما يک عراقي هستيد که در اينجا نمايندگي نيروهاي متجاوز و اشغالگر را برعهده گرفته ايد؟. متصدي هيرينگ پاسخ داد که نماينده دستگاه قضايي عراق است. صدام گفت که نظام قضايي عراق هميشه نماينده اراده ملت بود؛ شما نبايد طبق اراده و ضوابط و دستورالعمل نيروهاي متجاوز عمل کنيد، آنان به وطن ما تجاوز کرده اند.
سپس هفت اتهام وارده به او خوانده شد از جمله ، قتل رهبران مذهبي در سال 1974، قتل كردهاي بارزاني در 1983، بمباران شيميايي كردها در حلبچه در 1988 ، قتل مخالفان سياسي در طول 30 سال قدرت، تصرف كويت در سال 1990 ، سركوب خونين كردها و شيعيان در 1991. اتهام صدام در مورد جنگ هشت ساله با ايران حذف شده بود.
کويت گوشه اي از عراق است صدام در مورد تصرف كويت به دفاع از بازگرداندن افتخارات و احياء حقوق تاريخي عراق و پس گرفتن آنها از؛ به گفته او «سگها» پرداخت و گفت كه نيروهاي مسلح عراق طبق تكاليفي كه در قانون اساسي بر عهده آنان گذارده شده بود كويت را پس گرفتند. تعجب مي کنم در حالي که همه مي دانند کويت بخشي از عراق است، شما به عنوان يک عراقي مرا متهم به باز گرداندن کويت مي کنيد. نبايد يك عراقي( اشاره به فردي كه به او تفهيم اتهام مي كرد) چنين سئوالي را از من بكند. باز گرداندن كويت به قلمرو عراق جنايت نبوده است؛ كويت گوشه اي از خاك عراق است و نيروهاي ما در خاك خودشان عمل كردند و تجاوزي در كار نبود. متصدي هيرينگ به او تذكر داد كه در يك سازمان قضايي به ديگران (سران كويت كه صدام آنان را «سگها» خطاب كرده بود) اهانت نكند و اضافه کرد که او مراحل قضايي کار را طبق قانون انجام مي دهد که صدام با صدايي رعد آسا گفت: قانون، کدام قانون؟، اتهام خيانت به من «مسخره» است.
صدام در مقابل اتهام حمله شيميايي به حلبچه گفت كه او از طريق جرايد از اين عمل آگاه شد (جزئيات عمليات جبهه در دست رئيس جمهوري نيست، در دست افسران عملياتي است).
صدام (در آن زمان 67 ساله) در طول «هيرينگ» كه كمتر از نيم ساعت بود مانند سابق استوار و پرخاشگر بود. وي در پايان كار، اوراق حاوي اتهامات را امضاء نكرد و مودبانه گفت كه با اجازه شما، تا وكيلان و مشاوران قضايي اش حضور نداشته باشند و به او نگويند، چيزي را امضاء نخواهد كرد. بايد دانست كه صدام در جواني در مصر تحصيل علم حقوق كرده بود.
متصدي هيرينگ از صدام پرسيد كه آيا استطاعت گرفتن وكيل قضايي براي خود را دارد؟. صدام پاسخ داد: آمريكائيان گفته اند كه من ميليونها دلار در بانكهاي سويس پنهان كرده ام. با اين گفته، چرا بايد پول گرفتن يك وكيل را نداشته باشم؟!.
در شهر امان، زياد الخساونه وكيلي كه بانو ساجده همسر صدام براي او تعيين كرده است اين هيرينگ نمايشي را يك ظلم مسلم و نتيجه ديكتاتوري مطلق خواند و گفت كه اشغالگران و منصوبانشان حتي اجازه ندادند كه وكيل صدام در هيرينگ حضور داشته باشد كه حق اساسي هر انسان است. زياد الخساونه گفت دستگاه هيرينگ بغداد غير قانوني بود؛ زيرا كه بوسيله كساني ترتيب يافته بود كه مخلوق نيروهاي اشغال كننده عراق هستند.
بدون حضور وکيل امضاء نمي کنمبه اظهار «دن راذر» گزارشگر ارشد وقت شبكه آمريكايي «سي بي اس» كه به عراق دعوت شده بود و ناظر بر اين هيرينگ بود، مقامات مربوط (آمريكايي ـ عراقي) مانع برداشتن عكس و فيلم توسط روزنامه نگاران از صدام هنگام انتقال با لباس مورد استفاده در زندان و دستبند و پابند در راهرو ساختمان شده بودند و اگر هم عكسي بود سانسور كردند. شايد بعدا عکس ها را پس از بررسي توزيع کنند.
شمار مشخصي از خبرنگاران اجازه ورود به محل هيرينگ يافته بودند و در ميان آنان تنها يك خبرنگار عراقي به نام صادق رحمن (روزنامه الزمان) بود كه او را هم پيش از ورود صدام، از اطاق بيرون كردند، ولي يك عراقي كه براي روزنامه شرق الاوسط لندن كار مي كرد در اطاق باقي مانده بود!.
اعلاميه نظم جهاني در قرن21 - ايجاد توازن نيروها در جهان و حذف انحصار حهاني قدرت
يکم ژوئيه 2005 در جريان ديدار «هو جيانتائو» رهبر چين از روسيه، سران دو كشور سندي را امضا كردند كه عنوانش را «اعلاميه نظم جهاني در قرن 21 » داده بودند.
در اين اعلاميه، هو و پوتين ـ سران چين و روسيه ـ تاكيد بر ايجاد توازن نيروها در جهان و حذف انحصار حهاني قدرت كرده و متعهد به تحقق آن شده اند كه پس از فروپاشي شوروي، عملا بر جهان حكمفرما نبوده است.
در اين سند همچنين حذف استاندارد دوگانه در روابط بين المللي و از جمله مبارزه با تروريسم و تحميل مدلهاي معّين به كشورها براي اداره امور خود درخواست شده است.
«هو» 30 ژوئن 2005 براي چندمين بار ظرف يك سال وارد مسكو شده بود تا با پوتين پيرامون تحكيم و گسترش مناسبات اقتصادي دو كشور و افزايش حجم مبادلات تا ميزان 80 ميليارد دلار در سال، امور نظامي و نفت، همكاريهاي دو كشور در مقابله با تهديد منافع دوكشور، و بالاخره امنيت آسياي ميانه مذاكره كند. در همين روز در ژوئيه 2007، پوتين به دعوت جورج بوش رئيس جمهور ايالات متحده وارد اين کشور شده است. اين ديدار در پي سرد شدن مناسبات دو دولت صورت گرفته است. گسترش ناتو به قلمرو شوروي سابق و قصد آمريکا به استقرار سيستم دفاع ضدموشکي و رهگيري در لهستان و جمهوري چک دو عامل عمده سردشدن مناسبات گزارش شده است.
عکس، هو و پوتين را در اول ژوئيه 2005 در کرملين نشان مي دهد.
نيكسون بانو گاندي را «عفريته» و كيسينجر هنديان را «حرامزاده» خوانده بود! سي ام ژوئن 2005 در آمريكا برخي از اسناد تازه اي كه از طبقه بندي خارج شده اند انتشار يافتند. يكي از اين اسناد، عين (متن) گفت و گوي 5 نوامبر 1971 نيكسون رئيس جمهور وقت با مشاور ويژه اش هنري كيسينجر است. اين مشاوره كه در پي مكالمه بانو گاندي نخست وزير وقت هند و نيكسون صورت گرفته بود و طبق معمول، توسط كاخ سفيد ضبط شده بود خشم نيكسون و كيسينجر را نسبت به بانو گاندي نشان مي دهد.
طبق اين نوار، نيكسون بانو گاندي را «عفريته» خوانده بود و كيسينجر گفته بود كه هنديها از آن «حرامزاده» ها هستند!.
اين دو مقام آمريكايي گفته بودند كه نمي دانند چرا حزب كنگره هند مسكو را رها نمي كند و تا دنباله رو مسكو باشد، در جناح متخاصم با ما (آمريكا) قرار دارد و ما بايد هميشه خطر حمله هند به پاكستان را در نظر داشته باشيم كه از دست دادن پاكستان خسران بزرگي براي آمريكا خواهد بود.
تامين عملي وحدت ويتنام دوم ژوئيه 1976امور مربوط به تامين عملي وحدت ويتنام که از يک سال پيش از آن پس از سقوط سايگون آغاز شده بود رسما به پايان رسيد و دو بخش شمال و جنوب ويتنام كه طبق قرارداد 1954 ژنو موقتا از هم جدا شده بودند رسما به صورت يكپارچه درآمدند و جمهوري سوسياليستي ويتنام را ساختند. ويتنامي ها براي تامين وحدت وطن و استقلال خود با سه قدرت وقت جهان؛ ژاپن، فرانسه و آمريكا جنگيدند، از دادن تلفات سنگين نهراسيدند و پيروز شدند و مغرور از اين پيروزي. ويتنام تنها كشور جهان است كه آمريكا در آنجا وارد عمليات نظامي شد، ولي به فكر استقرار دائمي نيافتاد. تاريخ معاصر نشان داده است که ايالات متحده در هر نقطه که با نيروي نظامي وارد شده، ديگر از آنجا خارج نشده است. با اين روال، بعيد است که از عراق هم خارج شود.
رزمناو «وينسنس» در آستانه سالگشت حادثه خليج فارس بازنشسته و از رده خارج شد 25 ژوئن 2005 و يك هفته مانده به سالگشت ساقط شدن يك ارباس شركت هواپيمايي ملي ايران در آسمان خليج فارس توسط رزمناو آمريكايي «وينسنسVincennes» كه در سوم ژوئيه 1988 در جريان جنگ عراق و ايران اتفاق افتاد، نيروي دريايي آمريكا اين ناو 20 ساله را از رده خارج و بازنشسته كرد. بر اثر ساقط شدن ارباس ايران (پرواز 655) كه عازم امارات بود 290 تن جان باختند. بعدا دولت آمريكا پذيرفت كه خونبها بدهد ولي به مراتب كمتر از مبلغ استاندارد.
«وينسنس» كه در سال 1985 كار خود را شروع كرده بود وابسته به ناوگان آمريكا در اقيانوس آرام بود كه در دوران جنگ ايران و عراق و حركت نفتكش هاي كويت با پرچم آمريكا، از مسير آنها در خليج فارس محافظت مي كرد. اين ناو در سن دياگو (كاليفرنيا) بازنشسته و با يدك كش به ايالت واشنگتن و محل نگهداري ناوهاي از رده خارج شده و اوراقي منتقل شده است.
رزمناو وينسنس

برخي ديگر از رويدادهاي 2 جولای 419: والنتينيان که از سال 425 تا 455 امپراتور روم بود به دنيا آمد.
1566: نستروداموس nostrodamus استرالوجر( ستاره خوان - طالع بين ) و پزشگ فرانسوي که پيش گويي ها براي جهان کرده است درگذشت.
1778: ژان ژاك روسو فيلسوف عصر روشنگري اروپا كه 28 ژوئن 1712 به دنيا آمده بود درگذشت.
1881: جيمز گارفيلد رئيس جمهوري وقت آمريکا به دست يک بيکار که تقاضاي شغل از او کرده بود ترور شد.
1890: قانون ضد تراست به تصويب کنگره آمريکا رسيد.
1917: در شورش نژادي در شهر سن لوئي آمريكا 48 تن كشته شدند. سياهپوستاني كه خواهان برابر شدن دستمزد كارگران سياه و سفيد بودند كه كار معيني را انجام مي دادند آن را آغاز كرده بودند.
1937: بانو " اميليا ارهارت " هوانورد آمريکايي در جريان پرواز دور دنيا بر فراز خط استوا، بر فراز اقيانوس آرام ناپديد شد. وي نخستين خلبان زن بود که عرض اقيانوس اطلس را با هواپيما پيموده بود.
1957: در آمريکا طرح نخستين زير دريايي که مجهز به موشک هدايت شونده بايد مي بود آماده شد و اين زير دريايي بعدا " گري بک " ناميده شد.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#103)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2007/12/14, 13:26

ايران

نخستين توطئه آتني ها بر ضد ايران در مصر

سوم ژوئيه سال 460 پيش از ميلاد، آتني ها كه چشم طمع به ثروت مصر دوخته بودند ناوگاني را روانه اين كشور كردند تا مصريان را بر ضد ايرانيان بشورانند. ايران نيروي قابل ملاحظه اي در مصر مستقر كرده بود و همين نيروي عظيم مانع پيروز شدن توطئه آتني ها شد.
آتني ها چهار سال بعد( 454 پيش از ميلاد ) و سپس در سال 425 پيش از ميلاد دو بار ديگر با همان هدف به مصر رخنه کردند و هر دوبار به دليل احضار برخي نيروهاي ايراني به خاک اصلي وطن تا حدي موفق به تحريک مصريان و شورش آنان شدند که هر دوبار اين شورش ها سرکوب شد و بار آخر آتني از سوي ايران به مصر ممنوع الورود شدند.
در دوران هخامنشيان، مصر 120 سال وچند ماه يكي از استانهاي ايران بشمار مي رفت.
ناسيوناليسم ايراني عامل اقتدار ساسانيان تصوير اردشير ساساني بر سكه او سوم ژوئيه سال 324 ميلادي، كنستانتين امپراتور روم كه براي سركوبي رقيبان رومي خود به بيزانتيوم Byzantium لشكر كشيده بود تصميم گرفت در اينجا و نه چندان دور از محل شهر «تروا» شهري به نام خود بسازد تا به امپراتوري ايران نزديك باشد و اخبار مربوط به تحركات ساسانيان را سريعتر دريافت كند و تصميمات مربوط به خنثي كردن اين تحركات در شهر تازه ساز كه يكي از دو پايتخت روم [پايتخت شرقي] خواهد بود گرفته شود.
وي پس از نابود ساختن «لي سينيوس Licinius» رقيب خود و هوادارانش، 25 ژوئيه سال بعد (325 ميلادي) دستور ساختن قسطنطنيه (شهر كنستانتين - استانبول امروز) را صادر كرد كه پس از تجزيه امپراتوري روم به صورت پايتخت روم شرقي باقي ماند. شهر قسطنطنيه (Constantinople) در 11 ماه مه سال 330 ميلادي آماده بهره برداري شد. اين شهر كه موقعيت منحصر به فردي دارد در نقطه مرزي دو قاره آسيا و اروپا واقع شده و ناظر بر تنگه بسفر (Bosforus، محل تلاقي درياي سياه و درياي اژه) و يكي از مراكز تصميم گيري هاي مهم جهاني بوده است.
اقدام كنستانتين به ساختن اين شهر باعث تشديد معارضات دو ابرقدرت زمان - ايران و روم - شد كه تا سال 628 ميلادي ادامه يافت وسرانجام هر دو امپراتوري را تضعيف و به عمرشان پايان داد.
«نورويچ» در تاليف خود «بيزانتيوم» در اين زمينه نوشته است: در طول هشت قرن( دوران اشکانيان و ساسانيان )، امپراتوري غول آساي ايران تهديد عمده براي امپراتوري روم بود. ايران از گرجستان تا غرب فرات و شرق رود سند تا فلات پامير (مرز شرقي تاجيكستان) وسعت داشت و اين دو امپراتوري بدون وقفه بر سر سوريه و فلسطين و شمال غربي آسياي صغير و گهگاه ارمنستان در حال جنگ و جدال بودند و در اين جنگها كه تا سال 628 ميلادي ادامه داشت پيروزي باايرانيان بود که ناسيوناليسم ايراني به دولت ساسانيان اقتدار ويژه داده بود. روميان در آغاز ظهور اين ناسيوناليسم، آن را دست كم گرفته بودند كه شكست هاي نظامي شان از اردشير پاپكان و پسرش شاپور آنان را متوجه «واقعيت امر» كرد. در سايه همين ناسيوناليسم توفنده بود که ايران چند بار ابر قدرت اول جهان شده بود.
قتل مازيار به خليفه عباسي مورخان اروپايي كه در باره بپاخيزي ايرانيان برضد خلفاي اموي و عباسي تحقيق كرده اند وقوع قتل « مازيار » حكمران وقت مازندران (تبرستان ــ تپورستان ) به دست المعتصم خليفه عباسي را سوم ژوئيه سال 839 ميلادي نوشته اند . مازيار از خاندان اسپهبدان مازندران پسر قارن و قارن پسر ونداد هرمز و ونداد نوه سوخرا بود. مازيار در آمل بر اثر خيانت برادرش « كوهيار » كه فريب عوامل خليفه را خورده بود دستگير و به سامرا ( سامره ) منتقل و به المعتصم تحويل داده شده بود كه پس از شكنجه بسيار كشته شد. جسد مازيار که زير شکنجه کشته شده بود در همان محلي که جسد بابک خرمدين بر دار شده بود به دار کشيده شد.
خليفه قبلا از راه ريا و نيرنگ حكومت مازيار بر مازندران را تاييد كرده بود. المعتصم دو استقلال طلب معروف ديگر ايران - بابک و افشين -را به همين ترتيب نابود کرد. تاريخ بپاخيزي ايرانيان از جالبترين فصول تاريخ عمومي است كه بپاخيزي ويتنامي ها در قرن 20 را مي توان در رديف آن قرار داد.
تيرماه 1325 ـ ماه احزاب در ايران تيرماه 1325 را مورخان، ماه احزاب و فعاليت هاي حزبي در ايران خوانده اند. در اين ماه (پس از جنگ حهاني دوم) فعاليت احزاب در ايران بي سابقه بود .در پي اعلام تاسيس چند حزب و به ويژه «حزب دمكرات ايران» از سوي قوام السلطنه نخست وزير وقت در نهم تيرماه اين سال كه مقر آن درساختماني بود كه سه دهه بعد درجاي آن پارك دانشجو ساخته شده است (چهار راه انقلاب)، روزنامه هاي احزاب انتشار خود را آغاز كردند و دوره ائتلافهاي حزبي آغاز شد. يازدهم تيرماه، دو روز پس از تاسيس حزب دمكرات ايران، هيات مركزي حزب قوام را به سمت دبيركل (رئيس) اين حزب انتخاب كرد و دو حزب بزرگ ديگر، توده و ايران كه چنين ديدند در صدد مقابله برآمدند و به ابتكار ايرج اسكندري و الهيار صالح باهم ائتلاف كردند و با اين اقدام، قوام مجبور شد كه يك كابينه ائتلافي تشكيل دهد و نيمي از پستهاي كابينه را به اين دو حزب واگذار کند كه از حزب توده دكتر مرتضي يزدي وزير بهداري ، فريدون كشاورز وزير فرهنگ (وزارتخانه هاي آموزش و پرورش، علوم و ارشاد امروز ) و ايرج اسكندري وزير بازرگاني و پيشه و هنر (كار و صنايع و بازرگاني امروز) شدند.
مروري بر روزنامه هاي احزاب وقت، نشان مي دهد كه اين روزنامه ها تلاش خود را در تيرماه 1325 متمركز بر تفهيم حزب (تشكل سياسي) و هدف از تاسيس آن و اهميت وجود حزب در يك كشور و روشن ساختن ايرانيان از اين جهات متمركز ساخته بودند و با ارائه مثالهاي متعدد ثابت كرده بودند در كشوري كه حزب وجود داشته باشد و يك يا چند حزب دولت را در دست داشته باشند؛ كودتا و شورش صورت نمي گيرد و انتقال قدرت در صورت لزوم، آرام و قانوني خواهد بود و چون احزاب باعث ايجاد تعادل و امنيت عمومي مي شوند از نارضايي ها كاسته مي شود و اقتصاد و سرمايه گذاري رونق مي گيرد و پيشرفت حاصل مي آيد. اين روزنامه ها در عين حال با تشريح و تفسير عقيده دكارت، اندرز داده بودند كه مردم توجه كنند كه حزب كارخانه مقام سازي و بنگاه كاريابي و ابزار كارچاق كني (ساخت و پاخت) نيست، جاي همفكراني است كه براي تحقق انديشه و آرمان خود به يكديگر كمك كنند. بنابراين، هدف يك حزب پيشبرد كل جامعه است بر پايه انديشه و برنامه هاي خود (ايدئولوژي اش)، بنابراين هدف همه احزاب يكي است ولي راههايشان متفاوت است.

عكسي از الهيار صالح مربوط به همان زمان


سه وزير كمونيست : ايرج اسكندري ــــ فريدون كشاورز ــــ دكتر مرتضي يزدي


اوج شور دفاع نظامي ايرانيان از ميهن در تير ماه 1330 در پي تمركز نيروهاي انگلستان در بصره، سليمانيه، كركوك و اربيل (عراق) براي حمله به ايران كه نفت خود را ملي كرده بود و ورود ناو انگليسي موريشس (موريس) با قدرت آتش زياد به شط العرب، 12 و 13 تيرماه1330 يكانهاي ارتش ايران در خيابانهاي شهرهاي مختلف به منظور تقويت روحيه هموطنان رژه رفتند و مردم را به تماشاي مانورهاي نظامي خود دعوت كردند. مردم كه به هيجان آمده بودند داوطلبانه به كمك سربازان مي شتافتند و به حفر سنگر توپ مي پرداختند. فرماندهي دفاع از آبادان به ژنرال كمال سپرده شده بود و نيروي كمكي از شيراز و قزوين و همه واحدهاي لشكر هفتم پياده كرمان به خوزستان اعزام شده بودند. همچنين چند خلبان نيروي هوايي داوطلب عمليات كاميكازي و كوبيدن هواپيماهاي پر از مواد منفجره به كشتي انگليسي شده و مردم به تمجيد و قدرداني از آنان پرداخته و روزنامه ها به انتشار چاپ عكسهايشان دست زده بودند. نيروي دريايي باوجود ضعف و نداشتن ناو سنگين به حالت آماده باش درآمده بود. در اينجا بود كه ملت متوجه شد بايد نيروي دريايي اش را تقويت كند و تقويت آن را در اولويت قرار دهد. در خوزستان حمل سوخت به دو كشتي لاروب قطع شده بود تا شط العرب با گل و لاي بسته شود و به ناو انگليسي موريشس اخطار شده بود كه ظرف ده روز يا بايد از شط العرب خارج شود و يا در جايي كه هست به گل خواهد نشست. در اين ميان دهها هزار تن از سربازان منقضي خدمت و ديگران به پادگانهاي مربوط مراجعه و خود را معرفي مي كردند. با اين آمادگي ملي براي دفاع، كشور يكپارچه شور و هيجان شده بود و راديو تهران پي در پي گزارشهاي مربوط را همراه با سرود «اي ايران ...» پخش مي كرد و اصحاب نظر با مصاحبه و تفسير به مردم ثابت مي كردند كه اشغال نظامي ايران در شهريور 1320 نتيجه خيانت چند مقام بود نه ضعف ارتش و وطندوستي مردم. در اين ميان مردم دسته دسته آمادگي خود را براي دادن كمك مالي به دولت اعلام مي كردند كه آخر وقت 13 تيرماه دكتر مصدق نخست وزير در يك پيام راديويي به مردم اطمينان داد كه خزانه دولت خالي نيست. وي در اين پيام توصيه كرد كه مردم ضمن تحكيم وحدت ملي و حفظ همبستگي بكوشند نياز خود را تنها با استفاده از محصولات و توليدات وطن رفع كنند تا دولت مجبور به واردات نشود و ضعف نشان ندهد. وي در اين پيام گفت كه تا يك كشور خودكفا نشود نخواهد توانست در برابر زور خارجي ايستادگي كند.
2 سال زندان براي دکتر بقايي دکتر بقايي كرماني در اين روز در تيرماه 1340 حكم محكمه نظامي تهران درباره دكتر مظفر بقايي كرماني انتشار يافت كه ضمن آن به اتهام متزلزل ساختن صميميت مردم نسبت به ماموران شهرباني (پليس) از طريق ايراد نطق عمومي، به دوسال زندان محكوم شده بود.
يكي از مواردي كه دكتر بقايي به آن اشاره كرده بود شكنجه شدن يك روزنامه نگار كرماني (مولف اين سايت) به دستور و باحضور سپهبد نصيري رئيس كل وقت شهرباني كشور در آذر ماه 1339 هجري خورشيدي بود.
رويداد ساقط شدن ارباس ايراني با يك موشك آمريكايي سوم ژوئيه ۱۹۸۸ و در جريان جنگ عراق و ايران، يك جت مسافربر ايرانى از نوع ارباس ـ 300 (پرواز 655) در آسمان خليج فارس بر اثر اصابت موشك سرنگون شد و همه ۲۹۰ تن سرنشينان آن جان باختند. موشكى كه اين هواپيما را سرنگون ساخت از ناو آمريكايى «وينسنس» مستقر در خليج فارس كه نفتكش هاي كويتي را بدرقه مي كرد پرتاب شده بود. اين ناو دو موشك به سوي هواپيماي شركت هواپيمايي ملي ايران (هما) پرتاب كرده بود كه يكي از آنها به هواپيما اصابت كرده بود. ارباس «ايران اير» كه عازم امارات بود در ده كيلومتري ناو آمريكايي و در آبهاي ايران به خليج فارس افتاد. رونالد ريگان رئيس جمهوري وقت آمريكا اقدام ناو وينسنس را يك عمل دفاعي و قابل درك اعلام كرده بود و در عين حال گفنه بود كه از تلفات غير نظاميان متاسف شده است. مقامات نيروي دريايي آمريكا گفته بودند كه خدمه ناو وينسنس كه همان روز با سه ناوچه ايراني درگير شده بودند كه به سوي يك هلي كوپتر آمريكايي آتش گشوده بودند، ارباس را به جاي جنگنده هاي اف ـ 14 ايران گرفته بودند. سال گذشته و يك هفته مانده به سالگرد ساقط شدن ارباس ايران، نيروي دريايي آمريكا ناو «وينسنس» را كه ۲۰ ساله شده بود از رده خارج و بازنشسته كرد. اين بازنشستگي زود هنگام، در محافل نظامي ايجاد تعجب كرد و گفته شد كه اين ناو پس از رويداد 1988 در سايه ترس از انتقامگيري ايرانيان بسر مي برد.
صدور پروانه 67 نشريه در يك جلسه! - نقائص آخرين قانون مطبوعات ايران دهم تيرماه 1384 اعلام شد كه هيات نظارت بر مطبوعات در بيست و پنجمين جلسه از دهمين دوره فعاليت خود با انتشار 67 نشريه از جمله 4 روزنامه، 21 هفته نامه، 2 دوهفته نامه، 14 ماهنامه، 24 فصلنامه، يك دو فصلنامه و يك سالنامه موافقت كرده است!. در ميان اسامي ناشران تازه، نامي از روزنامه نگاران حرفه اي آشنا به چشم نخورد. موافقت با صدور 67 پروانه در يك جلسه (محدود)، مورد انتقاد برخي از روزنامه هاي تهران قرار گرفت زيرا كه در آخرين ماههاي عمر دولت سابق انجام شده بود. در ايران، رسيدگي به پرونده هاي صدور پروانه نشريه بدون حضور متقاضي و شنيدن دفاعيات او صورت مي گيرد (يكطرفه) و تجربه روزنامه نگاري و اثبات داشتن سرمايه كافي، شرط تسليم تقاضا نيست و برخلاف قانون قديم، كارمندان دولت هم مي توانند درخواست صدور پروانه نشريه عمومي (غير حزبي و غير تخصصي) كنند!. به علاوه، در قانون مطبوعات، چگونگي انواع نشريات كاملا تعريف نشده اند(مثلا فرق روزنامه حزبي و غير حزبي با هم). اين قانون طوري انشاء شده است كه دولت و موسسات عمومي (ذاتا دولتي مثلا شهرداري ها) مي توانند روزنامه حرفه اي (فروشي با دريافت اعلان تجاري) منتشر سازند، حال آن كه طبق اصول دمكراسي، ژورناليسم منفك از سه شاخه قواي تشكيل دهنده يك دولت اعلام شده است. بزرگترين ضعف در قانون مطبوعات مصوب سال 1364 ايران، اشاره اين قانون به قطعي بودن آراء هيات نظارت است که در هيچ نقطه اي در دنيا سابقه ندارد و .... در ايران كمك مالي دولت به روزنامه هاي غير حزبي و غير تخصصي (حرفه اي و مستقل) هم مشاهده شده است كه اين عمل مي تواند مورد انتقاد باشد. اصحاب نظر بر اين باورند كه كمك مالي دولت مانع از بهبود كيفيت نشريات عمومي مي شود.
تاكيديه دولت آمريكا و ايجاد زحمت در مهرآباد براي برخي از مسافران کريستفتاكيديه وزارت امور خارجه آمريكا به اتباع اين كشور و به ويژه ايراني تبارهاي آمريكايي در رسانه هاي آمريكا بود كه در آن اخطار شده است كه اگر ضرورت ايجاب نمي كند از سفر به ايران خود داري ورزند زيرا احتمال ربوده شدن و يا ارعاب آنان وجود دارد. قبلا هم چنين اخطارهايي داده شده بود ولي چنين تاكيدي در رعايت آن دركار نبود. برخي از روزنامه هاي آمريكا در سابقه اين خبر به چند مورد ايجاد مزاحمت در فرودگاه مهرآباد براي مسافران اشاره كرده بودند از جمله براي «نيكلاس كريستف Nicholas Kristof » روزنامه نگار معروف آمريكايي در سفر گذشته اش به ايران و نيز براي يك بانوي ايراني تبار عضو پارلمان يك كشور اروپايي و .... بيشتر اين موارد بدون اطلاع دولت و به دليل تعدد سازمانهاي امنيتي ـ پليسي ايران و مراكز تصميمگيري صورت مي گيرد كه مقامات بالاي دولتي پس از آگاه شدن از قضيه، مسئله را حل مي كنند.
به نظر مولف اين سايت كه خود وي نيز در تاريخ دوم مارس 2005 هنگام ورود به تهران از آمريكا (با هواپيمايي لوفت هانزا)، با چنين وضعيتي رو به رو شده و اين مشكل را با تمام وجود حس و لمس كرده بود، به اين وضعيت بايد پايان داده شود كه انعكاس جهاني نامطلوب دارد و جز ناراضي تراشي نتيجه ديگري ندارد و درست نيست 26 سال پس از انقلاب، چنين رفتاري مشاهده شود. اين امور همانند ساير كشورها بايد به تصميم مقامات ارشد دولت و پس از جلب نظر قاضي محل و رعايت حقوق افراد و قوانين موضوعه و همچنين مصالح ملي و اخلاقيات انجام گيرد.

سينما مارلون براندو درگذشت برندو در يکي از فيلمهايش دوم ژوئيه 2004 مارلون براندو بازيگر معروف فيلمهاي سينمايي امريکا در بيمارستان دانشگاه کاليفرنيا در لس انجلس درگذشت. وي 80 ساله بود. از معروفترين فيلمهايي که براندو در آنها بازي کرد " گاد فادر " و اتوبوسي به نام هوس را مي توان نام برد.

در قلمرو رسانه‌ها جهان، امروز بيش از هر زمان ديگر نياز به يک خبرگزاري غير متعهد دارد پنجشنبه شب ، اول ژوئيه 2004 شبكه هاي تلويزيوني و جمعه ( 2 ژوئيه 2004 ) روزنامه ها، تفهيم اتهامات هفت گانه به صدام حسين و 11 دستيارش در يك جلسه مقدماتي 27 دقيقه اي را در صدر اخبار خود قرار داده بودند، ولي جز رسانه هايي كه خبرنگارانشان به جلسه راه داده شده بودند ساير گزارشها متفاوت بود و تصوير روشني را از پرسش و پاسخ جلسه قضايي به دست نمي داد. دليل آن اين بود كه هر دسته از روزنامه ها از يك خبرگزاري استفاده كرده بودند و با اين خبرنگاران هر سه خبرگزاري در جلسه حضور داشتند گزارش هاي آنها از مذاكرات كه از تلويزيونهاي عربي هم پخش شده بود و رئيس جمهوري آمريكا نيز اختصاصا آنها را( احتمالا از يك تلويزيون مدار بسته ) شنيد كاملا متفاوت بود. هنوز شايد اين سه خبرگزاري باقيمانده از « بيگ فور+ تاس » نمي خواهند قبول كنند كه مردم اينك در اينترنت به فايلهاي آنها دسترسي دارند و مي توانند از يك گزارش هرسه پرينت بگيرند و مقايسه كنند و بر ضعف انسان قرن 21با داشتن چنين آژانسهايي تاسف بخورند ، انساني که پس از 40 سال تكاپو هنوز موفق نشده است يك خبرگزاري بين المللي بي طرف ( غير متعهد ) داشته باشد. چرا شرح جلسه 27 دقيقه اي يك « هيرينك » كه تنها پرسش هويت و تفهيم ( ذكر موارد) اتهام است تا فرد و يا افراد مخاطب در جلسه بدانند كه در مظان اتهام هستند و تحقيقات تا قرارمجرميت و صدور كيفر خواست و سپس محاكمه ادامه خواهد داشت تا اين حد بايد متفاوت باشد؛ به درستي روشن نيست.
صدام حسين در پايان " هيرينگ " اول ژوئيه ، با دستبند و پابند به زندان بازگردانده مي شود

ساير ملل بناي شهر كوبك در كانادا (فرانسه نو) شامپلين سوم ژوئيه سال ۱۶۰۸، ساموئل دو شامپلين جغرافيدان فرانسوى در چهل و يكمين زادروز خود بناى شهر «كبك» را در كانادا آغاز كرد كه اين منطقه بعداً به «فرانسه نو» معروف شد.
يك سال پيش از آغاز ايجاد شهر كبك (كوبك)، انگليسى ها وارد آمريكاى شمالى (ايالات متحده امروز) شده و ايجاد «جيمز تاون» را در ويرجينيا آغاز كرده بودند.
با اينكه بعداً، دولت انگلستان مهاجرنشين فرانسوى «كبك» را متصرف شد و كانادا را يك دومينيون انگلستان اعلام داشت؛ هنوز فرانسوى زبانان «كبك» زبان و فرهنگ فرانسوي خود را حفظ كرده و در آرزوى كسب استقلال هستند. دو شامپلين سه بار به كانادا سفر كرده بود و بناي شهر كوبك در سومين سفر او آغاز شده بود. پيش از شامپلين، ژاك كارتيه فرانسوي در سال 1534 در سفر به قاره غربي به كانادا رسيده بود (67 سال زودتر از انگليسي ها). فرانسويان برخلاف انگليسي ها بوميان (سرخپوستان) را نابود نكرده و با آنان به همزيستي پرداخته بودند.
فرانسه دو بار پاپ را نجات داد فرانسه در سوم ژوئيه 1527 و بار ديگر در سوم ژوئيه سال 1849( به فاصله 322 سال از هم ) با لشكركشي به ايتاليا پاپ را نجات داد. فرانسه يك كشور كاتوليك است. بار دوم گاريبالدي شهر رم را محاصره کرده بود تا آن را از دست پاپ خارج سازد و پايتخت ايتالياي متحد کند. گاريبالدي که يک ميهندوست بنام ايتاليايي است در راه تامين وحدت ايتاليا تلاش بسيار کرد.
پروس در صدر ژرمن ها سوم ژوئيه سال 1866 در جريان جنگ بر سر رهبري ژرمن ها، در نبرد كونيگراس Koniggratz در نزديكي «سادوا» ارتش آلمان كه به تفنگ «ته پر» و استفاده از فشنگ مجهز شده بود ارتش اتريش را كه هنوز از تفنگ «سر پر و سنبه اي» استفاده مي كرد شكست داد و برتري خود در ميان آلماني نژادها را مسلم ساخت. فرماندهي نيروهاي آلمان را مارشال مولتکه برعهده داشت. تفنگ فشنگي توسط مهندش «يوهان نيكلاس فون دريسهDreyse» اختراع و براي ارتش آلمان (پروس) ساخته شده بود.




هزاران وكيل قضايي با اين كه محاكمه صدام را غير قانوني مي دانند داوطلبانه آماده دفاع از او شده اند اول ژوئيه 2004 همزمان با تشكيل جلسه مقدماتي تفهيم اتهام به صدام حسين و برخي دستيارانش در بغداد ،در شهر امان پايتخت اردن زياد الخسوونه وكيلي كه بانو ساجده همسر صدام براي او تعيين كرده است در مصاحبه با مطبوعات جلسه تفهيم اتهامات را يك نمايش ظالمانه و نتيجه ديكتاتوري مطلق خواند و گفت كه اشغالگران عراق و منصوبانشان حتي اجازه ندادند كه وكيل صدام در هيرينگ حضور داشته باشد كه حق اساسي هر انسان است.
زياد الخسوونه گفت جلسه رسيدگي مقدماتي در بغداد وجاهت قانوني نداشته ؛ زيرا كه بوسيله كساني ترتيب يافته كه مخلوق نيروهاي اشغال كننده عراق هستند.
صدام 67 ساله نيز در پايان كار جلسه، اوراق حاوي اتهامات را امضاء نكرد و مودبانه گفت كه تا وكيل و مشاور قضايي اش حضور نداشته باشند و به او نگويد، چيزي را امضاء نخواهد كرد. بايد دانست كه صدام در جواني در مصر تحصيل علم حقوق كرده بود.
متصدي جلسه هيرينگ از صدام پرسيده بود كه آيا استطاعت گرفتن وكيل قضايي براي خود را دارد؟. صدام پاسخ داد: آمريكائيان گفته اند كه من ميليونها دلار در بانكهاي سويس پنهان كرده ام!. با اين گفته، چرا بايد پول گرفتن يك وكيل را نداشته باشم؟.
درپي انتشار گزارش جلسه تفهيم اتهام، صدها حقوقدان از سراسر جهان و به ويژه دنياي عرب داوطلبانه آمادگي خود را براي دفاع از صدام حسين در جريان محاكمه اعلام داشتند كه در ميان آنان «عايشه معمر قذافي» دختر رهبر ليبي كه يك پروفسور درس حقوق است ديده مي شود. بيشتر اين حقوقدانان اين رسيدگي قضايي را غير قانوني و غير مشروع مي دانند زيرا كه معتقدند دولت موقت عراق از جانب آمريكا كه عراق را در اشغال نظامي دارد منصوب شده است، نه مردم عراق در يك انتخابات آزاد؛ و در نتيجه نمي تواند اعضاي دولتي را كه انتخابي بودند و اتهام دزدي و اختلاس و سوء استفاده هم به آنان وارد نشده است تعقيب قضايي كند.

نظر برخي عراقي ها كه با خبرنگاران خارجي مصاحبه كرده اند درباره محاكمه صدام مذاكرات جلسه تفهيم اتهامات به صدام حسين و دستيارانش كه از تلويزيون عراق و تلويزيونهاي عربي پخش شد، دوم ژوئيه 2004 در صدر اخبار رسانه ها قرارداشت و برخي خبرنگاران كه در عراق بودند نظر پاره اي از عوام الناس عراقي را در اين زمينه پرسيده و مخابره كرده بودند.
براي مثال:
يكي از مصاحبه شدگان به نام محمدكاظم گفته است: تا آنجا كه من مي دانم صدام كساني را اذيت مي كرد كه به عراق آسيب مي زدند و قصد خيانت به ملت را داشتند.
محمد مهدي كارمند هتل اظهار نظر كرده است كه اين محاكمه مسائل عراق را حل نمي كند. مسائل ما هر روز ابعاد بيشتري پيدا مي كند.
دو نفر ديگر گفته بودند كه آمريكاييان شانس آوردند كه در آخرين لحظه لباس خوب بر تن صدام پوشاندند و عكس او را با دستبند نشان ندادند كه حمام خون در بغداد به راه مي افتاد. اگر آمريكاييان نمي ترسند، چرا اعلام نمي كنند كه صدام را در كجا زنداني كرده اند. تلفات آمريكا در عراق به افسانه شكست ناپذيري اش پايان داد و متوجه شد كه با مردم عادي نمي تواند بجنگد. خودش را اينجا گرفتار كرد، كشورهاي ديگر با خاطري آسوده دارند جلو مي افتند.
يك روحاني سني گفته است كه گناه بزرگ صدام اين بود كه به حرف آمريكا گوش كرد و با ايران به جنگ پرداخت و همه مشكلات از همين جنگ شروع شد. صدام در آن زمان با آمريكا خوب بود. اسرائيل عراق را بيش از هر كشور عربي ديگر مخالف خود مي دانست و آمريكا را تحريك مي كرد. البته نفت هم در اشغال نظامي عراق كه خدا داند به كجا بيانجامد دخيل بود.
محمد عايش الخميصي چنين ابراز نظر كرده است: ما تا زماني كه سرباز آمريكايي در اينجا باشد هيچ دادگاهي را نمي پذيريم. محمد البكر اظهارداشته است: چرا سران آمريكا كه در ويتنام بمب شيميايي « ايجنت آرنج » فرو ريختند و هنوز ويتنامي ها از اين بابت قرباني مي دهند محاكمه نشده اند. در اين 15 ماهي كه آمريكائيان در اينجا هستند ده برابر زمان صدام آدم كشته شده است. چرا به محل جشن عروسي بمب انداختند، به همين دليل هم صدام براي برقراي نظم و امنيت سخت گيري مي كرد. خشونت صدام در زندان ابوغريب بدتر از شكنجه هاي آمريكاييان در همين زندان نبود.
عودي فالح پاسخ داده است: صدام سزاوار مجازات نيست زيرا كه امنيت برقرار كرد و سوء استفاده ها را به حد اقل كاهش داد . ما مي دانيم كه حكومت كردن بر عراق كار آساني نيست.
سليمان الزيد گفته است: آيا جرم صدام بيشتر است يا جرم آمريكا كه بدون جهت به يك كشور دور دست كه امنيت و منافع آن را هم به خطر نيانداخته بود تجاوز كرد و همه دستاوردهايش را برباد داد و به نام دمكراسي، رئيس جمهوري و ساير مقاماتش را به بند كشيد و اسم خودش را هم آزاديبخش گذاشت. اگر آزاديبخش است چرا سربازانش جرات نمي كنند در خيابان آزادانه راه بروند و از مغازه ها خريد كنند و در رستورانها غذا بخورند. چرا دنيا خفقان گرفته و اعتراض نمي كند. از لندن براي ما نخست وزير وارد مي كنند و حرف از دمكراسي مي زنند!. چرا زير نظر دولت بي طرف هند يك انتخابات منصفانه برگذار نمي كنند تا در آن از عراقي ها بپرسند كه چه دولتي و چه فردي را مي خواهند؟. اتهاماتي كه به دولت صدام وارد كرده اند به هر دولتي مي شود وارد ساخت. اصلا به ديگران چه مربوط است دخالت كنند آن هم با سرباز و تانك .اين آدمهايي را كه آمريكا آورده يك عده فراري بودند. در اينجا پرونده دارند و محال است كه عراقي ها آنها را از ته قلب قبول كنند.عراق كشوري است كه بي سواد ندارد و مردمش از زمان عبدالكريم قاسم توي سياست بودندو فريب نمي خورند.
زبيده كه حاضر نشده نام خانوادگيش را بگويد گفته است كه لشكركشي آمريكا زير سر دولت كويت و دولت سعودي است.
خالد موفق اظهار داشته است : فقط صدام مي دانست كه چگونه مي توان عراق را اداره و امن كرد. در زمان او ما امن بوديم . او مجازات مي كرد فقط آنهايي را كه مملكت را مي چاپيدند ، خيانت مي كردند، قصد تجزيه داشتند و يا با « سيا » تماس مي گرفتند.
البته عده اي نظرات ديگري ابراز داشته اند كه عمدتا از ساكنان مناطق كرد نشين بوده اند.


مسئله موشكهاي قديمي روسيه 30 ژوئن 2004 سه آزمايش موشكي تازه انجام داد به اين شرح:
از زير دريايي يكاترين بورگ يك موشك « آر اس ام ـ 54 »، از يك توپولف ـ 95 يك موشك ديگر و از پايگاه قزاقستان يك موشك 10 كلاهكي آر. اس ـ 20 (اس اس ـ 18 ) پرتاب كرد.
مفسران نظامي نوشته اند كه هدف روسها از اين آزمايشهاي اين بوده است بدانند كه آيا عمر موشكهاي قديمي را مي شود با هزينه كم تمديدكرد؟.
عمر يك موشك 7 تا 20 سال است كه بعضي را مي شود نوسازي و مرمت كرد و عمر تازه بخشيد ولي اين كار نياز به هزينه دارد.كوشش روسها اينك اين است كه با حد اقل هزينه موشكهاي قديمي خود را كه در دوران شوروي به بهاي تضعيف اقتصاد كشور ساخته شده اند نوسازي و تمديد عمر دهند. موشكي كه از يكاترين بورگ پرتاب شد 7 هزار كيلومتر مسافت را دركمتر از 35 دقيقه پيمود و به هدف اصابت كرد.


برخي ديگر از رويدادهاي 3 جولای 1250: لوئي نهم پادشاه وقت فرانسه كه در لشكركشي هفتم صليبيون به خاورميانه شركت كرده بود در مصر به اسارت حكمران اين كشور درآمد كه بعدا با پرداخت خونبها خود را آزاد ساخت.
1962: الجزاير پس از 132 سال به طور كامل از استعمار فرانسه خلاص شد.
1583: ايوان « مخوف » تزار وقت روسيه پسر خود را كشت.
1896: عثماني به جزيره « كرت Crete» در مديترانه كه اينك جزيي از خاك يونان است خود مختاري داخلي داد.
1935: آندره سيتروئن (يك مهندس يهودي فرانسوي) و مخترع و سازنده اتومبيلهاي سيتروئن در 57 سالگي از بيماري سرطان درگذشت.
1944: ارتش سرخ « مينسك » را از ارتش آلمان پس گرفت و بيش از يكصد هزار نظامي آلماني را اسير كرد.
1964: با قانون شدن لايحه تعميم حقوق مدني در آمريكا، جداكردن سياهان از سفيدها در اماكن عمومي اين كشور ممنوع شد.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#104)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2007/12/14, 13:26

ايران

اصلاحات اداري داريوش بزرگ و قراردادن مصر به عنوان يك ايالت ايران

داريوش بزرگ پدر ناسيوناليسم ايراني 4 ژوئيه سال 489 پيش از ميلاد داريوش بزرگ - شاه شاهان - كه بر تمركز امور و ايراني بودن هر كار تعصب مي ورزيد و پيدايش ناسيوناليسم نيرومند ايراني را به او نسبت مي دهند تصميم گرفت كه قلمرو ايران به 30 ايالت تقسيم شود و هر ايالت را ساتراپي (كه واژه اي مادي است) ناميد (قانون، ايالت هاي فعلي ايران «استان» خوانده است كه اختصاص به ايالت ايران دارد و نمي توان ايالت كشور ديگر را «استان» ترجمه كرد). داريوش شرح اين ساتراپي ها را در سنگنبشته داده است كه باقي مانده است و تاريخنگاران جهان آن را «سند مالكيت ايران = ديد» خوانده اند (هيچ كشوري در جهان چنين سندي را ندارد). مصر يكي از ساتراپي هاي ايران آن زمان بود كه داريوش توجه خاصي به آبادكردن آن داشت. داريوش در همين روز دستور داد كه با تاسيس پستخانه ارتباط مردم اين ايالتها با هم تامين شود و داد و ستد با پول انجام گيرد (سكه هايي كه ضرب كرده بود و در جهان به «داريك» معروف شده اند). داريوش همچنين دستور داد که ميان شهرهاي شوش و سارد (نزديك مديترانه) يك شاهراه ارابه رو ساخته شود (اين راه به طول 2700 كيلومتر كشف شده است كه در بسياري از قسمتهايش، نوعي اسفالته بود) و ... . داريوش سه سال بعد درگذشت و استخوانهاي او، پس از دخمه گذاري، در گوري در «نقش رستم» كه از قبل آماده كرده بود دفن شد.
به نوشته ي «كارول ميسليويك Karol Mysliwiec» باستان شناس در كتاب تاريك و روشن هاي مصر باستان The Twilight of Ancient Egypt، انتشارات دانشگاه كرنل (آمريكا)، صفحات 135 تا 191؛ ايرانيان از سال 525 تا 404 پيش از ميلاد (تقريبا 121 سال) بر مصر حكومت كردند و در تاريخ مصر سلسله بيست و هفتم خوانده مي شوند، ولي روش مديريت و فرهنگ ايراني سه قرن در آن كشور باقي بود. كارول نوشته است:
«با وجود برچيده شدن حكومت ايرانيان بر مصر در سال 404 پيش از ميلاد، يهوديان مصري تا دهها سال پس از آن هم خود را از اتباع امپراتوري ايران مي دانستند. مصر توسط كامبوزيا (كامبيز) دوم پسر كوروش بزرگ تصرف شده بود. وي شرق ليبي و شمال سودان را هم برخاك مصر اضافه كرده بود و مصر را كه سالها به دو بخش عليا و سفلي تقسيم شده بود و داراي دو حكومت جدا از هم بود به صورت يك كشور واحد درآورده و شهر «ممفيس» را پايتخت مصر واحد قرار داده بود».
مولف كتاب كه خود در اكتشافات باستان شناسي مصر نقش داشته و يك باستان شناس معروف است ادعاي مورخان يوناني را كه نوشته اند «كامبيز» گاو مقدس مصريان «آپيس Apis» را گردن زد قويا رد مي كند و مي گويد كه اين دروغ ناشي از دشمني و حسادت يونانيان نسبت به ايران، تنها ابر قدرت آن زمان، بوده است كه مي خواستند ايرانيان را به وحشي گري متهم كنند. اكتشافات اخير ثابت كرده است كه گاو مقدس مصريان پس از مردن آن حيوان در سال ششم فرمانروايي ايرانيان؛ به دستور كامبيز با تشريفات رسمي در داخل تابوت دفن شده و اين تابوت با نوشته هاي روي آن، اينك در دست است.
از خصوصيات امپراتوري هخامنشي ايران اين بود كه به آئين هاي ملل تحت سلطه خود كاري نداشت. كامبيز (در سنگنبشته هاي ايران تلفظ آن كمبوجيااست) تنها دستور داده بود كه مصريان بايد كفش برپا كنند و به جاي لنگ (به ضم لام) شلوار بلند بپوشند. ايرانيان آن زمان - زن و مرد - شلوار مي پوشيدند و شلوارهاي آنان بي شباهت به شلوارهاي بلوچها و كردهاي امروز نبود. كامبيز طبق سندي كه اينك در موزه واتيكان است دريا سالار مصري Udjahorresnet را به عنوان مشاور ويژه خود برگزيده بود. شاه ايران با اين كه يكتاپرست بود و فقط به «اهورا مزدا» ايمان داشت مصريان را از عبادت خدايان متعدد خود باز نداشت و آيين زرتشت را به آنان تحميل نكرد.
مولف سپس به ديدار داريوش اول از مصر پرداخته و نوشته است: برخلاف كامبيز، داريوش اجازه نداد كه مصريان او را «فرعون» بخوانند. وي مصر را به صورت يك ساتراپي ايران درآورد ـ همين عنواني كه امروز ايالات ايران به آن ناميده مي شوند: Ostan استان. داريوش بود كه دستور داد تاريخ مصر از آغاز كار تا زمان او جمع آوري و تدوين شود. او دستور داد كه از آن پس دستورهاي دولتي و ضوابط، علاوه بر خط ميخي به خط هيروگليف مصري هم نوشته شوند كه نمونه هاي متعددي از آن، از جمله در آپادانا باقي مانده است. داريوش براي سهولت رفت و آمد ميان ايران و مصر دستور داد كه ميان درياي سرخ و رود نيل آبراهي بسازند كه آثار آن و كتيبه مربوط به اتمام اين آبراه كه صدها سال داير بود و بر اثر توفان شن پر شده است به دست آمده و موجود است. در طول اين كانال تخته سنگهاي تراشيده شده به دست آمده كه در آنها تاريخ اتمام هر قطعه از آبراه حك شده است و اين سنگها در دست است. در يك سنگنبشته آمده است كه روز افتتاح آبراه، قطاري مركب از 26 كشتي از آن عبور كردند و اين نوشته به چهار زبان و دو خط است (ميخي و هيروگليف). از همين دوران اثري به دست آمده كه عبارت است از مخلوطي از علامت ايران (بالهاي باز شده مرغ با سرانسان و كلاه پارسي) و علائم قديم مصر عليا و مصر سفلي كه نشانه وحدت مصر واحد با امپراتوري ايران است. لوح داريوش به مناسبت پايان آبراه «درياي سرخ - نيل» در قرن 20 به دست آمده است. وي در سنگنبشته هايش خود را داريوش پسر ويشتاسپ هخامنش (ويشتاسپ در فارسي امروز به گشتاسپ تبديل شده است) خوانده كه از همان زمان احترام عميق به پدر و بكار رفتن نام او پس از نام فرد در جهان رواج يافته است. معبدي كه داريوش در مصر ساخت، هنوز تقريبا به طور كامل درمنطقه واحه El-Kharga موجود است.
داريوش كوشش قابل ملاحظه براي ترويج آيين زرتشت در ميان مصريان نكرد و اين امر مويد اين فرضيه است كه ايرانيان آيين زرتشت را ويژه آريائي ها (آرين ها) و شايسته آنان مي دانستند، نه همه نژادها. نام بيشتر فرمانداران ايراني مصر كه به آنجا فرستاده مي شدند همراه با واژه آرين بود. براي مثال: آرياندس Aryandes. در ستوني كه در كاخ آپادانا (شوش) به دست آمده روي شنل لباس مجسمه اي كه سر و گردن آن ناپديد است نيز نوشته هايي به خط ميخي و هيروگليف (مصري) است و اين نشانه ارتباط استوار دو سرزمين است. يكي از فرمانداران ايراني مصر «آرشام» نام داشت.
مولف در اين فصول به تحريك سياسي مصريان توسط يونانيان و دوبار نافرماني آنان پرداخته كه هر دو شورش با خشونت تمام توسط نيروهاي اعزامي از جنوب ايران (فارس و كرمان) سركوب شده است. مصر پس از سلطه ايران تا نيمه قرن 20 استقلال كامل به دست نياورد. پس از ايرانيان، مقدوني ها سپس رومي ها، آنگاه اعراب مسلمان و سوري ها و پس از آنها هم عثماني و انگلستان بر مصر تسلط داشتند. يك بار هم ناپلئون آنجا را گرفت. ايرانيان اواخر دوران ساسانيان (پادشاهي خسروپرويز) يك بار ديگر مصر را به تصرف خود درآورده بودند.

دو روي يك سكه داريك ( سكه هاي زرين داريوش بزرگ كه پس از 25 قرن باقي مانده اند)

اتمام كار ساختن بند امير در فارس مطابق اسناد متعدد، كار ساختن «بند امير» در چهارم ژوئيه سال ۹۷۹ ميلادى كاملاً به پايان رسيد. عضدالدوله ديلمى از آل بويه اين بند (سد) را بر روى رود «كر» در پارس - نزديك شيراز - ساخته است. عضدالدوله كه مانند ساير بوئيان يك ميهندوست تمام عيار ايرانى بود، در تاريخ به آبادسازى و عمران معروفيت ويژه دارد. وى در سال ۹۸۳ ميلادى درگذشت.
قراردادي بر ضد تماميت تاريخي ايران و دنباله آن بيست سال پيش از امضاى قرارداد تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ (ميان انگلستان و روسيه) در سن پترزبورگ كه مورخان متفق القول از آن به عنوان شرم آورترين معاهده قرن ۲۰ ياد كرده اند، انگلستان و روسيه چهارم ژوئيه ۱۸۸۷ در زمينه سرنوشت افغانستان به توافق رسيدند كه اين توافق نيز بر ضد تماميت تاريخى ايران بود. طبق اين توافق، انگلستان سلطه روسيه بر «فرارود» را برسميت شناخت و روسيه نفوذ انگلستان بر افغانستان و خطوط مرزي آن را. به اين ترتيب، مرزهاي شرقي و شمالشرقي وطن ما در سازش اين دو قدرت استعماري تعيين و تثبيت، و ايران رسما كوچكتر شد!. رقابت هاى استعمارى انگلستان و روسيه در قرون ۱۹ و ۲۰ دشوارى هاى متعدد براى ايران به بار آورده است. سرزمين كليدي افغانستان نيز به خاطر موقع جغرافيايي خود در رنج و گرفتاري است و دشواري هاي اين سرزمين، با انسجام قدرت تازه اي به نام «اوراسيا» كه از شكل گيري آن چند سال گذشته است بيشتر خواهد شد. مشكلات جاري افغانستان از سوم ژوئيه 1979 شدت گرفته است كه در اين روز جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا دستورالعمل محرمانه كمك همه جانبه را به مخالفان دولت كمونيست كابل كه دست نشانده مسكو بود امضاء كرد و .... گفته شده است كه همين دستور العمل سرانجام به پيدايش طالبان و القاعده انجاميد و ....
يک نقطه عطف در تاريخ ايرانيان رزم آرا در اين روز در سال 1329، برغم مخالفت شديد دكتر مصدق و يارانش، مجلس بر نخست وزير شدن سپهبد رزم آرا صحه گذارد كه نمايندگان مخالف از فرط خشم صندلي هاي مجلس را شكستند.
همين ابراز خشم كه در جامعه منعكس شد نقطه عطفي در تاريخ ايران شد و مبارزات ملي به منظور نجات ايران از سلطه دولتهاي استعمارگر اروپايي به ويژه انگلستان كه از 120 سال پيش از آن آغاز شده بود شدت گرفت و به ترور رزم آرا و ملي شدن نفت ايران انجاميد، و مردم ظرف مدتي كوتاه بساط سابق را برچيدند. اما، نظم نو پس از پيروزي ملت ايران كه سرمشق ساير ملل استعمار زده قرار گرفت، به دليل ادامه توطئه از خارج و سازش (خيانت) از داخل بيش از 30 ماه طول نكشيد و با براندازي 28 مرداد سال 1332 پايان يافت. خشم مردم ايران از اين براندازي هنوز فرو ننشسته است.

در قلمرو دانش خاصيت برگ بيد و تاريخچه آن عرق برگ درخت بيد(بيد شيرين) همان خاصيت آسپرين را در پيشگيري از سكته مغزي و حمله قلبي و رقيق سازي خون دارد، البته به ميزاني ضعيف تر و يك ضد درد است و بر خلاف آسپرين به معده هم آسيب نمي زند. در مورد تاريخچه كشف خاصيت آن كه 25 قرن سابقه دارد و به زمان كنفوسيوس مي رسد، به درستي معلوم نيست كه كدام ملت ، زودتر آن را مورد استفاده قرار داده اند: ايرانيان و يا چينيان. هردو ملت در آن زمان همسايه بي واسطه بودند و با هم وسيعا مراوده داشتند، ولي نوشته هاي چيني كه به خاصيت درماني برگ بيد و ساير ريشه ها ، برگها و گلهاي گياهان اشاره كرده قدمت بيشتري دارد. تاريخ قديمي ترين اين اسناد مربوط به ژوئيه سال 470 پيش از ميلاد است. با وجود اين؛ سابقه نگاران علوم، ايرانيان را مخترع تقطير و عرقگيري گياهان و گلهااز جمله مينت Mint (نعناع) بشمار آورده اند. يونانيان باستان و مردم مديترانه هم در اين كار سابقه طولاني داشته اند.

در قلمرو رسانه‌ها وب سايت «جان كري» با يك ميليون بيننده ـ نقش وب سايت ها در مبادله عقايد و نظرات جان کري«جان كري» نامزد دمكراتها در انتخابات دوم نوامبر 2004 هم متوجه اهميت وب سايت شخصي در اينترنت شده بود. وي سوم ژوئيه 2004 اعلام داشت كه اخبار مربوط به تصميماتش را نخست در اين «وبلاگ» قرار خواهد داد از جمله تعيين معاون آينده اش را.
او از رسانه ها خواسته بود كه براي كسب هر گونه اطلاع، نخست به اين سايت كه ساعت به ساعت ـ اگر مطلب تازه اي باشد ـ در آن قرار داده خواهد شد مراجعه كنند. وي گفته بود كه عده مراجعين روزانه به اين سايت از رقم يك ميليون گذشته است و هركس مي تواند نظر و پرسش خود از طريق « اي ـ ميل» ضميمه اين سايت براي او ارسال دارد.
كري همچنين گفته بود كه با بكار گيري اين سايت، صرفه جويي او در هزينه هاي تبليغاتي، دست كم پنج ميليون دلار بوده است؛ حال آن كه هزينه ادامه فعاليت اين سايت براي او در ماه حدود يكي ـ دو هزار دلار است.
كري تاكيد كرده بود كه اگر انتخاب شود بازهم نطقهاي رسمي و تصميماتش را نخست در اين سايت قرار خواهد داد كه پديده تازه اي خواهد بود.
وب سايت هاي شخصي دير زماني است كه به صورت يك ابزار بيان عقيده و نظر درآمده اند كه تا نيمه آخرين دهه قرن 20 مردم عادي و انديشمندان و اصحاب نظر فاقد آن بودند و راهي جز توسل به رسانه هاي عمومي و يا انتشار كتاب و حضور در اجتماعات نداشتند كه كار آساني نبود. اين وب سايت ها اينك آسانترين و ارزانترين وسيله مبادله عقايد و نظرات درآمده اند.
درگذشت دو روزنامه نگار و دليل معروفيت آنان اوايل ژوئيه 2005 دو روزنامه نگار آمريكايي، هر دو 89 ساله درگذشتند كه هركدام نظر مهمي را در ژورناليسم از خود به يادگار گذارده اند. ويليام برينك در طول عمر روزنامه نگاري خود كه از شش دهه تجاوز كرده بود سردبير چند روزنامه بزرگ از جمله نيويورك ديلي نيوز بود. او معتقد به زدن تيتر بزرگ و چاپ عكس با حالت در صفحه اول روزنامه بود، حتي اگر اين صفحه حاوي تنها يك تيتر و يك عكس باشد. او مي گفت كه چنين تيتر و عكسي بايد همه چيز را بگويد و در مغز خواننده و بيننده آن نقش بندد و نظرش را تغيير و عزم او را راسخ كند. وي در سي ام اكتبر سال 1975 با زدن يك تيتر چند كلمه اي و چاپ عكس جرالد فورد رئيس جمهوري وقت كه وي را مردي بي اعتنا و از خود راضي نشان مي داد باعث شد كه نيويوركي ها به او راي ندهند و در انتخابات از كارتر شكست بخورد و نه تنها مسير تاريخ آمريكا بلكه تاريخ جهان ورق بخورد. اگر فورد شكست نخورده بود نظامهاي ايران، افغانستان، اتيوپي، نيكاراگوئه و ... تغيير نمي كردند. فورد با دادن كمك مالي از جانب دولت فدرال به شهرداري نيويورك كه در آستانه ورشكستگي قرار داشت مخالفت كرده بود و ويليام برينك از اين موضوع استفاده كرد و در آن روز تيتر زد كه فورد گفت: مرده را بايد حذف شده تلقي كرد. (كه اشاره فورد به شهر نيويورك بود كه از نظر وي يك «مرده» بود و نبايد به آن اعتنا و كمك مي شد). بسياري هستند كه اين روش تيتر زني ويليام برينك را بكار مي برند.
روزنامه نگار ديگر كه فوت شد ويليام بلاك ناشر چندين نشريه در سراسر آمريكا از جمله پيتسبورگ پرس (پنسيلوانيا)، هرالد (كاليفرنيا) و بليد(اهايو) بود. وي عقيده داشت كه روزنامه بايد متعلق به فرد و يا يك خانواده باشد تا در نتيجه دلسوزي آنان رشد كند، همانند نيويورك تايمز و واشنگتن پست. تعلق داشتن روزنامه به يك شركت باعث دست به دست شدن متوالي و تغيير روش مي شود، نه خودش رشد مي كند و نه سودي به جامعه مي رساند و تنها در خدمت اهداف بزرگترين سهامدار است كه هدف روزنامه نگاربودن و درنتيجه دلسوزي ندارد ــ دلسوزي او در حد سرمايه گذاري اوست و اگر سود حاصله اش از اعمال نفوذ از طريق روزنامه از ميزان سرمايه گذاري اش بيشتر باشد خيلي آسان روزنامه به كشتن مي دهد. بلاك 62 سال روزنامه نگاري كرد. پدر و پدر بزرگ او هم روزنامه نگار بودند.

ساير ملل سالروز صدور اعلاميه استقلال ايالات متحده امريكا چهارم ژوئيه مصادف با سالروز تصويب اعلاميه استقلال مهاجرنشينان انگليسي آمريكاي شمالي (ايالات متحده) در سال 1776 در کنگره نمايندگان اين مهاجر نشينان است كه جزيي از قلمرو انگلستان بشمار مي رفتند، ولي تحقق اين جدايي بدون جنگ صورت نگرفت و اين جنگ كه با كمك فرانسه ــ رقيب اروپايي انگلستان ــ انجام گرفت مدتها طول كشيد. سالروز امضاء شدن اعلاميه استقلال آمريكا به نام يكايك مردم اين سرزمين در سال 1776، دراين كشور روز ملي و تعطيل عمومي است.
متن اعلاميه به همان صورتي كه تنظيم و در فيلادلفيا امضاء شده است. متن اعلاميه به قلم توماس جفرسون است كه شهرت داشت نثري شيوا دارد . در اين اعلاميه تاكيد شده است كه همه انسانها برابر خلق مي شوند و داراي حقوق غير قابل سلب هستند از جمله حق حيات ، حق آزادي ،حق شاد بودن و شادي كردن و.... در اعلاميه حكومت جورج سوم پادشاه وقت انگلستان ظالمانه توصيف شده و به 26 مورد زورگويي دولت انگلستان اشاره رفته است. در اعلاميه آمده است كه جورج سوم شايستگي حكومت بر مردمي آزاد را ندارد و....

زادروز گاريبالدي ميهندوست بزرگ ايتاليايي گاريبالدي چهارم ژوئيه 1807 جيوسپ گاريبالدي Giuseppe Garibaldi ميهندوست بنام ايتاليا كه در تامين وحدت وطن خود، پس از 14 قرن از هم پاشيدگي، جانفشاني بسيار كرد به دنيا آمد و 74 سال عمر كرد. كاوور با زبان و قلم و گاريبالدي با تفنگ، وحدت ايتاليا را تامين كردند كه كاري بس دشوار بود. گاريبالدي پس از بيرون آوردن مناطق متعدد ايتاليا از دست حكام مستقل، براي تحقق آرزوي ديرينش كه شهر رم بار ديگر پايتخت ايتاليا شود، با مردان خود دو بار به اين شهر كه در دست پاپ بود حمله برد. گاريبالدي كه در جنگهاي وحدت ايتاليا با ارتشهاي فرانسه و نيروهاي اتريش هم درگير شده بود پس از تامين وحدت، شهر به شهر مي رفت و از مهندسان و صنعتگران ايتاليايي مي خواست كه سلاحهاي برتر بسازند و مي گفت كه تا دنيا چنين است و حرف آخر را گلوله مي زند، ايتاليا هم بايد بهترين توپها را داشته باشد تا از حق و منافع خود دفاع و ديگران را وادار به قبول خواستهايش كند. گاريبالدي يك جمهوريخواه بود ولي به نظر اكثريت احترام مي گذاشت و هنگامي كه پارلمان ايتاليا راي به پادشاهي امانوئله بر همه ايتاليا داد آن را پذيرفت مشروط بر اين كه حكومت در دست نخست وزير باشد. نظام پادشاهي ايتاليا تا بعد از جنگ جهاني دوم ادامه داشت و دوم ژوئن 1949 با انجام رفراندم به جمهوري تغيير يافت. گاريبالدي دوم ژوئن 1882 درگذشت.
درگذشت سه رئيس جمهور در يک روز! چهارم ژوئيه سال 1826 جان ادامز John Adams دومين رئيس جمهوري و توماس جفرسونThomas Jefferson انديشمند معروف و سومين رئيس جمهوري آمريکا در گذشتند. اتفاقا جيمز مونرو James Monroe پنجمين رئيس جمهوري آمريکا هم در همين روز در سال 1831 ميلادي جان سپرد.
هزاران وكيل قضايي از جمله دختر قذافي و رمسي کلارک داستان پيشين آمريکا داوطلب دفاع از او شده بودند درپي انتشار گزارش جلسه تفهيم اتهام كه اول ژوئيه 2004 انجام شد، صدها حقوقدان از سراسر جهان و به ويژه دنياي عرب داوطلبانه آمادگي خود را براي دفاع از صدام حسين در جريان محاكمه او اعلام داشته بودند كه در ميان آنان «عايشه معمر قذافي» دختر رهبر ليبي كه يك پروفسور درس حقوق است و نيز «رمسي کلارک» داستان کل آمريکا در دوران زمامداري جيمي کارتر ديده مي شدند.
بيشتر اين حقوقدانان اين رسيدگي قضايي را غير قانوني و غير مشروع دانسته بودند؛ زيرا كه بزعم آنان، دولت موقت عراق از جانب آمريكا كه عراق را در اشغال نظامي دارد منصوب شده بود، نه مردم عراق در يك انتخابات آزاد و يا يك بپاخيزي (انقلاب) سراسري داخلي؛ و در نتيجه ارکان چنين دولتي نمي تواند اعضاي دولتي را كه بر سركار بود و اتهام دزدي و اختلاس و سوء استفاده هم به آنان وارد نشده بود تعقيب قضايي كند.
دفتر زياد الخسونه، يك وكيل قضايي اردني در شهر امان كه وكالت از صدام را به خواست خانواده اش برعهده گرفته بود به مركز دريافت پيامهاي حقوقدانان از سراسر جهان مبدل و از مشاركت داوطلبانه دختر قذافي ابراز قدرداني كرده بود.
با صدام، يازده تن از دستياران او در حکومت نيز متهم شده اند که در جلسه مقدماتي اول ژوئيه، به آنان تفهيم اتهام شد.
يک روزنامه آمريکايي عکس و اسامي متهمان 11 گانه و صدام را با ذکر سمتهايشان به گونه اي که در سمت چپ ديده مي شود چاپ کرده بود که در اينجا آورده شده است.
صدام در آخرين روز سال 2006 اعدام شد.
بازتاب وسيع اظهارات صدام حسين در نخستين جلسه رسيدگي قضايي به اتهامات او در رسانه هاي سراسر جهان صفحه اول" ويرجينيان پايلوت" چاپ «همتون رودز» که مقر بزرگترين پايگاه دريايي آمريکا و پايگاه هوايي لانگلي و ... که بيشترين نيرو را به عراق فرستاد
دوم و سوم ژوئيه 2004 اظهارات صدام حسين در نخستين جلسه قضايي تفهيم اتهام و عكسهاي او وسيعا در رسانه هاي جهان انتشار يافته و روزنامه هاي آمريكا تمامي قسمت بالاي صفحه اول خود را به درج آن اختصاص داده بودند. ماحصل نظر مفسران اين رسانه ها در اين باره و در آن دو روز از اين قرار بود:
- اظهارات و عكسهاي صدام نظر بسياري از جهانيان را نسبت به او تغيير داد و مساعد وي ساخت. اين رسيدگي عجولانه به زيان دولت موقت بغداد تمام شد و دشوار است كه بتواند نظر جهانيان را نسبت به خود كه ترديد دارند مستقل از آمريكا عمل کند تغيير دهد.
- حمايت دولتهاي ديگر از دولت موقت بغداد كمي دشوارتر شده است.
- ترديد به قانوني بودن و مشروعيت محاكمه صدام در عراق توسط يك محكمه داخلي، خيلي بيشتر شده و صداي اعتراض حقوقدانان را بلندتر كرده است.
- جز مطبوعات كويت و تا حدي كم امارات عربي متحده، ساير رسانه ها گزارشهاي مربوط را بي طرفانه منعكس كرده بودند.
- همدردي نسبت به عراقي ها در مورد اشغال نظامي كشورشان در كشورهاي اسلامي و عرب و از جمله اندونزي افزايش يافته است.
- صدام حسين به صورت سمبول ضد آمريكا در آمده است و دشوار است كه بشود حتي در زندان او را دست كم گرفت.
- دولت آمريكا اين بار هم بدون تعقل كافي و پيش بيني نتايج، با پيش افتادن رسيدگي قضايي موافقت كرد. اين رسيدگي زودرس حتي سبب شد كه حزب بعث عراق پس از 15 ماه جان بگيرد و رسما اعلاميه بدهد و هر خشونت قبلي صدام را به حساب «حفظ منافع ملي» بگذارد. پيش انداختن زمان اين رسيدگي قضايي نتوانست شيعيان عراق را كه نسبت به دولت موقت ظنين هستند راضي كند.
- بيشتر روزنامه ها از جمله گاردين لندن نخستين جلسه رسيدگي را «نمايش روي صحنه به كارگرداني آمريكا» و يا همانند ايديپندنت
« تئاتر سياسي» خواندند و نوشتند كه محاكمه صدام و دستيارانش اگر هم قرارست در عراق انجام گيرد بايد پس از انتخابات و تعيين دولت منتخب ملي باشد، نه دولت منصوب آمريكا.
صدام كه قبلا مورد حمايت غرب بود ، يكشبه به صورت نماد ضد غرب در آمد - نظر رسانه هاي تهران در اين زمينه اصحاب نظر و مفسران رسانه ها در نخستين ابراز عقيده در باره آغاز رسيدگي قضايي دولت بغداد پيرامون صدام حسين كه در روزنامه هاي سوم ژوئيه (2004) انتشار يافته بود گفته بودند كه دولت موقت عراق با جلو انداختن كار رسيدگي، دست به قمار پيچيده اي زده است كه در همين دو روزه متوجه زيان آن شده است.
از اين اظهار نظر ها چنين بر مي آيد كه نخستين جلسه قضايي، صدام را در جهان به صورت يك نماد ضد غرب درآورده و همدردي همگاني را نسبت به او برانگيخته است. برخي شبكه هاي تلويزيوني گفتند ايرانيان كه بيشترين آسيب را از سياست هاي صدام حسين ديده بودند، نه به خاطر خود او؛ بلكه به دليل داشتن احساسات ضد غرب و خاطره بد دوران گذشته خود، نسبت به صدام عواطف ملايم نشان داده و گزارشهاي مربوط به رسيدگي قضايي اول ژوئيه را وسيعا منعكس ساخته و عكسهاي متعدد او در جلسه رسيدگي و با دستبند (پس از خروج از جلسه 27 دقيقه اي) را در روزنامه هايشان چاپ كرده بودند و جز بكار بردن صفت «ديكتاور سابق» به نقل از خبرگزاري هاي غرب كه منبع اخبار خارجي آنها است حمله ديگري به او نكرده بودند كه اگر جز آمريكا، عامل ديگري او را به دادگاه تحويل داده بود، حملات و انتقاد هاي آنها به مراتب شديدتر بود. مطبوعات تهران اين موضوع را پيش كشيده بودند كه اگر دادرسي صدام واقعي باشد بايد مقامات وقت آمريكا كه مشوق و حامي او در جريان جنگ با ايران بودند به عنوان پاسخگو در دادگاه حاضر شوند و همه جلسات دادگاه علني باشد. رسانه هاي ايران خواسته بودند كه ريشه همكاري هاي سابق آمريكا و صدام برملا شود و معلوم گردد كه با موافقت و حمايت چه افرادي در آمريكا، صدام به گلوله و بمب هاي گاز شيميايي دست يافته بود و جهانيان از همكاري آمريكا و صدام در طول جنگ هشت ساله آگاه شوند. در زمان جنگ 8 ساله، شعار معروف ايرانيان «صدام آمريكايي» بود.

برخي ديگر از رويدادهاي 4 جولای 1636: شهر پراويدنس در امريکاي شمالي توسط مهاجران انگليسي ساخته شد که بعدا مرکز ايالت رودآيلند قرار گرفت.
1715: Christian Gellert شاعر و داستان نگار ساکسوني (آلمان) متولد شد.
1789: کنگره ايالات متحده قانون تعرفه کمرگ را به تصويب رساند تا نه تنها درآمد براي دولت نوبنياد تامين کند بلکه کنترل تجارت خارجي را در دست داشته باشد.
1802: آکادمي نظامي آمريکا (دانشکده افسري) در "وست پوينت" ايالت نيويورک آغاز بکار کرد.
1845: کنگره جمهوري مستقل تکزاس راي به الحاق اين جمهوري به ايالات متحده آمريکا داد و يک ايالت اين کشور شد.
1848: شاتوبريان Francois Rene de Chateaubriand داستان نگار و سياستمدار فرانسوي در گذشت.
1874: حزب سوسيال دمکرات آمريکا تاسيس شد.
1894: مجمع الجزاير هاوائي که قبلا نظام پادشاهي داشت جمهوري شد.اين جزاير بعدا به صورت يک ايالت آمريکا درآمد.
1946: فيليپين پس از نزديک به نيم قرن، استقلال خود را از آمريکا گرفت. فيليپين که از مستعمرات اسپانيا در آسيا بود در جريان جنگ آمريکا و اسپانيا به تصرف آمريکا درآمده بود.
1950: دولت آمريكا راديوي اروپاي آزاد را بكار انداخت كه يك ابراز جنگ سرد توصيف شده است.
1966: ليندن جانسون زير جمهوري وقت آمريکا قانون «آزادي اطلاعات» را که به تصويب کنگره اين کشور رسيده بود امضا کرد و اين قانون که کار روزنامه نگار را آسان ساخته است درست در همين روز از سال بعد (1967) به اجرا درآمد.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#105)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2007/12/14, 13:27

ايران

روزي كه قباد ساساني دستور نوسازي شهر دربند قفقاز را پس از اخراج خزرها صادر کرد

قباد يكم، شاه ساساني ايران، پس از عقب راندن خزرها به آن سوي رود ولگا و بازگرداندن نظم و آرامش به قفقاز شمالي، در ژوئيه سال 527 ميلادي (طبق محاسبه تقويم نگاران، پنجم ژوئيه) دستور بازسازي شهر دربند (واقع در داغستان امروز و تلفظ كنوني: دربنت) را صادر و بودجه لازم را اختصاص داد. وي خسرو انوشيروان وليعهد خود را به عنوان ناظر بر اين نوسازي تعيين كرد. خسرو در دوران پادشاهي خود هم بر استحكامات اين شهر افزود و آن را آبادتر كرد. داريوش بزرگ و شاپور يكم (پسر اردشير پاپكان) در سنگنبشته هاي، مناطق ايراني قفقاز را ذكر كرده اند. شهر دربند ميان درياي مازندران و كوههاي قفقاز در تنگه اي به عرض سه كيلومتر قرار گرفته و پادگان آن قرن ها مانع ورود اقوام مهاجر (آوارها، خزرها و ...) به قلمرو ايران و روم مي شد و امپراتوري روم بابت اين عمل، هرساله به ايران مقداري طلا مي داد. منطقه داغستان كه اينك يك ايالت (جمهوري خودمختار) فدراسيون روسيه است در طول حكومت ساسانيان، علاوه بر حكمران غير نظامي يك مرزبان (ژنرالي با درجه اسپهبد) داشت كه عملا مقام برتر منطقه بود. مرزبانان قفقاز پس از حمله عرب، همانند مرزبانان «فرارود» سازمانهاي خود را منحل نكردند بلكه مستقلا و يا با كمك حكمرانان ايراني محل تا زمان صفويه بكار ادامه دادند. ايستادگي آنان در سال 728 ميلادي در برابر حمله عرب كه قصد ورود به داغستان امروز را داشتند مشهور است و گور مقتولان اين ايستادگي كه به «چهل قهرمان» معروفند هنوز مورد احترام است.
قباد يكم در دوران حكومت خود سه بار خزرها را شكست داد: در سالهاي 489، 522 و 527 ميلادي. شهر دربند (اينك داراي 100 تا 105 هزار جمعيت) در جريان نوسازي دهه سوم قرن ششم ميلادي داراي ديوارهايي به ارتفاع 20 متر و 30 برج دفاعي شد كه اين برجهاي عمدتا در باروي شمالي شهر ساخته شدند زيرا كه شهر از قسمت جنوبي آن امن بود و تجاوزگر وجود نداشت. كالانكايك Kalankatuk(كاگانكاتواتسيMovses Kagankatvasi ) مورخ بزرگ ارمني قرون وسطا (تحصيلكرده آتن، اسكندريه، رم و قسطنطنيه) در كتاب خود «آلوانكAluank» شهر دربند و ايالت هاي ايراني Arran ارّان (آذربايجان و داغستان امروز)، ايبريا (گرجستان و آبخازياي امروز) و سرزمين خودمختار ارمنستان را دقيقا شرح داده است («آلبانيا» به معناي كوهستاني واژه اي لاتين است كه روميان بخشي از قفقاز را خطاب مي كردند). «استرابو» قبلا در كتاب خود به شرح منطقه ايراني قفقاز پرداخته بود (اين منطقه پس از 24 قرن، در جنگهاي سه دهه اول قرن نوزدهم از ايران گرفته شد).
منظره شهر دربند از زاويه ديوار قديمي آن
ماموريت هاي سر جان ملكم در ايران ، تاريخي که تاليف کرد و شرح خصلت ايرانيان از زبان او! «جان ملكم John Malcolm» كه به پاس خدماتش به دولت متبوع خود انگلستان لقب «سر Sir» گرفته است پنجم ژوئيه سال 1813 تاليف خود «تاريخ ايران» را كه كلا حدود هزار صفحه است و آن را در هند تكميل كرده بود به دست چاپ داد ولي تاريخ انتشار نسخه هاي اصلي، كه از آن به جاي مانده «سال 1815» را نشان مي دهد كه از آن چنين بر مي آيد كار چاپ و صحافي نزديك به دو سال طول كشيده بود.
«سرجان ملكم» يك «نظامي- ديپلمات» بود كه از سال 1800 ميلادي تا 1810 سه بار به عنوان مامور دولت انگلستان به ايران آمده بود. انگيزه او در نوشتن اين كتاب كه قسمتهايي از آن، مخصوصا آن قسمت كه درباره رفتار و روانشناسي ايرانيان است به عنوان «راهنماي» دولت هاي اروپايي (غرب) بكار رفته و مدّ نظر آنها بوده است هنوز به درستي شناخته و روشن نيست.
«جان» از افسران واحدهاي نظامي انگلستان در «هند» بود كه مامور ديدار از ايران شد. دولت انگلستان ايران آن زمان را ديوار كوتاه و فرسوده اي ديده بود كه فرانسه و روسيه - هر دو - مي خواهند از آن بالا روند و «هند» را از چنگ آن دولت در آورند، لذا در صدد برآمده بود كه به هر وسيله، مانع نفوذ آن دو دولت اروپايي از طريق خاك ايران به هند شود و اعزام «جان ملكم» كه شايد تا آن زمان هرگز درصدد تاريخ نويسي و تحقيقات تاريخي برنيامده بود به همين دليل بود. بنابراين، «جان» يك مامور دولت متبوع خود بود و منطقا هرگونه تلاش و فعاليت او در جهت اجراي سياست انگلستان قرار داشت و يكي از كارهاي هر مامور سياسي، جمع آوري اطلاعات پيرامون حوزه ماموريت است و به احتمال زياد تاريخ نگاري او نيز «داراي هدف هاي خاص» و با تاييد قبلي دولت انگلستان بود، كه هزينه تنظيم و نگارش تاريخ او را هم تامين كرده و تسهيلات كار وي را فراهم ساخته و وسايل و افراد لازم را در اختيارش گذارده بود.
ديدارهاي اين «مامور سياسي» دولت انگلستان از ايران مصادف با تصميم ناپلئون مبني بر محاصره دريايي و تحريم اقتصادي انگلستان و قطع دست آن از ساير كشورها بود و اعزام ژنرال گاردان و افسران و ماموران سياسي ديگر از فرانسه به ايران عمدتا با هدف برخورد با انگلستان بود. به علاوه، اين ديدارها همزمان با نخستين جنگ روسيه با ايران بود كه در سال 1803 آغاز شد.
قرارداد ناپلئون با تزار روسيه در هفتم ژوئيه 1807 در تيلسيت كه ضمن آن ناپلئون به شرط تحريم انگلستان، دست روسيه را براي تصرف سوئد، فنلاند و مستملكات عثماني باز گذارد و تكميل و تائيد مجدد آن در 14 اكتبر 1808، ماموريت «جان ملكم» را حساس تر كرد، که فتحعلي شاه هم در اين سال (1808) به وي اجازه سفر از بوشهر به تهران را نداد، اما سال بعد او را كه باخود هداياي فراوان براي شاه قاجار آورده بود به حضور پذيرفت و چون احتمال بازگشت ژنرال گاردان به اروپا مي رفت و فشار روسيه بر ايران افزون گرديده بود راه براي امضاي قرارداد 12 مارس 1809 ايران و انگلستان هموار بود كه به موجب آن دولت ايران متعهد شد كه تعهدات نظامي خود با كشورهاي ديگر را به سود انگلستان لغو كند و اين قرارداد به مفهوم آن بود كه ژنرال گاردان و افسرانش بايد از ايران بروند كه در سال 1810 رفتند و جاي آنان را انگليسي ها گرفتند و همين عمل موجب فاجعه سال 1812 در جبهه اصلاندوز شد. مشاور توپخانه ارتش ايران در جبهه اصلاندوز يك افسر انگليسي به نام «ليندسي» بود و با آموزش او (اشتباه و يا تباني) توپخانه ايران نيروي خودي را به گلوله بست و باعث شكست ايران از روسيه شد كه با ميانجيگري و اعمال نظر انگليسي ها قرارداد ترک مخاصمه ميان روسيه و ايران به امضا رسيد و .... بنا بر اين، مداخلات استعماري و سلطه گري انگلستان در ايران با ماموريت هاي سر جان ملکم آغاز شد که ماهيت آن با ماموريت برادران شرلي که 102 پيش از آن آغاز شده بود متفاوت بود و مداخلات انگليسي ها در ايران در قرون 19 و 20 عامل اصلي کاهش وسعت، تزلزل حاکميت، عقب ماندگي و بدبختي هاي ايران و ايرانيان بشمار آورده شده است.
وارد جزئيات تاريخ نويسي «سرجان ملكم» و اسناد و منابع او و ميزان تسلطش بر زبان فارسي (از نظر خواندن متون تاريخي) و اطلاعاتي كه داده است نمي شويم، ولي ذكر اشاره اي كه او به منش ايرانيان كرده كه «راهنماي» غربي ها قرار گرفته لازم است.
وي در کتاب خود ابراز نظر كرده كه ايرانيان مردماني خودخواه ، متلوّن (دمدمي مزاج) ، متفرق و ... هستند. مي دانيم وقتي در غرب به كسي وصله «خودخواهي و خود بيني» بزنند يعني كه مي شود با او وارد چانه زدن شد و احتمالا وي را خريد و ...، مخصوصا كه سرجان ملكم در چند جاي كتاب خود تاكيد كرده است كه «بني آدم بني عادت است» يعني عاداتش را داوطلبانه رها نمي سازد؛ به عبارت ديگر، اين خصلت ها فرهنگ ثانوي ايراني شده است!!. او همچنين بر اين عقيده است كه ايرانيان بمانند ساير مردم مشرق زمين حكمران مستبد (ديکتاتور)، ولي قاطع و تامين كننده رفاه و امنيت را بر حاكم كم عرضه و ليبرال ترجيح مي دهند. اين اظهار نظرها بايد براي هموطنان درس باشد كه باهم متحد و يكرنگ باشند و هدفهاي واحد داشته و ياور يكديگر باشند.
پس از انتشار تاريخ سرجان ملكم و پس از او ـ البته با فاصله اي زياد ـ تاريخ «سر پرسي سايكس» كه او نيز يك ژنرال انگليسي بود و با ماموريت نظامي و ايجاد يک نيروي رزمي براي انگلستان (اس. پي. آر) به ايران آمده بود انتشار يافت و متاسفانه از اين دو تاليف به عنوان ماخذ و منبع استفاده شده و حتي تاريخدانان خودمان هم گهگاه به كتابهاي اين دو «مامور رسمي» استناد كرده اند.
بايد دانست كه خاطره نويسي با تاريخ نويسي تفاوت دارد. هر مامور خارجي مي تواند خاطرات روزانه خود را بنويسد و ايرادي نيست، ولي تاريخ نگار شدنش آن هم درباره کشور محل ماموريت و شروع كردن از آغاز كار (گذشته بسيار دور) جاي ترديد مي تواند باقي بگذارد. تاريخ نگاري همانند روزنامه نگاري داراي اصول و قواعد است که اگر رعايت نشوند آن نوشته، تاريخ و ياخبر روزنامه به حساب نخواهد آمد.
... و بالاخره دادگاه لاهه برضد ايران راي داد برغم حضور دكتر مصدق نخست وزير وقت در جلسه دادگاه بين المللي لاهه و مدافعات بعدي وكيل بلژيكي ايران، پنجم ژوئيه 1951 دادگاه لاهه به سود شاكي پرونده (دولت انگلستان) و بر ضد ايران راي داد!. ترومن رئيس جمهوري وقت آمريكا از حزب دمكرات براي حل مسئله از طريق تراضي طرفين، ده روز بعد اورل هريمن ديپلمات آمريكايي را براي مذاكره با دكتر مصدق به تهران فرستاد كه نخست وزير وقت، ملي شدن صنعت نفت ايران را عملي پايان يافته اعلام كرد و حاضر به سازش نشد، تهديد انگلستان كه مسئله را در شوراي امنيت مطرح خواهد كرد دست کم گرفت و بعدا نيز مناسبات ايران با انگلستان را قطع كرد.
اقدام دادگاه بين المللي لاهه به جهانيان و به ويژه استعمارزدگان ثابت کرد که سازمانها و انجمن ها ي بين المللي حرف شنوي قدرتها هستند و ... و اين احساس به تدريج تقويت شده است.

در قلمرو دانش نيروي جاذبه و 3 قاعده حركت نيوتن ايزاك نيوتن دانشمند انگليسي (1643 ـ 1727) پنجم ژوئيه 1687 تاليف مهم خود «اصول رياضي فلسفه طبيعي» را منتشر ساخت. وي با توسل به قواعد كپلر و حركت ستارگان، نيروي جاذبه و 3 قاعده حركت را كه پايه علم «مكانيك» هستند (در مورد اجسام متحرك بر روي كره زمين) به دست داد. او با تجزيه نور خورشيد از طريق عبور دادن آن از منشور، همچنين ثابت كرد كه آن نور (اصطلاحا سفيد) از طيفي از انوار به وجود مي آيد كه داراي طول موج مختلفند. نيوتن همچنين كلكولس (حساب فاضله) تكميل شده را ارائه داد.

در قلمرو رسانه‌ها فيلم مستند «فارنهايت - ناين ايلون» سينما و ژورناليسم را به صورت رسانه واحد درآورد مايکل مور پس از دريافت جايزه اسکار در تفسير و اظهار نظرها در باره فيلم مستند «فارنهايت - ناين ايلون» ساخت مايكل مور كه نمايش آن از اواخر ژوئن 2004 آغاز شده بود سخن از يك انقلاب در صنعت فيلم سينمايي به ميان آمده بود.
طبق اين تفسيرها، ابتكار «مايكل مور»، سينما و ژورناليسم را كه دو پيكر، از مجموعه رسانه هاي همگاني هستند به صورت يك رسانه واحد درآورده است و گفته شده است؛ كار او كه يك پديده تازه بود اقتباس و دنبال خواهد شد و در آينده نمونه هاي ديگر فيلمهاي سينمايي از اين دست به بازار خواهد آمد كه از تلفيق گزارشهاي مستند و مصاحبه با افراد حقيقي و نمايش صحنه هاي واقعي با هدف مشخص، و تحت عنوان يك سوژه توليد خواهند شد و اين، چيزي جز ازدواج ژورناليسم و صنعت سينما نيست و نسل نو خواهان مشاهده واقعيات است تا تخيل. اين نسل بيش از نسلهاي گذشته مشكلات سياسي ـ اجتماعي را لمس مي كند و در جستجوي يافتن ريشه آنها و شناخت مسئول و يا مسئلان است.
به اظهار برخي از اصحاب نظر، فيلم فارنهايت بازي هاي حكومت كنوني آمريكا و در نتيجه ضعف آن را منعكس ساخت. اين صاحبنظران گفته اند که اين فيلم حلقه هاي ضعيف جامعه آمريكا از جمله فقر برخي از مردم اين كشور را نشان داد و ثابت كرد كه دولت به جاي هزينه كردن و رفتن به عراق بهتر بود به فقر و حل مسئله درمان در داخل آمريكا توجه مي كرد. بنا به همين اظهار نظرها، اين فيلم با اسناد غير قابل انكار نشان داد كه يك دولتمرد (اشاره به جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا) از فرصت هاي به دست آمده ، براي اجراي نيات قديمي خود كه ارتباط زياد هم با منافع آمريكاييان ندارد استفاده كرده و موضوعهاي جدا از يكديگر را به هم بافته و بهانه جنگ با عراق و تصرف آن را به دست آورده كه موفقيت آميز نبوده است. اين فيلم، به نظر مفسران وارد در امور رسانه هاي همگاني، روش تهيه گزارشهاي مصور را هم تغيير خواهد داد و تهيه كنندگان اين گزارشها را مجبور خواهد كرد كه بيش از گذشته وارد عمق مسائل شوند و از همه جنبه هاي قضيه تصوير بگيرند تا خريدار داشته باشند و اين است درس مهمي كه فيلم فارنهايت به تصوير برداران گزارشهاي روز داده و آنان را به تامل و تغيير روش كه همانا تكامل حرفه اي است وادار كرده است.

ساير ملل جنگ دريايي «چشمه» ـ اهميت دوستي ايران براي روسيه جنگ دريايي سه روزه «چشمه» ميان ناوگان روسيه و عثماني در درياي اژه از پنجم ژوئيه 1770 آغاز شد و آخر وقت هفتم ژوئيه با شكست سخت ناوگان عثماني پايان يافت. روسيه براي تامين برنامه هاي خود كه گرفتن سهم در منطقه مديترانه از يك سوي، و رسيدن به آبهاي اقيانوس هند از سوي ديگر بود تا بتواند با ساير استعمارگران اروپايي رقابت كند، كشتي هاي خود را براي جنگ با عثماني، از بالتيك به درياي اژه فرستاده بود. روسيه بدون داشتن نفوذ كامل در آناتولي و يا مناطق شمالي درياي مرمره و درياي اژه نمي توانست به هدف خود در مديترانه دست يابد و بدون در اختيار داشتن افغانستان و غرب رود سند (غرب پاكستان امروز، و در آن زمان هندوستان انگلستان) به اقيانوس هند برسد. روسيه همچنين مي دانست كه بدون دوستي با ايران نمي تواند به اين دو هدف دست يابد. بنابراين، روسيه قصد تصرف ايران را نداشت ولي پيروزي اش در جنگ دريايي «چشمه» سبب شد كه به تدريج مدعي قفقاز شود و تا سال 1828 در چند جنگ بر عثماني و ايران فائق آيد و مرز هاي ايران و عثماني (تركيه) را در آن منطقه به خطوط امروز محدود كند كه اين متصرفات تنها تا سال 1991 برايش باقي ماندند. حفظ تركيه به عنوان دوست و متحد، و مداخله جاري در افغانستان، دنباله همان سياست هاي غرب به منظور شكست سياست قرن هجدهم روسيه است كه ادامه دارد. غرب، تنها ايران را به عنوان متحد از دست داده و اينك مي كوشد كه به هر ترتيب مانع تحكيم دوستي مسكو با ايران شود كه تحكيم دوستي ايران و روسيه تا سرحد اتحاد، نقشه هاي غرب در خاور ميانه، آسياي ميانه و آسياي جنوبي را نقش بر آب مي كند.
روزي که ونزوئلا اعلام استقلال كرد بوليوار ونزوئلا پنجم ژوئيه 1811 به همت سيمون بوليوار، به عنوان نخستين سرزمين آمريكاي لاتين كه از استعمار اسپانيا خلاص مي شد اعلام استقلال كرد كه روز ملي اين كشور است. ولي اين استقلال ديري نپاييد و اسپانيا بوليوار و ياران او را فراري داد.
بوليوار پس از ديدار از اروپا، اين بار با توسل به جنگ اسپانيا را از ونزوئلا و چند سرزمين ديگر امريكاي لاتين بيرون راند. با اين كه اسپانيا از 1821 ديگر توان جنگ با بوليوار را نداشت، استقلال ونزوئلا از سال 1823 صورت عمل به خود گرفت.
اسپانيايي ها از سال 1522 ميلادي در ونزوئلا مستقر شده بودند، ولي چون اين سرزمين فاقد طلا بود و اسپانياييها در جستجوي طلا بودند، در يكي دو قرن اول توجهي به آن نداشتند. مهاجران اروپايي و بوميان و بردگان سياهپوست كه عمدتا در مناطق شمالي ونزوئلا زندگي مي كردند از راه كشاورزي معاش خود را به دست مي آوردند كه پس از كشف نفت در اين سرزمين، از قرن بيستم اوضاع چهره ديگري به خود گرفت. مرور زمان ثابت کرده است که مسائل ونزوئلا، پس از کشف و استخراج نفت که مشتري عمده آن ايالات متحده بوده است، نتيجه همين نفت است.
دو «پنجم ژوئيه» در تاريخ الجزاير - بهاي گزافي كه فرانسه براي استعمار الجزاير پرداخت كرد عبدالقادر قهرمان ملي دولت فرانسه در سال 1830 در صدد تصرف الجزاير بر آمد و پنجم ژوئيه اين سال شهر الجزيره و مناطق اطراف آن را گرفت ولي براي استعمار همه الجزاير مجبور شد چهل سال جنگ كند كه 17 سال، قهرمان بزرگ اين جنگ عبدالقادر (1883 - 1808) فيلسوف صوفي و انديشمند الجزايري بود که لقب قهرمان ملي الجزايري ها را به دست آورده است.
الجزاير كه از سال 106 پيش از ميلاد جزيي از قلمرو امپراتوري روم شده بود اواخر قرن هفتم ميلادي ضميمه ممالك اسلامي شد و پس از آن نيزهرچند وقت يك بار زير نگين عثماني و يا قدرتهاي اروپايي قرار مي گرفت، اما از نوعي خود مختاري و فدراسيون قبايل برخوردار بود. اين قسمت مديترانه، از دير زمان سواحل نا امني داشت كه مرکز فعاليت باجگيران دريايي بود و اين گروه سرانجام از ناوگان آمريكا و بعدا انگلستان شكست خوردند. در آغاز قرن نوزدهم يهوديان و تجار الجزايري به ناپلئون امپراتور فرانسه وام نقدي داده بودند كه پس از تبعيد ناپلئون، پول خود را از دولتهاي وقت فرانسه مطالبه مي كردند و چون در دهه سوم قرن 19 در وصول طلب خود سماجت كردند شارل دهم پادشاه وقت فرانسه در صدد تصرف الجزاير بر آمد و به اين سرزمين كه به محاذات فرانسه در سوي ديگر درياي مديترانه قرارگرفته است نيرو فرستاد و بالاخره الجزاير به تصرف فرانسه درآمد.
پس از جنگ جهاني دوم، الجزايري ها براي كسب استقلال خود بپاخاستند و امان فرانسه را بريدند تا در اوايل سال 1962 وعده آن را گرفتند و در ژوئيه موفق به كسب آن شدند. آنان پنجم ژوئيه در سال 1962 را به اين جهت سالروز استقلال خود اعلام کردند که مصادف با پنجم ژوئيه بود و 132 سال پيش از آن در همين روز فرانسويان الجزاير را مورد حمله نظامي قرار داده بودند. به اين ترتيب پنجم ژوئيه روز ملي الجزاير است.
كودتاي ژنرال ضياءالحق در پاكستان ضياء الحق پنجم ژوئيه سال 1977 ژنرال ضياءالحق فرمانده ارتش پاكستان در يك كودتاي بدون خونريزي دولت ذوالفقار علي بوتو را كه از طريق انتخابات برسر كار آمده بود ساقط و وي را زنداني ساخت كه بعدا اعدام شد. بوتو رئيس حزب مردم پاكستان و قبلا وزيرخارجه اين كشور بود. بوتو پس از جدا شدن پاكستان شرقي (بنگلادش) از جمهوري اسلامي پاكستان تلاش بسيار كرد كه شيرازه امور از هم نپاشد.
پاكستان به نسبت عمر كوتاه خود بيش از ساير كشورها كودتاي نظامي داشته است.
مردي كه 28 سال وزير امورخارجه شوروي بود و با بركناري او عمر شوروي هم پايان يافت گروميكو اندره گروميكو كه با خروج او از دايره سياست خارجي شوروي اين اتحاديه فرو پاشيد پنجم ژوئيه 1909 به دنيا آمد و 80 سال عمر كرد و نزديك به دو سال پيش از فروپاشي شوروي در گذشت.
گروميكو كه در دانشگاه ، اقتصاد كشاورزي خوانده بود در 34 سالگي دردستگاه حزب كمونيست چنان توجه استالين را به خود جلب كرد كه در 1943 (دوران جنگ جهاني دوم ) او را كه 34 سال بيش نداشت به عنوان سفير به آمريكا فرستاد و به او سفارش كرد كه از ديد انتقادي با جزئيات زندگاني و روشهاي آمريكائيان آشنا شود، ضعفهاي آنان را دريابد و زبان انگليسي را بياموزد.
گروميكو كه در كنفرانس هاي تهران ، يالتا و پتسدام در كنار استالين شركت كرده بود پس از يك دوره سفارت در مقر سازمان ملل و يك دوره هم سفارت در لندن معاون وزارت امورخارجه شوروي و از سال 1957 وزير خارجه اين كشور شد و اين سمت را تا سال 1985 برعهده داشت و همه پيروزي هاي سياست خارجي شوروي نتيجه مهارت او بود . با وجود اين ، گورباچف كه با سياست خود به عمر شوروي پايان داد گروميكو را در سال 1985 مودبانه بركنار كرد و به خاطر اين كه با اعتراض كمونيستهاي قديمي رو به رو نشود او را رئيس جمهوري شوروي كرد كه سمتي تشريفاتي و فاقد هرگونه اختيارات اجرايي بود.
مورخان در اين نكته متفق القولند؛ اگر گروميكو كه به آقاي « نيت ( نه ) » در مذاكرات سياسي با غرب شهرت داشت در سمت وزير خارجه شوروي باقي مانده بود اين اتحاديه به آن آساني منحل نمي شد. يکي از عوامل فروپاشي شوروي در اين بود كه در بازي هاي ديپلماتيك با غرب شكست خورد . جانشينان گروميكو نه به كمونيسم معتقد و نه به شوروي وفادار بودند. ديديم كه « شواردنادزه» جانشين گروميكو چه آسان از عضويت حزب كمونيست كناره گيري كرد و گرجستان را از شوروي جدا ساخت تا رئيس جمهوري آن شود.
اظهارات ژنرال آمريكايي در باره حضور اسرائيلي ها در بازجويي هاي زندان ابوغريب خشم اعراب را برانگيخته است سرتيپ کارپينسکي اشاره بانو ژنرال « جانس كارپينسكيjanis karpinski » كه در زمان رياست او بر زندان ابوغريب، شكنجه هاي آن چناني روي داده بود مبني بر اين كه با يك بازجوي اسرائيلي ملاقات و مذاكره كرده بود خشم اعراب را برانگيخته و برخي روزنامه نگاران عرب نوشته اند كه حدس زده بودند اسرائيلي ها در كار شكنجه زندانيان ابو غريب مداخله داشتند.
ژنرال كارپينسكي دوم ژوئيه 2004 به «بي بي سي» گفته است كه در محل بازجويي از دستگير شدگان در بغداد، با يك اسرائيلي ملاقات و مذاكره كرده بود.
ژنرال كارپينسكي گفت: اين فرد به من گفت كه برخي بازجويي ها را بعمل آورده است ، او زبان عربي مي داند، ولي عرب نيست، اسرائيلي است.
با اين كه دولت اسرائيل و نيز برخي مقامات آمريكايي اظهارات ژنرال كاپينسكي را كه ديگر رئيس زندان 6 هزار نفره «ابو غريب» نيست تكذيب كرده اند، برخي اعراب گفته اند كه نسبت به درستي آن ترديد ندارند و مي دانند كه در اشغال نظامي عراق، فشار و اصرار دولت اسرائيل تاثير فراوان داشت و اين دولت مي كوشد كه اوضاع به صورت گذشته باز نگردد و عراق اسلامي و يا بعثي نشود كه در هر دو صورت به زيان اسرائيل خواهد بود. اين اعراب اضافه كرده اند كه اسرائيل نفوذ خود در اوضاع عراق را از منطقه كردستان عراق شروع كرده است.


برخي ديگر از رويدادهاي 5 جولای 1900: يكصد هزار چيني كه در تاريخ به « مشت زنان » شهرت يافته اند و قصد كوتاه كردن دست خارجيان را از وطن خود داشتند 12 هزار نيروي خارجي را در « تيانشان » محاصره كردند.
1934: ماري کوروي دانشمند فرانسوي فيزيک که به اتفاق شوهرش «پير» در سال 1898 موفق به کشف عنصر راديواکتيو «راديوم» شده و در طول چهار سال بعد از آن به تکميل کشف خود پراخته بودند درگذشت. شوهر او قبلا در يک حادثه رانندگي کشته شده بود. اين زن و شوهر دانشمند در سال 1903 برنده جايزه نوبل فيزيک شده بودند.
1945: چرچيل در انتخابات انگلستان شكست خورد. اين انتخابات انگلستان « بلوغ دمكراسي» اين كشور را ثابت كرد ، زيرا انگليسي ها احساس كرده بودند مردي كه در زمان جنگ آنان را به پيروزي رساند ، شايد نتواند در دوران صلح نخست وزير خوبي برايشان باشد.
1950: تصويب قانون « بازگشت » ، اقامت هر يهودي را در اسرائيل تضمين كرد.
1959: دكتر احمد سوكارنو رئيس جمهوري وقت اندونزي پارلمان اين كشور را منحل كرد و اعلام داشت كه تا مردم اهميت و جزئيات دمكراسي را درك نكنند و بهاي « آراء » خود را ندانند بهتر است كشور دمكراسي محدود داشته باشد و سران احزاب و كارشناسان دلسوز در تصميم گيري ها شركت كنند.
1975: دماغه سبز ( كاپ ورده ) كه از سال 1462 مستعمره پرتغال بود استقلال يافت . اين كشور 420 هزار نفري كه در افريقاي غربي واقع شده است قرنها بهترين تسهيلات را براي كشتي ها فراهم مي كرد زيرا كه در مسير راههاي دريايي بوده است . اين سرزمين پس از ممنوع شدن تجارت برده در آمد خود را از دست داد. داوطلبان كمونيست به تامين استقلال اين سرزمين كه پرتغال آن را يك ايالت خارجي خود اعلام كرده بود كمك بسيار كردند.
1978: مدير زندان شوشي در جمهوري آذربايجان وزير كشور اين جمهوري ، معاون و دستيار او را كشت و سپس خودكشي كرد.
1978: در پي قتل رئيس جمهوري يمن شمالي بر اثر انفجار بمب و اعدام رئيس جمهوري يمن جنوبي و بسط نفوذ كمونيستها در اين جمهوري، اتحاديه عرب ضمن ابراز نگراني سريعا وارد عمل شد.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#106)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2007/12/14, 13:28

ايران

57 سال حکومت ايرانيان بر يمن

يمن از نيمه اول ژوئيه در سال 571 ميلادي پس از اخراج حبشي ها از آن سرزمين در قلمرو ايران قرار گرفت. مورخان عثماني آغاز حكومت ايرانيان بر يمن را سال 575 ذكر كرده اند.
بزرگان يمن بسال 570 ميلادي از خسرو انوشيروان، شاه ساساني ايران، خواسته بودند كه لشكري بفرستد و حبشي ها را بيرون راند. سپاه اعزامي ايران كه به فرماندهي «وهرز» ژنرال ديلمي با كشتي از راه خليج فارس به يمن فرستاده شده بود حبشي ها را بيرون راند. حكومت ايرانيان بر يمن 57 سال بعد در 628 ميلادي پس از مرگ (قتل) خسرو پرويز و گسترش اسلام در جزيرة العرب پايان يافت.
تعويض حكمران نافرمان گرجستان ششم ژوئيه سال 1631 ميلادي ژنرال رستم خان فرمانده نيروهاي اعزامي از اصفهان به قفقاز، به نافرماني تهمورث حكمران گرجستان پايان داد. در پي اين رويداد، دربار صفوي در اصفهان «خسروميرزا» را به جاي حکمران سابق به فرمانداري گرجستان تعيين كرد.
بحران كابينه بر سر وزارت فرمانفرما حسن مستوفي بحران كابينه در اين روز، ششم ژوئيه در سال 1916 (1294 هجري خورشيدي و در جريان جنگ جهاني اول که نيروهاي دولتهاي متخاصم، ايران را هم ميدان نزاع خود قرار داده بودند) به اوج خود رسيده بود. عين الدوله دوم ژوئيه پس از درگير شدن با مجلس بر سر ادامه وزارت فرمانفرما (وزير داخله) از نخست وزيري كناره گيري كرده بود و دو جناح اصلي مجلس (اعتداليون و دمكراتها) هر كدام نظر به يك سياستمدار داشتند. بالاخره، شاه وقت مستوفي (مستوفي الممالك) را معرفي كرد كه اين پيشنهاد رد شد. شاه بار ديگر عين الدوله را معرفي كرد كه اكثريت مجلس وي را هم تاييد نكرد. در اين ميان، جمعي از اعضاي مجلس «مشيرالدوله» را پيشنهاد كردند كه خود او نپذيرفت و سرانجام 27 ژوئيه (پنجم مرداد) دوباره مستوفي معرفي شد و اين بار راي اعتماد به دست آورد!.
مخالفت مجلس با فرمانفرما از 25 ژوئن آغاز شده بود و دمكرات هاي مجلس خواستار عزل او شده بودند كه عين الدوله گفته بود به اين شرط فرمانفرما را از وزارت داخله عزل مي كند كه با وزير جنگ شدنش موافقت شود! كه مجلس نپذيرفته بود و ... .
آخرين بار که خسرو روزبه - مردي که براي خلق و ميهنش آرزوهاي بسيار داشت دستگير شد
خسرو روزبه مردي كه قلبش براي خلق مي تپيد

15 تيرماه 1336 مخفيگاه «خسرو روزبه» سرگرد كمونيست ارتش كه مدتها فراري بود در خيابان سيروس كشف و به محاصره ماموران درآمد. خود وي هنگام فرار از اين محل از طريق تير برق بر زمين افتاد، مجروح گرديد، دستگير و بعدا اعدام شد. مردم او را به دليل برخورد و گريزهاي شگفت آنگيزش با ماموران، «اعجوبه زمان» مي خواندند. سابقه درگيري و فرار هاي خسرو روزبه از سال 1324 آغاز شده بود. يکي از موارد فرار او 17 ارديبهشت سال 1326 از زندان دژبان مرکز (تهران) بود که در باره اين فرار افسانه سرايي فراوان شده بود. خسرو ، سروان توپخانه بود که در دانشکده فني دانشگاه تهران هم به تحصيل پرداخت و در همه جا و همه وقت يک لحظه از فعاليت و تبليغ براي سوسياليسم باز نمي ايستاد. کتاب او در باره توپ و خمپاره نشان داد که وي يک نابغه نظامي و داراي هوش رياضي است.
با اين که خبرنگاران در بيمارستان زندان و نيز در جريان محاکمه و در مراسم اعدام، اظهارات او را شنيده بودند اجازه انتشار اين اظهارات داده نشد که در مراسم اعدام گفته بود تنها تاسف او اين است که زنده نماند تا شاهد زندگي کردن خلق ستمديده ايران در يک جامعه برابر و سوسياليستي شود و براي تحقق آن جانفشاني بيشتري کند. وي در همينجا، سرانجام شاه را پيش بيني کرده بود. خسرو اين بار هم مانند گذشته از آرزوهاي دور و درازش براي سعادت و رفاه خلق سخن گفته بود و از جان گذشتن و مرگ در راه مبارزه با ستم و ظلم و نابرابري ها و استثمار و استعمار را کمال مطلوب خود و وسيله ارضاي باطن اعلام داشته بود و ....
مروري بر روزنامه هاي14 تير ماه 1384 تهران و اشاره کيهان به متقاضيان انتشار روزنامه و ...! مروري بر مطالب روزنامه هاي سه شنبه چهاردهم تير ماه 1384 (پنجم ژوئيه 2005) تهران، چند انتقاد و يك كنايه منفي را به دست مي دهد.
يکي از اين نوشته ها كه در صفحه اخبار کيهان چاپ شده بود از اين قرار است:

«در واپسين روزهاي مسئوليت دولت خاتمي مجوز انتشار 71 نشريه صادر شد.
برخي از دريافت كنندگان مجوز نشريه، مشاغل غيرمطبوعاتي دارند و برخي ديگر سوابق ناموفقي در عرصه مطبوعات از خود به جا گذاشته اند.».
در اين مطلب کيهان آمده بود: «كساني كه در گذشته امتياز نشريات را براي اجاره دادن به ديگران گرفته اند، اين بار هم از وزارت ارشاد مجوز انتشار نشريه دريافت كرده اند كه توهين به جايگاه روزنامه نگاري كشور به حساب مي آيد. از اين ميان فردي كه سابقه منفي و ناموفقي در كار مطبوعات داشته و مجوز دو نشريه قبلي خود را اجاره داده است، در اين مرحله دو مجوز ديگر نيز دريافت كرده و براي دريافت مجوز چند نشريه جديد در نوبت قرار گرفته است!.
کيهان نوشته بود: «همچنين اطلاع يافتيم افراد فراري مقيم خارج كشور كه صلاحيت آنها براي همكاري با مطبوعات رد شده است، در جلسه قبلي هيئت نظارت بر مطبوعات، تقاضاهاي جديد خود را مطرح كرده اند، در حالي كه تقاضاهاي قبلي آنان در هيئت نظارت رد شده بود. به نظر مي رسد هيئت نظارت به عنوان مسئول قانوني واگذاري امتيازهاي جديد بدون توجه به برخي سوءاستفاده ها، زمينه دريافت فله اي امتياز نشريات را فراهم كرده و افراد غيرحرفه اي را براي انجام كارهاي تجاري و سوء استفاده هاي سياسي و فرهنگي صاحب امتياز نشريات كشور مي كند.» .

×××

خواندن اين «مطلب» ذهن را متوجه موضوع ها و پرسشهاي متعدد مي كند. يكي از اين پرسشها اين است كه چگونه مي توان افرادي را فراري دانست حال آن كه در وطن انگشت نگاري كرده، عدم سوء پيشينه گرفته، پرسشنامه پر كرده، «گروه بررسي» به خانه آنان رفته و از همسايگان درباره ايشان به تحقيق پرداخته و .... بدون طي اين مراحل كه پرونده متقاضي به هيات ارسال نمي شود. يك بار، دو بار و صد بار رد شدن تقاضا، دليل آن نمي شود كه يك فرد از مطالبه «حق» خود دست بردارد و تقاضاي رسيدگي مجدد و دادخواست نكند. محكومان به اعدام هم مي توانند از حكم صادره تقاضاي تجديد نظر، فرجام و اعاده دادرسي كنند. در حال فرار كه نمي شود روزنامه منتشر كرد و فروخت. براي انتشار روزنامه رايگان در حال فرار كه اينترنت وجود دارد و لزومي به سرمايه و پروانه هم ندارد و چون محل تنظيم مطالب آن نامعلوم و محل انتشارش همه جهان است؛ از نظر قضايي نيز قابل بسته شدن نيست زيرا قلمرو قاضي محدود به محل معيني است. به علاوه، قانون مطبوعات صراحت دارد که متقاضي بايد تابعيت ايراني داشته و تبعه کشور ايران باشد (به تابعيت کشور ديگري در نيامده باشد، ولو اينکه تقاضاي لغو تابعيت ايراني را خود را نکرده باشد). نوشته «کيهان» يک بار ديگر لزوم بازنگري در قانون مطبوعات مصوب سال 1364 را که ابهامات فراوان دارد و در آن به تجربه متقاضي در حرفه مطبوعات توجه نشده است ثابت مي کند. اينک (سال 1386 = 2007) که نايب وقت مدير کيهان وزير ارشاد و نايب وقت سردبير آن معاون مطبوعاتي اين وزارت شده اند؛ انتظار اين است که اين قانون بازنگري و حرفه اي تر شود.

در قلمرو ادب زادروز «هايدنستام» و سالگرد درگذشت ويليام فاكنر هايدنستام -------------------- فاكنر ششم ژوئيه زادروز شاعر و نويسنده سوئدي ورنر فن هايدنستام Verner Von Heidenstam است كه در سال 1859 به دنيا آمد و در سال 1916 برنده جايزه ادبي نوبل شد. وي پس از ديداري از خاورميانه و كشورهاي منطقه مديترانه تحت تاثير فرهنگ خاور ميانه قرار گرفت و چند كتاب او درباره اين منطقه است . وي در اثر خود « انديميون » نگراني عميقش را از انتقال فرهنگ اروپايي به خاور ميانه و گرفتن جاي فرهنگ اين منطقه را ابراز داشته است . يك داستان او تحت تاثير قصه « هزار و يك شب » و به همين سبك نوشته شده است ، همين طور كتاب ديگر او « قفس شير » . هايدنستام كه به تاريخ وطن خود علاقه فراوان داشته بقيه داستانهاي خود را برپايه قصه هاي تاريخي سوئد نگاشته است.
×××
ويليام فاكنر نويسنده پركار آمريكايي كه دهها داستان، فيلمنامه، مجموعه اشعار و اثر ديگر باقي گذارده ششم ژوئيه 1962 بر اثر حمله قلبي در 64 سالگي درگذشت. فاكنر از مردم ايالت جنوبي «مي سي سي پي» كه 25 سپتامبر 1897 در يك فاميل نظامي به دنيا آمده بود از نوجواني شعر مي گفت. نخستين داستاني كه نوشت «مواجب سرباز» عنوان داشت و پس از آن «پشه ها»، «پرچمهاي غبار گرفته»، «دارا و ندار»، «سرزمين فراعنه»، «روشني در ماه اوت»، «پناگاه»، «خواب طولاني» و .... وي از برندگان جايزه ادبي نوبل است.

در قلمرو دانش كشف واكسن توسط پاستور پاستور لويي پاستور Louis Pasteur شيميدان فرانسوي ششم ژوئيه در سال 1885 مايه پيشگيري (واكسن) ضد هاري را كه ساخته بود با موفقيت روي نوجواني به نام ژوزف آزمايش كرد و راه براي پيشگيري از بيماريها هموار شد.
وي قبلا ابراز نظر كرده بود كه باكتري تضعيف شده در آزمايشگاه اگر به افراد تزريق شود در آنها مصونيت ايجاد خواهد كرد.
كاشف آنزيمها
دكتر اكسل تئورل Axel Theorell پزشك و بيو شيميست سوئدي كه به خاطر كشف چند آنزيم تازه در سال 1955 جايزه نوبل گرفت ششم ژوئيه 1903 به دنيا آمد . از اكتشافات علمي ديگر او اكسيده شدن آنزيمها و تاتير الكل بر آنهاست.

ساير ملل روزي که «توماس مور» گردن زده شد توماس مور فيلسوف انگليسي قرن 16 «توماس مور» فيلسوف و شخصيت انگليسي كه حاضر نشده بود پادشاه را به عنوان رييس كل كليساهاي اين کشور به رسميت بشناسد و طلاق گفتن زنش را تاييد کند ششم ژوئيه در سال 1535 به جرم خيانت! گردن زده شد. مور که يک روشنفکر انگليسي و کاتوليک بود نويسنده يك کتاب «مدينه فاضله (طرحي نو براي تامين سعادت انسان)» است.
هنري هشتم پادشاه وقت انگلستان كه پاپ طلاقهاي پي در پي و ازدواجهاي مكرر او را غير شرعي اعلام كرده بود كليساي انگلستان را تحت رياست خود، مستقل اعلام داشته بود كه بسياري از مردم و مقامهاي انگليسي زير بار نرفته بودند. هنري هشتم «توماس مور» را که لقب «سر» داشت اعدام كرد تا ديگر مخالفان حساب كار خود را بكنند. توماس مور 15 ماه مقاومت كرده و تسليم نظر پادشاه كه خواسته بود نسبت به او سوگند وفاداري ياد كند و رياست وي را بر كليساي انگلستان بپذيرد نشده بود.
هنري هشتم که در تاريخ به سلطان گردن زن معروف شده است يك سال بعد از توماس مور , زن دوم خود «آن بولين Boleyn» را هم به همين صورت اعدام كرد.
تاريخچه دلار آمريكا در زادروز آن
كنگره آمريكا ( که در آن زمان، تنها يك مجلس بود) ششم ژوئيه سال 1785 به اتفاق آراء «دلارDollar» را واحد پول آن كشور قرار داد. پيش از انقلاب استقلال ايالات متحده، پول انگلستان (ليره) در 13 مهاجر نشين انگليسي آمريكاي شمالي رايج بود. در جريان انقلاب، آمريكائيان سكه نقره اي اسپانيا به نام «دلار» را كه در مكزيك اسپانيا رايج بود وسيله داد و ستد قرار داده بودند و به همين دليل نام پول ملي خود را «دلار» گذاشتند.
سكه دلار نقره اي از قرن چهاردهم به مدت سه قرن و اندي به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رايج بود كه اسپانيايي ها آن را حفظ كردند و به مستعمرات خود در قاره آمريكا منتقل ساختند.
« اس با خط عمودي $» كه علامت بين المللي دلار است نيز از اسپانيايي ها اقتباس شده كه پول خود را با علامت (پي P) مشخص مي كردند و اين «P» در آمريكاي شمالي به تدريج و در جريان نوشتن به شكل «$» درآمد.
نام پول ملي چند كشور ديگر از جمله كانادا نيز «دلار» است كه ارزش برابري متفاوت دارند و چند كشور از جمله اكوادور، السالوادور و پاناما همان دلار آمريكا را به جاي پول ملي خود بكار مي برند.
بعضي اوقات آمريكايي ها در محاوره، به جاي لفظ دلار، واژه «باكBuck» را بكار مي برند. از دوران جنگ داخلي آمريكا، اسكناس دلار (دلار کاغذي) به تدريج جاي دلار طلا را گرفت. در آمريكا شوراي پول (مستقل از دولت) است كه بر سيستم بانكي و ذخاير فدرال حكومت مي کند، كنترل دلار را به دست دارد و سياست مالي كشور از جمله تغيير نرخ بهره را تعيين مي كند و در صورت لزوم تغيير مي دهد. آمريكا برخلاف ساير كشورها، داراي 12 بانك مركزي است. چاپ اسكناس دلار توسط اداره «گراور و چاپ فدرال رزرو» انجام مي گيرد كه از كاغذ و مركب خاص استفاده مي كند كه فرمول تهيه آنها بايد محرمانه بماند.
دلار آمريكا USD برخلاف اسكناس ساير كشورها داراي يك اندازه و يك رنگ است كه در خارج از آمريكا به «پشت سبز» معروف است. از سال 2005 رنگ اسکناس هاي ده دلاري آمريکا اندکي تغيير کرده است که احتمالا، هدف جلوگيري از جعل آن بوده است. قبلا اسكناس پانصد دلاري و هزار دلاري هم بود كه ريچارد نيكسون از سال 1969 آنها را از بيم جعل، از جريان خارج ساخت و صد دلاري اينك بزرگترين اسكناس آمريكاست. همين نيكسون دلار را از استاندارد طلا هم خارج ساخت زيرا دلار، «ذخيره ارزي» بسياري از كشورها قرار گرفته بود و حجم آن از ميزان طلا در آمريكا بيشتر شده بود.
دلار آمريكا US$ در چند دهه اخير واحد استاندارد محاسبه در بازارهاي بين المللي براي كالاهايي چون نفت و طلا قرار گرفته است. حتي بسياري از كشورها كه با آمريكا ارتباط ندارند محصولات خود را بر حسب دلار بها گذاري مي كنند.
پيدايش يورو (پول واحد اروپايي) ارزش برابري دلار را پايين آورده و در نتيجه ارزش ذخاير ارزي كشورها كمتر شده است.
بيش از دو سوم دلارهاي چاپ شده در آمريكا در خارج از اين كشور رايج هستند و افزايش روز افزون آنها است كه آمريكا را مديون و دچار كسري كرده است زيرا ضامن دلارهاي معامله شده است. به گفته برخي از كارشناسان امور پول، اگر كشورهاي عربي صادركننده نفت دلارهاي نفتي خود را در آمريكا پس انداز نكنند، وضعيت حساس خواهد شد و به همين جهت است كه آمريكا مي كوشد قدرت سياسي ـ نظامي خود را حفظ كند تا دلار به عنوان پول بين المللي باقي بماند.
مقايسه اين دو رقم رسمي، آسيب پذيري آمريكا در قبال دلار را نشان مي دهد:
در سال 1995 ميزان دلار در گردش در سطح جهان 380 ميليارد بود و در سال 2004 هفتصد ميليارد يعني در فاصله 9 سال تقريبا دو برابر شده است كه بيش از دو سوم آن در خارج از آمريكاست. اين، مربوط به اسكناس چاپ شده است و در آن معاملات اعتباري به حساب نيامده است. از اين رو است كه به نظر گفاسكوف P.Gvaskov كارشناس روس در امور چين، دولت پكن و هر قدرت در حال طلوع در هرگونه معارضه خود با آمريكا، نخست «دلار» را مورد حمله قرار خواهد داد. به نظر اين كارشناس، اين معارضه قريب الوقوع پس از سال 2007 ممکن است آغاز شود.
در داخل آمريكا به جاي پول نقد، مردم با چك و كرديت كارت معامله و خريد مي كنند. «ماني لاندري» كه در ايران به «پول شويي» ترجمه مي شود، داراي اين مفهوم نيست. اين اصطلاح را «ال كاپون» گانگستر رايج ساخت. وي داراي دهها جايگاه ماشين لباسشويي سكه اي بود و هنگام واريز كردن پول نقد به حسابهايش در بانكها (كه در آمريكا چندان متداول نيست) مي گفت كه اين پولها محصول «لاندري = ماشين لباسشويي برقي» هاي اوست، حال آن كه پولها عمدتا از امور غيرقانوني به دست آمده بود (معاملات قانوني با چك صورت مي گيرد) و از همان زمان، رسانه هاي آمريكا معاملات غير قانوني پول را «ماني لاندري» نوشته اند.
تاسيس اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي به ابتكار لنين كه آرزو داشت روزگاري جهان به صورت يك کنفدراسيون سوسياليستي درآيد ششم ژوئيه 1923 برپايه مليتهاي امپراتوري روسيه تاسيس شد كه در دسامبر سال 1991 يلتسين و دوتن ديگر (سران بلاروس و اوکراين) بدون اعلام قبلي در يك استراحتگاه زمستاني انحلال آن را اعلام داشتند كه ديديم اوضاع اعضاي اتحاديه منحله هم از آن چه كه بود بهتر نشده است ؛ تنها مردم اين اتحاديه فروپاشيده برابري نسبي را از دست داده اند. پارلمان روسيه (دوما) چندي بعد با تصويب يک قانون، انحلال شوروي را عملي غير قانوني خواند که هنوز هيچيک از دو رئيس جمهوري روسيه پس از انحلال شوروي اين قانون را امضاء نکرده اند!.
در پي فروپاشي شوروي که قبل از تاسيس، امپراتوري يکپارچه روسيه بود مداخله قدرت ها از خارج در آن آغاز شده است، ناتو وارد سه کشور بالتيک شوروي سابق شده و در گرجستان و اوکراين و تا حدي قرقيزستان دولتهايي معارض مسکو روي کار آمده اند و ....
اندرز موسوليني براي آموزش وطندوستي- مسائل ناشي از ضعف ميهندوستي به باور موسوليني موسوليني رهبر وقت ايتاليا دراين روز در سال 1932در اجتماع مشترك نمايندگان معلمان، سردبيران نشريات، مولفان و ناشران كتاب گفت: بررسي تاريخ به او فهمانده است كه در هر سرزمين، همه دشواري هاي ملي نتيجه ضعف ميهندوستي بوده بنا براين، ما آموزش ميهندوسي را در مدارس برخواندن و نوشتن و حساب كردن و علوم مقدم مي داريم و از روزنامه نگاران و مولفان موكدا مي خواهيم كه آموزش عمومي ميهندوستي را سرلوحه كار خود قرار دهند و ناشران كتب مولفان تازه را تشويق به اين كار كنند. اين آموزش بايد همه جانبه ولي غير مستقيم باشد كه مردم در برابر آن مقاومت نشان ندهند و آن را دستور دولتي نشمارند. به باور موسوليني، خيانت ،فساد اداري ،طمع به اموال عمومي ،برخي خود خواهي ها و نيز شانه خالي کردن از خدمت و تلاش براي ترقي کشور و پيشرفت و رفاه جامعه نتيجه ضعف وطندوستي است.
موسوليني همان شب دستور العمل محرمانه اي در اين زمينه به شهردارها و مديران كتابخانه هاي عمومي ايتاليا صادر كرد كه بعدا معلوم شد يكي از موارد آن توزيع رايگان پرچم ايتاليا ميان مردم و نصب آن در اعياد بوده و نيز چاپ و اهداء عكس مجسمه سزارهاي روم و ....
مرور زمان نشان داده است كه تنها در ايالات متحده آمريكا عملا مطابق اين اندرز عمل مي شود و آمريكايي جوان با اين كه مي داند تبار او مهاجر بودند، به ميهن خود شديدا علاقه و وابستگي دارد و آماده شنيدن كلامي بر ضد وطن نيست و اين وطندوستي كه نتيجه اش دادن بي چون و چراي ماليات، اطاعت از قوانين، حمايت از كارهاي دولت و نگذاشتن چوب لاي چرخ حكومت، بر افراشتن پرچم در منازل و قرار دادن آن بر اتومبيلها در اعياد ملي است علاوه بر كلام معلمان، در گزارش هاي رسانه هاي آمريكا هم مشاهده مي شود. رهبران شوروي سابق خلاف آن را اندرز دادند و سعي كردند انسان بين المللي به وجود آورند كه شكست خوردند و هرچه را كه رشته بودند پنبه شد.
آغاز جنگ خونين و ويرانگر «بيافرا» - رويدادي که بوي نفت مي داد! سرهنگ اوجوكوو --------- سرلشكر گوون جنگ داخلي خونين و ويرانگر فدراسيون نيجريه معروف به جنگ بر سر استقلال ناحيه «بيافرا» كه نفت و طمع كمپاني هاي نفتي عامل آن قلمداد شده اند ششم ژوئيه 1967 آغاز شد، تا سال 1970 طول كشيد و باعث مرگ پانصد هزار تن از جمله 400 هزار غير نظامي عمدتا از قبيله «ايبو» شد.
سرهنگ «اوجوكوو» كه متوجه شده بود منطقه او بر روي اقيانوسي از نفت قرار گرفته، به احتمال زياد به تشويق يك كمپاني نفتي اروپايي در مه 1967 اين منطقه را از فدراسيون نيجريه جدا ساخت، آن را كشور بيافرا ناميد و اعلام استقلال كرد و با كمپاني نفتي مورد نظر وارد مذاكره شد.
ژنرال گوون رئيس دولت وقت نيجريه با سلاحهايي كه از شوروي به دست آورده بود از ششم ژوئيه 1967 به محاصره بيافرا دست زد و با آن وارد جنگ شد. بيشتر تلفات نتيجه محاصره و كمبود مواد غذايي بود. سرانجام با فرار سرهنگ اجوكوو از كشور جنگ بيافرا پايان يافت و موضوع استقلال منتفي شد.
از آن جورج تا اين جورج! - مقاله خواندني يک مفسر آمريکايي درباره هدفهاي انقلاب استقلال آمريکا و وضعيت امروز «اربرا اهرنرايش» مفسر آمريكايي چهارک ژوئيه 2004 به مناسبت چهارم ژوئيه، سالگرد صدور اعلاميه استقلال مهاجرنشينان انگليسي شمال آمريكا از دولت لندن، نوشته بود: پس از گذشت 228 سال از آن زمان، ما ظاهرا شعارهاي انقلاب استقلال را فراموش كرده ايم. يكي از اين شعارها اين بود كه چرا دولت لندن دو امريكايي را بدون حضور در برابر قاضي و هيات منصفه بازداشت كرده و در بازداشت نگهداشته است و ساكنان نيويورك تحت تاثير همين اعتراض مجسمه جورج سوم پادشاه انگلستان را از ميداني در شهر نيويورك پايين كشيدند، ذوب كردند و با آن 42 هزار گلوله ساختند تا به سوي سربازان انگليسي معروف به «كت قرمز» ها شليك كنند و حقوق خود را به دست آورند. هم اينك هم جورج ما (جورج بوش در تشبيه با جورج سوم) دو آمريكايي به نام هاي «خوزه پاويلا» و «ياسر حمدي» را كه به اتهام همدستي با القاعده دستگير شده اند از دو سال پيش بازداشت كرده، در زندان نگهداشته و اجازه نمي دهد كه از حق خود در قانون اساسي كه حضور در برابر قاضي و هيات منصفه است برخوردار شوند. چرا؟.
اين مفسر در مقاله خود به سرنوشت صدها خارجي بازداشتي در پايگاه گوانتانامو که وضعيت مشابهي دارند اشاره نکرده بود.
رئيس شوراي عالي اروپا بايد در يك انتخابات عمومي برگزيده شود رومانو پرودي«رومانو پرودي» رئيس وقت كميسيون عالي اتحاديه اروپا كه رئيس جمهور اين اتحاديه تلقي مي شود اظهار نظر كرده بود كه اگر قرار است اتحاديه اروپا چهره يك كنفدراسيون از كشورهاي مستقل داشته باشد و به همين صورت باقي بماند، رياست شوراي عالي آن كه اينك عملا بر عهده اوست بايد در يك انتخابات عمومي از سوي همه راي دهندگان اروپايي برگزيده شود تا قدرت تصميمگيري و اجرا داشته باشد.
وي كه چهارم ژوئيه 2004 در هلسينكي با رسانه هاي فنلاند سخن مي گفت به اهميت نقش «رئيس» در حفظ وحدت كشورهاي عضو و داوري ميان آنها در صورت بروز اختلاف اشاره كرده و گفته بود كه چنين مقامي بايد قدرت و اختيارات لازم را داشته باشد و برگزيده اروپاييان باشد تا از جانب آنان سخن بگويد و او را مسئول حفظ منافع بدانند. وي اضافه کرده بود كه در غير اين صورت، اتحاديه اروپا از استحكام لازم برخوردار نخواهد بود. قبلا هم جهان اتحاديه هاي متعدد از اين دست داشته كه به علت ضعف اختيارات مدير (هماهنگ كننده و داور ارشد) رو به فتور نهاده و يا از ميان رفته اند.
پرودي که دو سال بعد نخست وزير ايتاليا شد گفته بود: مردم هر كشور اروپايي با اين كه دولتمردان و سياستمداران خود را بر مي گزينند به آنان ماموريت نداده اند كه مقام بالاتري (رئيس اتحاديه) را تعيين كنند زيرا كه نمي خواهند در انتخاب چنين مقام مهمي بازيهاي سياسي پشت پرده و ساخت و پاخت ها تاثير داشته باشد.
مقاله تند «جان كري» بر ضد پرزيدنت بوش نيويورك تايمز در شماره 28 ژوئن 2005 مقاله اي را به قلم سناتور «جان كري» نامزد انتخابات گذشته رياست جمهوري آمريك (نوامبر 2004) منتشر ساخته بود.
جان کريجان كري در مقاله خود نوشته بود: راه جورج بوش در عراق راه فاجعه است. استراتژي وي در عراق روشن نيست. هنوز معلوم نيست كه در عراق چه مي خواهد. ادامه استقرار نيروهاي نظامي آمريكا در عراق كه بوش گفته است براي خارج ساختنشان جدول زماني به دست نخواهد داد جز پرورش «جهاديست» بيشتر و افزايش مقاومت حاصلي نخواهد داشت. اين جهاديست ها به تدريج به آسيب رساني به منافع آمريكا در كشورهاي عربي مجاور عراق خواهند پرداخت. در زمان حكومت صدام از اين مقاومت ها كه بيم جهاني شدنشان بر ضد آمريكا مي رود وجود نداشت. هرقدر كه ماندن ما در عراق طولاني تر شود، خروجمان از اين جعبه مشكلتر خواهد شد. مقامات دولت بوش دم از ايجاد ميليشياي عراقي براي مبارزه با جهاديست ها مي زنند. اين كار يعني گشودن درهاي جنگ داخلي در عراق و به مخاطره افتادن منافع آمريكا در منطقه.
كري نوشته است كه عيب كار جورج بوش اين است كه اندرزها را به گوش نمي گيرد و همه اش يكسويه عمل مي كند. مثل اين كه خود را «عقل كل» مي داند. يك رئيس جمهور خوب بايد حقايق را به ملت بگويد، نظرات را بشنود و از كارشناسان و آگاهان وطن كمك بخواهد و به جاي اين كه بگويد ما فعلا در عراق ماندني هستيم بگويد كه ماندني نيستيم تا نه تنها مردم عراق بلكه دولتهاي عربي دوست امريكا راضي شوند. دوستان عرب ما نگران ادامه وضعيت عراق و كشيده شدن جريان به ممالك خود هستند.

برخي ديگر از رويدادهاي 6 جولای 1415: شوراي كليساي کاتوليک آلمان كه «يان هوس» را به جرم الحاد به مرگ محكوم كرده بود در اين روز آتش زد.
1782: در جريان رقابت انگلستان و فرانسه بر سر تصاحب هند، ناوگان دو كشور در آبهاي نزديك مدرس با يكديگر وارد جنگ شدند.
1827: دولتهاي انگلستان، روسيه و فرانسه با امضاي عهد نامه لندن استقلال يونان را به رسميت شناختند و متعهد شدند كه اين استقلال را به دولت عثماني بقبولانند.
1908: شورش افسران جزء ارتش عثماني به رهبري «نيازي بگ» بر ضد دولت اين كشور آغاز شد تا مجبور به انجام اصلاحات شود.
1958: الاسكا كه در قرن 19 از روسيه خريداري شده بود ايالت چهل و نهم آمريكا اعلام شد.
1964: سرزمين افريقايي مالاوي كه تحت نام «نياسالند» مستعمره انگلستان بود استقلال يافت.
1975: جزاير كومور از فرانسه جدا و اعلام استقلال كرد.
1990: شوراي «ناتو» با توجه به تحولات در بلوك شرق (خروج از انسجام) اعلام كرد كه از تسليحات اتمي و متعارف خود در اروپا خواهد كاست.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#107)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2007/12/14, 13:28

ايران

روزي كه «حسن صباح» كار مبارزه را آغاز كرد

تصوير حسن صباح مورخان هفتم ژوئيه (16 تيرماه) در سال 1071 ميلادي (450 خورشيدي) را روزي مي دانند كه حسن صباح كار ديواني [امور اداري] در دستگاه حكومت سلجوقيان را رها كرد تا راه مبارزه در پيش گيرد. اين اقدام يك سال پيش از كشته شدن آلب ارسلان، شاه سلجوقي، و به حكومت رسيدن پسرش ملكشاه و جنگ ملكشاه با عموي خود «قاورد» حاكم كرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن از دربار سلجوقي به «ري» زادگاه خود رفت و به تفكر درباره آينده نشست.
حسن صباح كه 90 سال عمر كرد و چهارشنبه بيست و سوم ماه مه سال 1134 ميلادي درگذشت مردي تحصيلكرده و هوشمند بود كه تا 35 سالگي كار دولتي داشت و يک مدير ماهر و فردي سازمان دهنده بود. وي در اين سن به سوريه و مصر سفر كرد. در آن زمان، فاطميه در مصر حكومت داشتند. شيعه هفت امامي كه در آنجا رواج داشت در همان ايام به فرقه هاي مختلف از جمله «دروزي» منشعب شده بود و حسن صباح راه اسمعيليه (به نوشته مورخان اروپايي Ismailism) را در پيش گرفت و به ايران بازگشت تا در اينجا، مردم را به گرايش به آن دعوت كند.
وي پس از بازگشت به ميهن, از اصفهان آغاز كرد سپس به يزد , كرمان و آنگاه به تبرستان (مازندران )و از آنجا به ري و قزوين رفت. اين سفرهاي داخلي به او آموخت كه بايد روش كاملا تازه اي در پيش گيرد. [درست مشابه آن چه كه در جهان امروز - دهه آخر قرن 20 و دهه اول قرن 21 - جريان دارد] و چون در برابر خود امپراتوري توانمند سلجوقيان را مي ديد تصميم گرفت كه خوي از جان گذشتگي در پيروان خود كه آنها را «فدايي» مي خواند ايجاد و از زهر و خنجر به عنوان دو اسلحه بر ضد مخالفانش استفاده كند و به جاي تصرف شهرها، بر دژهاي كوهستاني مسلط شود. با اين برنامه، قلعه (دژ) الموت را در قزوين تصاحب كرد.
برنامه دوم او همدست كردن مردم روستاهاي اطراف اين قلاع بود و به زودي بر 74 قلعه در سراسر ايران و شمال عراق مستولي شد .پيروانش او را «سيدنا» مي خواندند. درباره كارهاي او، نوشته هاي عطاملك جويني ، رشيدالدين فضل اله، ابن اثير، دكتر ايوانف و دكتر برنارد لويس Lewis دقيقتر هستند.
دولت سلجوقيان از سركوب پيروان حسن صباح [صباح نام خانوادگي «حسن» است كه اسم جد پنجم او بود] عاجز مانده بود. حسن براي نشان دادن قدرت خود به سلطان سنجر که او را تهديد مي کرد , يكي از فدائيان را مامور مي كند كه شب هنگام به خوابگاه سنجر وارد شود و بدون اين که به او آسيب برساند يک خنجر در كنار سر او بر زمين فرو كند و نامه اي که قبلا آماده شده بود در آنجا باقي بگذارد. سنجر به حسن صباح پيغام فرستاده بود كه داراي قلمروي پهناور و دو كرور (يك ميليون) مرد جنگي است و حسن به او پاسخ داده بود كه وي , تنها داراي هفتاد هزار پيرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدمهاي تو براي مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند و ....
از نوشته هاي مورخان چنين بر مي آيد كه حسن صباح علاوه بر بنياد گذاري اسمعيليه ايران و هند (پاكستان) از نظر فلسفي مردي بود كه اعتقاد به زندگاني ساده داشت. به عقيده او، معاش هر كس بايد از طريق كار مفيد تامين شود و «فدائيان» عمدتا كشاورز بودند. وي معتقد به آزادي اجتماعي , تعاون و نيز گذشت بود. پس از هر پيروزي، از شكست خوردگان انتقام نمي گرفت و آنها را شماتت نمي كرد. به نوشته برخي مورخان متاخر، دشمني او با خواجه نظام الملك تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسمعيليه نبود، بلكه براي اين هم بود كه خواجه خدمت اجنبي (تركمانان سلجوقي) را مي كرد و به زبان عربي بيش از فارسي توجه داشت.
در اروپا درباره حسن صباح به جاي تاريخ نويسي داستان نويسي كرده اند از جمله اين كه به فدائيان پيش از فرستادن به ماموريت ترور، حشيش مي داد و برخي ريشه واژه Assassin (ترور) را از كلمه حشاشين (Hashshashin) سفرنامه ماركوپولو مي دانند. حال آن كه معدودي از زبانشناسان ريشه آن را در كلمه عسس (پاسبان - نگهبان - داروغه) و چند تن ديگر باز هم آن را به نام حسن صباح بسته اند كه به پيروان او در اروپا حسنين (Hassaneen) مي گفتند.
پس از مرگ حسن صباح و افتادن كار به دست جانشين او «كيا بزرگ رودباري»، گروههاي مشابهي در سوريه پديد آمدند و «پيرمرد كوهستان» كه درباره اش داستانها در اروپا نوشته اند كسي جز «رشيدالدين سنان» نيست و ربطي به حسن صباح ندارد.
قلاع اسمعيليه در سالهاي ميان 1256 تا 1260 ميلادي به دست هلاكوخان مغول فتح شدند، ولي روش كار او در مبارزه ( به تعبير تازه , نوعي تروريسم ) و فرقه اسمعيليه باقي مانده اند.
از همان زمان هر گروه و فرقه كوچك در مقابله با معارض نيرمند تر , در كنار تبليغات خود از روش حسن صباح هم استفاده كرده است كه به زعم اين گروهها روشي است در برابر دشمن يا مخالف بزرگتر و اين فرقه ها همانند حسن صباح در كنار تبليغات خود داعيه استقلال هم داشته اند.
اعزام نخستين دانشجويان ايراني به انگلستان و آرزوهاي عباس ميرزا وليعهد تصوير عباس ميرزا دولت وقت ايران (دوران فتحعلي شاه) هفتم ژوئيه سال 1811 ميلادي دو ايراني را به عنوان دانشجو روانه انگلستان كرد. اين تصميم كه از سوي عباس ميرزا وليعهد وقت گرفته شده بود به تاييد وزير اعظم هم رسيده بود و سبب اتخاذ اين تصميم افزايش رفت و آمد فرستادگان انگلستان به ايران و نياز مبرم به مترجم ماهر و مورد اعتماد و نيز كساني بود كه انگلستان را ديده و از اوضاع واقعي آن آگاه باشند.
سه سال بعد ( 1814 ) به همين ترتيب پنج دانشجوي ديگر از سوي عباس ميرزا به انگلستان اعزام شدند.
مروري بر تاريخ قاجاريه نشان مي دهد كه عباس ميرزا بيش از هر شاه و شاهزاده اين دودمان نگران وطن ، منافع آن و آينده اش بود . خاطرات ژنرال گاردان فرستاده ناپلئون به ايران كه براي مدتي مديد همنشين عباس ميرزا بود حكايت از وطندوستي و علاقه عميق وليعهد فتحعلي شاه به پيشرفت وطن و حفظ تماميت و حاكميت آن مي كند . گاردان نوشته است كه عباس ميرزا به خوبي مي دانست كه تا اكثريت مردم روشن و خواستار ترقي نشوند كشور پيشرفت نمي كند . مردم به همان اندازه كه در انديشه خانواده خود هستند بايد به وطن و جامعه ملي نيز بينديشند. گاردان نوشته است كه يك بار عباس ميرزا از او پرسيد كه چه بكند تا ايرانيان به پاي اروپاييان برسند ، آيا خواب و خوراك در پيشرفت انسان نقش دارد؟.
عباس ميرزا پيش از پدر درگذشت و نتوانست به آرزوهايش جامه عمل بپوشاند.
مصوبه شوراي انقلاب درباره ملي شدن - انتشار اسامي افرادي كه كارخانه ها و شركتهاي آنان ملي شده است 16 تيرماه 1358 (7 ژوئيه 1979) مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت مصوبه شوراي انقلاب را مبني بر ملي شدن صنايع تحت عنوان «قانون حفاظت و توسعه صنايع ايران» اعلام داشت. يك پاراگراف از مقدمه اين مصوبه چنين مي گويد :
«نظام گذشته صنايع كشور را به صورت وسائلي براي چپاول سرمايه هاي ملي به دست عمال خود و وابستگي اقتصاد ايران به سرمايه داري خارجي و مصرفي ساختن كشور درآورده بود.».
در پاراگراف ديگر چنين آمده بود: «صنايع ايران برپايه صنعت و اقتصاد وابسته به سرمايه داري غارتگر جهاني به وجود آمده بود و ....».
در اعلاميه نخست وزير دولت موقت براي توجيه مصوبه چنين تصريح شده بود: «... اينك نجات صنعت و اقتصاد كشور ايجاب مي كند كه اقدامي قاطع در جهت احياء ، اداره صحيح و توسعه آنها (صنايع) به منظور رعايت نظام اسلامي در مورد حقوق كار و خروج ايران از وابستگي به نفت و احراز استقلال از طريق توليد نيازهاي داخلي تا سرحد خود كفايي و توسعه صادرات و ... قانون حفاظت و توسعه ايران ( ملي شدن ) به تصويب برسد و ....».
(متن كامل اين مصوبه در صفحات اول روزنامه هاي عصر تهران مورخ 16 تيرماه 1358 به چاپ رسيده بود)
روزنامه اطلاعات كه هنوز مصادره نشده بود در همين روز در صفحه دوم خود فهرست برخي از افراد را كه شركتها، موسسات و كارخانه هاي آنان مشمول اين قانون قرار مي گيرد منتشر ساخته بود، اختصارا از اين قرار:
جعفر اخوان، حبيب ثابت، «فرمانفرما» ها، محمود رضايي، مراد اريه، رسول وهاب زاده، احمد خيامي، محمود خيامي، منصور ياسيني، محمد رحيم ايرواني، محمد تقي برخوردار، اكبرلاجورديان، قاسم لاجوردي، احمد لاجوردي، محمود لاجوردي، حبيب لاجوردي، علي اصغر پيروي، محمدعلي مهدوي، خسرو ابتهاج، آذر ابتهاج، ابوالحسن ابتهاج ، حسين دانشور ، علي نقي عاليخاني، عبدالحميد اخوان كاشاني، رضا شكرچيان ، علي شكرچيان ، عبدالمجيد اعلم ، مهدي مير اشرافي ، مهدي هرندي ، سعيد هدايت ، محمد ابونصر ، برادران عميد ، حسن هراتي ، مرتضي رحيم زاده خوئي ، مهدي بوشهري ، علي نقي اسدي ، طاهر ضيائي ، عنايت بهبهاني ، كاظم خسرو شاهي ، محمد خسرو شاهي ، برادران فولادي ، اسدالله رشيديان ، علي رضايي ، مرتضي رستگار جواهري ، مهدي نمازي و ....
بعدا، باتوجه به اين مصوبه اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي، وضعيت موسسات کشور را روشن ساخت که در تير ماه 1385 (2006) سياست هاي تازه مربوط به اين اصل اعلام شد. برخي عقيده دارند که اجراي اين سياست ها چون در مفاد اصل 44 تغيير به وجود مي آورد نياز به اصلاح اين اصل و تصويب و يا رد آن در يک رفراندم عمومي دارد و ....

در قلمرو دموکراسي انتخابات اندونزي در سالروز فرضيه دمکراسي محدود در سالروز اعلام فرضيه «دمكراسي محدود» از جانب دكتر احمد سوكارنو رئيس جمهوري وقت اندونزي، دختر او ( رئيس جمهوري فعلي، سال 2004) نتوانست در انتخابات پنجم ژوئيه 2004 اكثريت آراء را به دست آورد و يك ژنرال، آراء بيشتري كسب كرد. نفر سوم هم يك ژنرال ديگر بود! و به همين لحاظ هم بود كه فرضيه دمكراسي محدود بار ديگر مورد تحليل قرار گرفته است.. دكتر سوكارنو پنجم ژوئيه سال 1959 پارلمان اندونزي را منحل كرد و اعلام داشت كه تا مردم اهميت و جزئيات دمكراسي را درك نكنند و بهاي « آراء » خود را ندانند بهتر است كشور دمكراسي محدود داشته باشد و سران احزاب و كارشناسان دلسوز به جاي منتخبين آنان تصميم گيري كنند. اندونزي كه از 13 هزار جزيره به وجود آمده ، اينك ( ژوئيه 2004 ) با 210 ميليون نفوس چهارمين كشور پر جمعيت و بزرگترين كشور اسلامي جهان است.

ساير ملل ايرن سنگدل، زني كه به خاطر قدرت پسرش را كور كرد عكس مجسمه ايرن در موزه كه از پشت شيشه گرفته شده است هفتم ژوئيه سال 797 ميلادي، ايرن Irene كه پس از مرگ شوهرش"لئونLeo " چهارم، نايب السلطنه روم شرقي ( بيزانتيوم ) شده بود تا پسرش به سن لازم براي پادشاهي برسد و سلطنت را به او بسپارد، تحت تاثير حس خودخواهي، فرزند را كور كرد كه تا آخر عمر قدرت را در دست داشته باشد!.
يك روز پيش از اين واقعه، ژنرالهاي ارتش و مقامات تراز اول كشوري در ملاقاتي به «ايرن» توصيه كرده بودند، حال كه سن پسرش به نصاب مقرر رسيده است بهتر است كه اختيارات را به او بدهد و وي همان شب با ترفندي فرزند را كور كرد كه تا پايان عمر نايب السلطنه «شاه نابينا» باقي بماند و بعدا چون متوجه محبوبيت «پادشاه نابينا» كه به نام كنستانتين ششم تاجگذاري كرده بود ميان مردم و ارتش شد او را ترغيب به گرفتن زن دوم كرد و سپس محرمانه قضيه را به سران كليسا اطلاع داد و آنان را وادار به تكفير فرزند کرد كه با ارتکاب تعدد زوجات، آيين مسيح را ناديده گرفته است . اما، دسيسه هاي او بر ارتش فاش شد و ژنرالها وي را مجبور به كناره گيري كردند كه بعداً چون خانه نشيني او را كه شيفته بي قرار قدرت بود رنج مي داد خودكشي كرد.
«ايرن» جمعاً 17 ماه به عنوان نايب السلطنه روم شرقي به پايتختي قسطنطنيه (استانبول) حكومت كرده بود و در تاريخ از او به عنوان «ايرن سنگدل» نام برده مي شود. حكومت او همزمان با خلافت هارون الرشيد بر جهان اسلام و شارلماني بر اروپا بود كه هر دو مردان نيرومندي بودند.
هاوايي ضميمه ايالات متحده شد هفتم ژوئيه در سال 1898، دولت واشنگتن هاوايي را كه مجمع الجزايري در اقيانوس آرام است و پيش از آن حكومت سلطنتي داشت به قلمرو خود ضميمه ساخت. بعدا مجمع الجزاير هاوايي به صورت يک ايالت آمريکا در آمد. آخرين پادشاه هاوايي ملکه
لي ليواوکالاني liliuokalani بود که در دوم سپتامبر 1838 در هونولولو به دنيا آمده بود و پس از مرگ برادرش از سال 1891 پادشاه هاوايي شده بود. . وي تا سال 1916 زنده بود. بازي هاي متعدد روي داد تا هاوايي دوردست ضميمه ايالات متحده شد.
(تحولات هاوايي بر حسب زمان خود به موقع در اين سايت آمده است).
ملكه «لي ليواكالاني» آخرين پادشاه مجمع الجراير هاوايي كه تا سال 1917 زنده بود
اعلاميه سوسياليستهاي متحد در آلمان احزاب سوسياليست آلمان كه در ماه مه سال 1875 با هم ائتلاف كرده و با گزينش بخش هايي از عقايد و فرضيه هاي «ماركس» و «لاسال» , تحت نام «سوسيال دمكراتيك» متحد شده هفتم ژوئيه اين سال ضمن صدور اعلاميه اي خواستار آموزش عمومي اجباري و رايگان، تعطيل عمومي اجباري يكشنبه براي همه، غير قانوني شدن اشتغال زنان در اموري كه براي سلامت آنان زيان آور و خلاف اخلاق است، انتخاب مديران كارگاه ها توسط كارگران و كاركنان و وضع قانوني تازه براي تملك وسايل توليد توسط كاركنان شدند. قسمت آخر اعلاميه از نظريه «لاسال» گرفته شده است، زيرا «ماركس» خواهان مالكيت عمومي وسائل توليد بوده است.
يك جنگ بين المللي نوظهور در عراق يك كاست ويدويي كه براي مجله خبري تايم ارسال شده و اين مجله 5 ژوئيه 2004 جزئيات آن را منتشر ساخته است نشان مي دهد كه مخالفان سياست آمريكا و مداخله اين دولت در امور كشورهاي عربي صاحب نفت كه دسته ـ دسته و يا منفردا به عراق رخنه و وارد مبارزه مسلحانه مي شوند و در اين راستا از جان شيرين مي گذرند و انفجار انتحاري به وجود مي آورند، مي روند تا آتش يك جنگ بين المللي ويژه و نوظهور را روشن سازند ـ جنگي كه يك طرف آن غير دولتي است. اين مبارزان تاكنون از كشورهاي مختلفي از الجزاير، تونس ، مراكش ، مصر و يمن گرفته تا عربستان سعودي بوده اند و گروهاي مختلفي را تشكيل مي دهند كه شناخت مسئول كل براي مذاكره و احتمالا سازش دشوار است. «توسيدس» مورخ عهد باستان هم بر جنگ آتن و اسپارت كه افراد و گروههاي كوچك به كمك دو طرف اصلي جنگ شتافته بودند، «جنگ بين المللي» عنوان نهاد كه نخستين جنگ بين المللي در تاريخ بشر بشمار مي رود .

«سيا» و مسئله بهانه براي حمله نظامي آمريکا به عراق ششم ژوئيه 2004 در گرماگرم مبارزات انتخاباتي آن سال ايالات متحده كشف تازه كميسيون ويژه سناي اين كشور همه را متعجب كرده بود كه چرا «سيا» پيش از آغاز جنگ عراق اسناد دال بر نبودن اسلحه كشتار جمعي در اين كشور را كه به دستش افتاده بود به رئيس جمهوري و ساير مقامات تصميم گيرنده گزارش نكرده بود. كميسيون ويژه اعلام كرد كه نتيجه را پس از انجام تحقيقاتش اعلام خواهد كرد كه چرا و به دستور چه مقامي رئيس جمهوري و دولت از اين حقيقت آگاه نشده بودند. يك عضو اين كميسيون گفته بود كه اگر اعضاي سنا از اين موضوع قبلا آگاه شده بودند هنگام بررسي درخواست رئيس جمهور مبني بر دادن اجازه جنگ، با چنين درخواستي موافقت نمي كردند.

برخي ديگر از رويدادهاي 7 جولای 1753: پارلمان انگلستان قانون اعطاي تابعيت انگلستان به يهوديان را تصويب كرد.
1815: نيروهاي متحدين پس از شكست ناپلئون در جنگ واترلو و تسليم شدنش ، وارد پاريس شدند.
1937: با تعرض ارتش ژاپن به حومه پكن ، جنگ پرتلفات ژاپن با چين اغاز شد.
1966: ( 1345 خورشيدي ) : قانون ايجاد شوراهاي داوري در مناطق شهري ايران لازم الاجرا شد. اعضاي اين شوراها كه انتخابي بودند اختلافهاي كوچك را از راه داوري و كدخدا منشي حل مي كردند ، تقريبا همان كاري كه خانه هاي انصاف در روستاها انجام مي دادند. تشكيل اين شوراها بار دادگستري را تا حدي كم كرد.
1966: ( 1345 ) : ايران داراي خطوط هواپيمايي ملي ( دولتي ) در سطح بين المللي شد . قانون اساسي جمهوري اسلامي هم دولتي بودن شركتهاي هوايي ايران را تصريح كرده است.
1978: (1357 خورشيدي ) : بخش فارسي راديو دولتي انگلستان ( بي بي سي ) بر ميزان مطالبي كه ضديت با شاه وقت ايران در آنها آشگار بود به صورتي چشمگير افزود.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ : تقويم تاريخ
قدیمی
  (#108)
I've been Banned
 
آواتار ™Hich_kas
 
™Hich_kas آنلاین نیست.

™Hich_kas is on a distinguished road

Top  View ™Hich_kas's Profile   View ™Hich_kas's Photo Album   Add ™Hich_kas's to Your Contacts   View Social Groups
پست: 1,747
تشكرها: 381
تشكر شده 952 بار در 477 پست
تاریخ عضویت: Nov 2007
محل سکونت: Makan
پیش فرض پاسخ : تقويم تاريخ - 2008/01/04, 12:24

ايران

لشكركشي غير ضروري ايران به سوي روم شرقي

12 ژوئيه سال 605 ميلادي، ارتش ايران به تصميم خسرو پرويز، شاه وقت، براي جنگ با روم شرقي از دو سمت - جنوب شرقي و جنوب غربي - به سوي قلمرو اين كشور به حركت درآمد. واحد هاي اين دو ستون پس از تصرف سوريه و ارمنستان، در سال 608 (دو سال پيش از بعثت پيامبر اسلام) از كوههاي «تاروس» گذشتند تا به سوي قسطنطنيه (استانبول امروز) پيش تازند.
«تاريخ» از اين لشكر كشي به عنوان جنگ غير ضروري كه باعث تضعيف هردو امپراتوري و بعدا رفتن هر دو دولت ــ يكي پس از ديگري شد نام برده است.
اين تجربه تاريخي در قرون معاصر سبب شد كه بسياري از ملل از جمله ايالات متحده آمريكا در قوانين اساسي خود «جنگ غير لازم» را منع كنند. بسياري از اصحاب نظر لشکر کشي آمريکا به عراق و تصرف اين کشور در بهار سال 2003 ميلادي را يک جنگ غير ضروري خوانده اند. پس از توپ و تشرهايي كه دولت واشنگتن در زمستان 2005 و ژانويه 2006 به ايران زد و اخطارهايي را که در رابطه با فعاليت هاي هسته اي داد و احتمال حمله نظامي مي رفت مفسران آمريكايي در مقالات خود در مارس 2006 ضمن يادآوري لشكركشي غيرضروري سال 605 خسروپرويز به روم، اندرز دادند كه سياست «كابوي بازي» كه ممكن است به جنگ غير ضروري منتهي شود كنار گذارده شود كه بعدا انعطاف هايي در اين سياست مشاهده شد.
حسين علاء و مسئله نصب مقامها حسين علاء حسين علاء 21 تيرماه 1343 (1964ميلادي) در هشتاد سالگي در گذشت. علاء تقريبا هيچگاه بدون مقام نبود. يا سفير و وزير بود و يا نخست وزير و وزير دربار!. يك بار نيز به قصد کشتن، به او حمله شده بود.
مروري برتاريخ 180 ساله اخير؛ خواننده را در برابر اين سئوال قرار مي دهد كه چرا مقامهاي كشوري ما تنها در انحصار افرادي کم و معين بود و در هر تغييري تنها مهره ها جا به جا مي شدند، آيا در ايران افراد شايسته ديگري نبودند؟!.
اين وضعيت كه زماني اختصاص به كشورهايي همچون ايران داشت در دهه هاي اخير به ساير كشورها از جمله ممالك پيشرفته هم سرايت كرده و اصالت دمكراسي را كه اين همه در باره مزايايش نوشته اند، ولي هنوز از مرحله فرضيه خارج نشده است زير سئوال قرار داده است، كه با ثابت ماندن و يا مختصر جا به جايي مقامهاي انتخابي و انتصابي؛ چه فرقي است ميان حكومت انتخابي و غير انتخابي؟!.
خليل ملکي

*** ضمنا در همين روز در سال 1348 خليل ملكي، يک چپگرا و ازچهره هاي سياسي دهه هاي 1320 و 1330 درگذشت.

در قلمرو انديشه كتاب فيلسوف كه باعث انقلاب شد چرنيشفسکي دوازدهم ژوئيه (امروز) زادروز نيكلاي چرني شفسكي فيلسوف روس و صاحب فرضيه ناروديسم (نوعي پاپيوليسم) است كه در سال 1828 به دنيا آمد و 61 سال عمر كرد. وي برپايه عقايد ليبرال سوسياليستي خود يك كتاب مدينه فاضله نوشته كه همچنان مورد توجه روشنفكران است. چرني شفسكي از رهبران انقلاب دمكراتيك روسيه در سال 1860 بود كه ضمن آن دستگير و به سيبري تبعيد شده بود. تزار وقت كتاب وي تحت عنوان «آنچه را كه بايد كرد» را باعث آن انقلاب دانسته بود كه در سطحي وسيع توزيع شده بود.

در دنياي داستان نويسي نويسنده انگليسي و قضيه بي اعتنايي دولت قاجارها به وطن کينگزليامروز زادروز چارلز كينگزلي نويسنده بزرگ انگليسي قرن نوزدهم است كه 12 ژوئيه 1819 به دنيا آمد، 56 سال عمر كرد و 36 كتاب و عمدتا داستان تاريخي درباره قهرمانان ملي و رويدادهاي جالب كشورهاي مختلف از يونان تا مصر و حتي آمريكاي جنوبي نوشت. كينگزلي رشته تاريخ ملل و تاريخنگاري را در كمبريج تحصيل كرده و حرفه داستان نگاري برپايه رويدادهاي جالب و جاذب و قهرماني تاريخ را پيشه خود ساخته بود زيرا كه عقيده داشت از اين راه بهتر مي تواند به بشر خدمت و احساسات نهفته را بيدار كند. گويا كينگزلي در زمان ناصرالدين شاه با دفتر صدراعظم او؛ ميرزا حسين خان قزويني (سپهسالار) تماس گرفته و خواسته بود كه يك مترجم آشنا به تاريخ ايران به او معرفي شود تا دست كم يك داستان تاريخي برپايه رويدادهاي ايران باستان بنويسد كه دولت تهران اعتنا نكرده بود. تفسير نگاران ادبي که به اين موضوع توجه کرده اند، اين بي اعتنايي دولت وقت ايران را حمل بر ناآگاهي و ضعف احساس وطندوستي مقامات تهران آن زمان ذکر كرده اند. به نظر برخي، بي اعتنايي تهران نسبت به درخواست كينگزلي به اين علت بود كه انگلستان در سال 1862 بيشتر قسمتهاي بلوچستان را به هندوستان (در آن زمان هندوستان انگلستان) ضميمه كرده بود كه اينك در قلمرو پاكستان قرار دارند. اين عمل باعث خشم دولت تهران شده بود مخصوصا كه نيروي نظامي قابل ملاحظه نداشت كه مانع از اين تقسيمبندي انگليسي ها و تجزيه ايران زمين شود. بلوچستان (مكران) از آغاز تاسيس ايران واحد به دست كوروش بزرگ، بخشي از ايران بود و آزمايشهاي اخير «دي. ان. ا.» پارسي بودن بلوچها و پشتونها را ثابت كرده است.

در قلمرو دموکراسي دمكراسي ايتاليايي! برلوسکنيدوازدهم ژوئيه 1996 «سيلويو برلوسكني» سرمايه دار ايتاليائي و صاحب يك امپراتوري رسانه اي در اين كشور تحت تعقيب قضايي قرار گرفت. وي قبلا نخست وزير ايتاليا بود و پس از اين اتهام! دوباره نخست وزير شد، و اين بار پارلمان ايتاليا راي داد تا زماني كه برلوسكني نخست وزير باشد، پرونده هاي كيفري او مسكوت بماند!!. اين وضعيت حکومتي در يک کشور غربي - کشوري که از پيش از ميلاد مسيح ، دمکراسي بوده است - تحقق دمکراسي طبق فرضيه هاي انديشمندان سه - چهار قرن اخير اروپا را دور از انتظار نشان مي دهد و ثابت مي کند که اين نوع دمکراسي هنوز در مرحله فرضيه است و همه مردم آماده براي رعايت دقيق آن نشده اند تا هنگام دادن آراء خود احساسات و منافع شخصي و آني را کنار بگذارند و تنها به جامعه و منافع آن بيانديشند و عمل کنند. برلوسکني در سال 2006 سمت نخست وزيري را از دست داد.

ساير ملل زادروز سزار و اشاره به اظهارات او در باره هوش سرشار ايرانيان سزار ژوليوس سزار، امپراتور روم كه 12 ژوئيه سال 100 پيش از ميلاد (روزي چون امروز) به دنيا آمد و پانزدهم مارس سال 44 پيش از ميلاد در سناي روم ترور شد، در همين روز در سال 47 پيش از ميلاد سناي روم را مجبور به قبول اين باور خود كرده بود كه ايران را به دليل هوش سرشار و وطندوستي مردمش از برنامه لشكر كشي هاي آينده او حذف كند. وي در آن جلسه سنا گفته بود كه به نظر او ايران ـ با توجه به هوش و استعداد و خصال مردمش ـ قدرتي پايدار و هميشگي است. شرح مكتوب اين مذاکرات سناي روم تا به امروز باقي مانده است.
سزار كه از سوي سنا براي ده سال ديگر به رياست قوه مجريه سراسر روم برگزيده شده بود، سالها پيش از آن در جريان تعقيب رقيب خود ـ پمپي و تصرف مصر، كه از اينجا به منظور قلع و قمع دست نشاندگان پمپي به سوريه رفته بود، در شمال سوريه (جنوب تركيه امروز) با دسته اي از سپاهيان ايراني به فرماندهي پسر شاه وقت ايران در گير و مصاف داده بود و با روحيه و تاكتيك جنگي ايرانيان آشنا شده بود. با اين كه دولت وقت ايران قبلا وعده كمك نظامي به پمپي داده بود سزار حاضر نشد بيش از مصافي كه ذكر شد با ايران درگير شود.
اصرار سناي روم در جلسه 12 ژوئيه سال 47 پيش از ميلاد به سزار كه با ايران وارد جنگي تمام عيار شود؛ گرفتن انتقام شكست كراسوس در جنگ سال 53 پيش از ميلاد از ايران بود. سزار كه در جريان يك درگيري داخلي روميان، با از ميان برداشتن رقيبان خود برسر كار آمده بود در طول حكومتش به فتوحات بزرگي در شمال آفريقا از جمله مصر و در اروپا از جمله فرانسه، اسپانيا و بريتانيا نايل آمده بود.
سزار با اين كه كمتر از سران قبلي روم به اصول دمكراسي روميان اعتناء مي كرد براي «فوروم» محل تازه اي ساخت تا جاي بهتري براي بحث و سخنراني هاي عمومي در دسترس باشد و سناي روم را هم به همين محل نقل مكان داد. ماه جاري ميلادي را كه سزار در دوازدهم آن به دنيا آمده بود به افتخار او (ژولاي = جولاي = ژوئيه) ناميده اند كه هنوز به همين نام باقي است. از كارهاي ژوليوس سزار دستور اصلاح تقويم اروپا بود.
ازدواج هنري هشتم با همسر ششم!
هنري هشتم پادشاه انگلستان 12 ژوئيه در سال 1543 با ششمين زن خود «كاترين پار» ازدواج كرد!. کاترين که اميرزاده انگليسي بود آخرين همسر هنري هشتم بشمار مي رود. اين پادشاه انگلستان که به سبب مخالفت پاپ با ازدواجهاي پي در پي اش و ابطال اين ازدواجها، كليساي انگلستان را از حيطه قدرت پاپ جدا كرده و خود را رئيس آن اعلام داشته بود در تاريخ، به پادشاه گردن زن هم شهرت يافته است. وي به جاي طلاق، دو تن از همسران خود را هريک به بهانه اي متهم كرد و به دست جلاد سپرده بود تا گردن بزند. هنري هشتم بسياري از مخالفان سياسي خود را نيز به جلاد سپرده بود تا گردن بزند. مذهب کاتوليک، طلاق همسر و ازدواج مجدد را نهي کرده است.
پاپ کلمنت هفتم در 11 ژوئيه 1533 پس از اطلاع از نخستين طلاق هنري هشتم وي را تهديد کرده بود که اگر به همسر مطلقه خود «کاترين اراگون»بازنگردد اورا تکفير خواهد کرد. کليساي انگلستان از زمان هنري هشتم، جدا از دستگاه پاپ عمل مي کند.
کاترين پار

مهاجر نشين انگليسي استراليا، مهاجرت را محدود كرد! 12ژوئيه 1902 حكومت استراليا كه در طول يك قرن پيش از اين، از مهاجران انگليسي و پس از نابودي بسياري از بوميان به وجود آمده بود مهاجرت به آن سرزمين پهناور را محدود كرد!!. دسته هاي نخست مهاجران انگليسي به استراليا عمدتا از ميان زندانيان و محكومان و زنان ولگرد آن كشور انتخاب شده بودند. علت محدود كردن مهاجرت اين بود كه مردمي از نژادهاي منطقه (چيني ها، ژاپني ها، كره اي ها و اندونزيايي ها) به آنجا نروند و اكثريت نيابند و استراليا را از دست انگليسي ها بيرون نياورند. اين بيم هنوز از ميان استراليايي هاي انگليسي تبار رخت بر نبسته و ترس آنان عمدتا از قدرت چين است كه جوامع چيني آسياي جنوب شرقي به انگليسي تبارهاي استراليا به چشم خارجي متجاوز نگاه مي كنند. به همين لحاظ است كه مقامات استراليا كه عموما انگليسي تبار هستند مي كوشند با آمريكا همپيمان باشند و رابطه خود را با سلطنت لندن قطع نكنند.
حساسيت پايان ناپذير انگلستان نسبت به خاور ميانه 12 ژوئيه 1941 زد و خورد نيروهاي انگليسي با نيروهاي دولت «ويشي» فرانسه در سوريه پايان يافت. سوريه بعد از جنگ جهاني اول و شكست عثماني، سهم فرانسه از غنائم شده و تحت الحمايه اين دولت بود و چون دولت فرانسه با آلمان سازش كرده بود، انگلستان كه نسبت به خاورميانه حساسيت پايان ناپذير داشته است به سوريه نيرو فرستاد تا اين سرزمين را به اين بهانه كه دولت فرانسه با آلمان سازش كرده، و ديگر دوست انگلستان به حساب نمي آيد تصرف كند!.
اين لشكر كشي در حالي بود كه انگلستان در شمال آفريقا زير حملات نيروهاي مشترك آلمان و ايتاليا قرار داشت و به نيروهايش در اين منطقه بيش از سوريه نياز داشت.
تمايل كارتر انساندوست! به بمب نوترون ، چرا؟ کارتر 12 ژوئيه 1977 جيمي كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا (كه اينك پرچم دمكراسي خواهي و انساندوستي بر دوش گرفته است) تمايل خود را به ساخت بمب نوترئن ابراز داشت. وي دليل اين تمايل را چنين بيان كرد كه بمب نوتروني به تاسيسات (نه مردم و جانداران) آسيب كمتري وارد مي آورد!!. كارتر که مشهور به دفاع از حقوق بشر و استقرار دمكراسي بوده با چنين استدلالي، بسيار از هواداران خود را از دست داد و مفسران وقت نوشتند که کارتر با اين گفته خود نشان داد که «تاسيسات و اشياء» را بر جان انسانها ترجيح مي دهد!.
قطع جريان برق در شهر نيويورک و غارتگري متعاقب آن ساعت 21 و 34 دقيقه 13 ژوئن سال 1977 جريان برق شهر نيويورك قطع شد و بخش بزرگي از اين شهر در تاريكي فرو رفت ، غارت شد و... . وسعت غارت به حدي بود كه پليس بيش از سه هزار غارتگر را دستگير كرد. اين رويداد پر معنا مدتها از لحاظ كشف علل و اسباب تحت بررسي جامعه شناسان بود كه چرا در نيمه دوم قرن 20 و در شهر نيويورك كه مقر سازمان ملل است چنين قانون شكني روي داده بود. اين وضعيت ،تمدن و قانونمندي بشر معاصر را زير سئوال برد که خود را کاملتر از همنوعنان گذشته مي خواند.
آغاز رفت و آمد عادي کشتي ها در آبراه پاناما 12 ژوئيه سال 1920 آبراه پاناما كه ميان دو اقيانوس اطلس و آرام حفر شده است، به روي رفت و آمد عادي كشتي ها باز شد. اين آبراه كه در كنترل دولت آمريكا بود اخيرا به دولت پاناما واگذار شده است، ولي نيروهاي نظامي آمريكا هنوز در آنجا هستند. اين آبراه قبل از اين تاريخ يک بار اسما افتتاح شده بود ، ولي آغاز کار عادي آن از 12 ژوئيه سال 1920 است.
يلتسين پلكان خود، حزب كمونيست، را به دور افكند! يلتسين در اين روز در سال 1990 و درجريان كنگره بيست و هشتم حزب كمونيست شوروي، بوريس يلتسين از عضويت اين حزب كناره گيري كرد. وي كه يك كارگر ساختماني در سيبري بود و تحصيلات دانشگاهي نداشت با استفاده از پلكان حزب كمونيست كه او خود را مومن به آن ايدئولوژي نشان داده بود بالا آمده بود و آخرين سمت حزبي او رئيس حزب كمونيست مسكو و عضو دفتر سياسي حزب بود!. يلتسين كه ديداري از آمريكا بعمل آورده بود از سوي پراودا متهم شده بود كه در طول ديدار از آمريكا در نوشيدن ودكا افراط كرده بود و ....
يلتسين سپس كوشيد در اطراف خود هياهو بپا كند تا توجه مردم نسبت به او جلب شود وي با تبليغات رسانه هاي غرب موفق شد که به رياست جمهوري روسيه دست يابد. او يكي از سه نفري است كه شوروي را منحل كرد و همه تلاشهاي هفتاد و 4 ساله چند نسل را برباد داد و غرور روسها را به عنوان يك ابر قدرت شكست و .... اخرين كار يلتسين پيش از كناره گيري معرفي "پوتين" به جانشيني خود بود تا نه تنها راهش را ادامه دهد بلکه از او محافظت کند و مانع دستگيري، محاکمه و مجازاتش احيانا به اتهام خيانت شود. يلتسين اعتياد شديد به مصرف الکل دارد و همين اعتياد از دير زمان به قلب او آسيب وارد ساخته بود.
روزي که عرفات به فلسطين بازگشت، ولي ...
12 ژوئن سال 1994 ياسر عرفات رئيس وقت شوراي عالي فلسطين پس از 27 سال دوري از فلسطين به غزه بازگشت و در فلسطين استقرار يافت. عرفات جواني را در مصر بسر برده و در آنجا تحصيل كرده بود. وي با به اميد به اجراي وعده اي كه درباره ايجاد يك كشور فلسطيني در جوار اسرائيل به او داده شده بود به فلسطين بازگشته بود، ولي تا پايان عمر نه تنها موفق به تحقق آن نشده بود بلکه تا روزي که براي درمان به فرانسه انتقال يافت و در آنجا درگذشت در اقامتگاهش تحت نظر نيروهاي اسرائيلي قرار داشت و تضميني براي حفظ جان او نيز در کار نبود. هنوز جزئيات علت مرگ عرفات دقيقا اعلام نشده است.

برخي ديگر از رويدادهاي 12 جولای 1799: تاسيس انجمن هاي سياسي در انگلستان ممنوع شد.
1806: ناپلئون بناپارت تحت حمايت فرانسه از 12امير نشين آلماني منطقه« راين» از جمله باواريا ، ماينز و بادن يك كنفدراسيون به وجود آورد.
1960: دولت فرانسه پذيرفت كه به مستعمرات آفريقايي خود نيژر ،چاد ، ساحل عاج ، ولتاي عليا ، كنگو (برازاويل ) ، افريقاي مركزي و داهومي استقلال دهد.
1993: يك زمين لرزه شديد صدها تن را در شمال ژاپن كشت . امواج دريا ناشي از اين زلزله به شهرهاي ساحلي آسيب فراوان رساند.
پاسخ با نقل قول top
پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
تقويم, تاريخ


موضوع های جدید در مطالب متفرقه تاريخ
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمی توانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code فعال است
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks فعال است
Pingbacks فعال است
Refbacks غیر فعال است







【★】 عضویت در گروه مشترکین با پرداخت آنلاین و فعال سازی آنی 【★】



Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.

Host by Mizban98
Skin and Programing by : Sat98 Team
All times are GMT +3.5. The time now is 2:06:35 AM
Copyright ©2006 - 2014 , Sate98.net Team